هدف اصلی «محور مقاومت» به رهبری ایران در شرایط کنونی، معترضان بی‌سلاح است، رژیم جمهوری اسلامی برای سرکوب موج کنونی اعتراض‌ها، از نیروهای نیابتی تروریستی خود استفاده کرده و تاکنون بیش از ۸۰۰ نیروی عراقی و عناصر حزب‌الله را وارد کشور کرده است. تقریباً همهٔ این افراد عضو کتائب حزب‌الله، حرکت النجبا یا سیدالشهدا هستند؛ گروه‌هایی که همگی از سوی ایالات متحده به‌عنوان «سازمان تروریستی خارجی» شناخته می‌شوند. همچنین سازمان بدرِ مورد حمایت ایران نیز در این میان مشاهده شده است. تهران به این نیروهای نیابتی تکیه دارد، زیرا این‌ها ابزارهایی آماده و در دسترس هستند، سابقهٔ کشتن غیرنظامیان بی‌سلاح را دارند و رهبران جمهوری اسلامی در شرایط کنونی از ریزش و نافرمانی در میان نیروهای امنیتی خود بیم دارند.

اعتراض‌های سراسری ایران، همراه با اعتصاب‌ها در بخش کسب‌وکارهای کوچک و انرژی، وارد هفتهٔ دوم شده و نزدیک به ۴۰ کشته بر جای گذاشته است. رژیم که به‌دلیل فروپاشی اقتصادی، قطعی‌های گستردهٔ انرژی و بحران‌های زیست‌محیطی مشروعیت خود را از دست داده، از نظر نظامی نیز پس از حملات «جنگ ۱۲روزهٔ ژوئن» به زیرساخت‌های موشکی، هسته‌ای و پدافند هوایی‌اش تضعیف شده است. جمهوری اسلامی اکنون با تهدیدی وجودی از درون مواجه است.

اعتراض‌های سال ۲۰۰۹ نخستین موردی بود که رژیم برای مهار ناآرامی‌ها به نیروهای نیابتی خود متوسل شد. حدود ۵ هزار نیروی حزب‌الله لبنان در سرکوب‌هایی مشارکت داشتند که بیش از ۷۰ کشته برجای گذاشت. در سال ۲۰۱۹، پس از آن‌که سیل بخش‌هایی از ایران را ویران کرد، رژیم به‌جای تمرکز بر کمک‌های بشردوستانه، اعزام شبه‌نظامیان خارجی را در اولویت قرار داد تا مانع اعتراض‌ها شود. در استان خوزستان، این اقدام شامل نیروهای بسیج مردمی عراق (PMF/حشدالشعبی،که یک نهاد رسمی امنیتی عراق متشکل عمدتاً از شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران، از جمله گروه‌های تروریستی معرفی‌شده از سوی آمریکا و همچنین تیپ فاطمیون افغانستان بود. رژیم همچنین در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ صدها نیروی شبه‌نظامی عراقی و لبنانی را به‌کار گرفت.

مقامات می‌کوشند این راهبرد را پنهان کنند و شبه‌نظامیان را به‌عنوان «دانشجویانِ فرهنگِ انقلاب اسلامی» یا «زائران» اماکن مقدس شیعی در ایران معرفی کنند. با این حال، در سال ۲۰۱۹ رئیس وقت دادگاه انقلاب تهران صراحتاً تهدید کرد: «اگر از انقلاب اسلامی حمایت نشود، حشدالشعبی عراق، فاطمیون افغانستان، زینبیون پاکستان و حوثی‌های یمن برای حمایت خواهند آمد.»

همان گروه‌هایی که امروز در سرکوب مردم عادی ایران نقش دارند، سابقه‌ای طولانی از ترور در منطقه دارند. در سوریه، ایران تقریباً تمام «محور مقاومت» را از جمله نیروهای نیابتی عراقی، تیپ‌های افغان و پاکستانی، به‌همراه حزب‌الله لبنان برای حمایت از رژیم بشار اسد در جنگ داخلی به‌کار گرفت. بنا بر گزارش سازمان ملل، اسد و متحدانش بیش از ۳۰۰ هزار غیرنظامی را کشتند و مرتکب بی‌شمار جنایت شدند. در عراق نیز، شبه‌نظامیان حشدالشعبی با همکاری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، در جریان اعتراض‌های خیابانی «تشرین» در سال ۲۰۱۹ با شلیک به سوی تظاهرکنندگان، صدها معترض مسالمت‌آمیز را کشتند و هم‌زمان کارزار ترور فعالان را به راه انداختند.

آمریکایی‌ها نیز هدف همین گروه‌های تروریستی بوده‌اند. پس از حملهٔ آمریکا به عراق، شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران در اشکال مختلف، ابزار جمهوری اسلامی برای تهدید نیروهای آمریکایی بودند. آن‌ها بین سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ بیش از ۶۰۰ نظامی آمریکایی را کشتند. همین گروه‌ها پس از حملهٔ تروریستی ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، نزدیک به ۲۰۰ حمله علیه نیروهای آمریکا و ده‌ها حمله علیه اسرائیل انجام دادند.

برای حفاظت از مردم ایران و کل منطقه در برابر این شبه‌نظامیان عراقی، ضروری است که واشنگتن این نیروها را در داخل کشور مهار و به حاشیه رانده و از معترضان ایرانی حمایت کند. دولت ترامپ باید بر موضع خود پافشاری کند که سیاستمداران وابسته به احزاب پشتِ این شبه‌نظامیان، نباید در دولت بعدی عراق که اکنون در حال شکل‌گیری است، به مناصب رهبری دست یابند. برای تقویت این خط قرمز، باید پیامدهای مالی و نظامی احتمالی به‌روشنی اعلام شود. افزون بر این، ایالات متحده باید با تقویت شعارهای میدانی از طریق صدای آمریکا فارسی و غیرە، فراهم کردن ابزارهایی برای دور زدن محدودیت‌های اینترنتی رژیم، مختل کردن ارتباطات حکومت از طریق حملات سایبری، و هدف قرار دادن دستگاه سرکوب دولتی، از معترضان ایران حمایت کند تا ایرانیان بتوانند رژیم را به سوی فروپاشی سوق دهند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)