کوییريكي از دغدغه ها ي زندگي ي من همواره بنا به دلايل مختلف، پدیده ي “فرا نرم گرايي” بوده، كه معادل واژه ی آن در زبان انگليسي “Queer” است و شامل همجنس خواهان یا همجنس گرایان، دوجنس گرایان، ترانس جندر و انواع دیگر هویت ها و گرایشات از این دست می باشد. در زبان فارسي براي واژه ي “Queer” اغلب از مترادف هاي “دگر باش” يا “دگرباش جنسي” و يا “اقليت جنسي” استفاده مي شود. اما واژه ي “دگرباش” داراي يك بار منفي است. پيشوند “دگر” مفهوم “غير خودي” را در ذهن متبادر مي كند. با تقسیم یک مقوله و پدیده ی انسانی به “خودی” و “غیرخودی” به نظر می رسد به نحوی غیرانسانی، حقوق شهروندی را برای “خودی”ها به طور خاص قائل شده و “غیرخودی” ها را به حاشیه ی ناامن نقض برابری هاي بشری رانده ایم و آنان را در حیطه ی غیرمتعارف “بیگانه” برشمرده و ضرورت شمول حقوق انسانی را از آنان با القای تقابلی موهوم سلب کرده ایم و بدین گونه، پیشاپیش با قضاوتی ناعادلانه، مُهرِ “عدم پذیرش” را از سوی بقیه ی جامعه بر آنان زده ایم.

واژه ي “اقليت” هم فاقد قابليت كافي در ايفاي نقش معادل واژه ي “Queer” است، چرا که تاکنون در حکومت اسلامی با سواستفاده از این مفهوم، همواره شاهد سرکوب یا انکار “اقلیت” های مذهبی، “اقلیت” های قومی”، “اقلیت” های زبانی و “اقلیت” های جنسی و ديگر “اقليت” ها بوده ایم.

به منظور مطالعه ي اتيمولوژي، مترادف و تاريخچه ي اين واژه، به منابع معتبر مانند فرهنگ هاي لغت و دايرت المعارف هاي مختلف و کتابها و مراجع مستند دیگر مراجعه کردم و در نهايت واژه ي مناسبي كه در اينجا می توانم پيشنهاد كنم، “فرا نرم گرايي” است. از آنجا که هر “نرم”ی ارزش نیست و به میزانی که دانش و آگاهی بشر ارتقا و گسترش یافته به همان میزان “نرم” ها و “هنجار” ها نيز دیگرگون شده و بنا به مختصات ساختاری در مناسبات انسانی شاهد تحول و تطبیق مناسب آن به اقتضا زمان بوده ايم، بنابراین به نظر می رسد این گروه انسانی، در قلمرو ماورای نرم های معمول جامعه ی امروز و نه حتا فردا – که ضرورتن ارزش محسوب نمی شوند- صميمانه جاي مي گيرند، با تاكيد و تكيه بر این نکته که از ريشه ي واژه ي “فرا”، معناي “رو به پيش” “فراتر” و “برتر” استنباط می شود. اين بدان معناست كه نمي توان پديده هاي پيراموني را بر اساس كليشه هاي موجود ارزيابي كرد. ممکن است امري كه در گذشته معتبر بوده، امروزه از حيض انتفاع خارج باشد، چنانکه به تجربه بدفعات شاهد آن بوده ایم. هر نوع گرايش و هويت جنسي، (منهاي بيماري هاي جنسي كه منجر به آزار ديگري مي شوند) مطلقن جنبه ي حقوق بشري دارند. بايد جهاني بسازيم سرشار از صلح، دوستي، امنيت و درک و احترام متقابل، تا هر كس بتواند خود واقعي اش را آن گونه كه هست زندگي كند. ما حق نداريم، حق چگونه زیستن به انتخاب خویش را از كسي سلب كنيم و يا براي ديگري زندگي را بر مبنای ميل خود تفسیر و تعبیر كرده و کسی را بدان واداريم. اين ابتدايي ترين حق هر انسان آزاد و البته بزرگترین دستاورد بشری در عصر حاضر مي باشد.

پيشنهاد و طرح مترادف “فرانرم گرایی” به منزله ی مطلق و منحصر به فرد معادل واژه ي “Queer” نيست، و به نظر من یکی از مناسب ترين مترادف ها نسبت به واژگان موجود می باشد که می تواند در تعبیر گرایشات و خصوصیات گوناگون جنسی و هویت های جنسیتی به کار رود.

نياز مبرم براي پاسخگويي به مقتضيات زمان ايجاب مي كند همپاي واقعيات و گسترش و تنوع پديده هاي پيراموني، زبان گفتاري مناسب و درخور آن ساخته و پرداخته شود تا بتوان روايت بخشي از جهان انساني را به سادگی آنچه که هست، فارغ از هرگونه توهين، نفرت و ترس (فوبیا) محقق ساخت. آشنایی با مقوله ی “فرانرم گرایی” و عبارات و اصطلاحات مربوط به آن، مستلزم ایجاد فرهنگ مناسب نوشتاری و گفتاری ست تا با استفاده ی از آن قادر باشیم بدور از هر گونه تنگ نظری، تحجر و ترس (فوبیا) در فضايي از همدلي و درك انساني به موضوع نزدیک شده و نسبت به شناخت یکی از مهمترین ابعاد وجودي بشر، یعنی گرايش های جنسی و هويت های جنسیتی در جامعه با شکستن تابوها اقدام کرده و آگاهی های لازم را در زمینه ي درک و فهم آن کسب نماییم. و همچنین در گذار این شناخت، فرايند پذیرش هرگونه تفاوت به منزله ی شاخصی مثبت در جهت غنا و سلامت روان هر چه بیشتر جامعه را تسهيل سازيم. در غير اين صورت، عدم شناخت و درك واقعيات موجود، صرفن راه به معضلی می برد که در روند آن، بخشی از افراد جامعه (فرانرم گرایان) برای در امان بودن، ناگزیر از پنهان کردن گرایش و سبک زندگی ی می شوند که در عین حال کاملن طبیعی و انسانی ست. این در حالی ست که نه تنها برای خودِ شخص عوارض منفی، آزارنده و رنج آور بوجود می آورد و لطمات روحی و روانی غیرقابل وصف ایجاد می کند، بلکه بی تردید منجر به برهم خوردن توازن در زندگی و مناسبات اجتماعی شده و تاثيرات مخرب متقابل بر اجتماع انساني می گذارد. صداقت با خود و دنیای پیرامونی، گامی ست اساسی در جهت نیل به یک زندگی سالم، ذهنی فارغ از دغدغه های بی مورد و روابطی عاری از هر گونه تشویش و اضطراب های غیرضروری.

ماده دوم از اعلامیه جهانی حقوق بشر و همچنین مقررات ضد تبعیضی که در معاهدات بین‌المللی حقوق بشر وجود دارد از حق چگونه زیستن به انتخاب خود حمایت کرده‌اند. علاوه بر این ماده بیست و ششم از اعلامیه جهانی حقوق بشر اعلام می‌کند که هرکسی در برابر قانون مساوی و بدون هیچ تبعیضی به نحو برابر از حمایت قانون برخوردار است. منشور جهانی که برای گرایش جنسی و هویت جنسیتی شکل گرفته است اصول “یوگیاکارتا” نام دارد و مجموعه‌ای است از ۲۹ اصل که بر اساس موازین و قوانین بین‌المللی حقوق بشر و با توجه به تجربه‌های همجنسگرایان و موقعیت آنان نگاشته و قانونگذاری شده است.

تصویب اصول “یوگیاکارتا” در تاریخ هفت نوامبر ۲۰۰۷، در سازمان ملل متحد، و در نیویورک بوقوع پیوست و کشورهای آرژانتین، برزیل و اروگوئه از آن حمایت کردند. اصول اساسی و قابل توجهی که در اعلامیه ی سازمان ملل متحد در فرانسه آورده شده، صرفن مربوط به پایان دادن خشونت و مجازات اعدام علیه همجنسگرایان است و شامل اصولی چون به رسمیت شناختن حق ازدواج برای همجنسگرایان و یا تشکیل خانواده نمی‌شود. در واقع اصول “یوگیاکارتا” با قانونی کردن جنبه های دیگری از مناسبات انسانی فرانرم گرایان، اعلامیه ی فوق را کامل تر نمود.

اصول یوگیاکارتا به عنوان منشوری در راستای حقوق جهانی فرانرم گرایان از اهمیت خاصی برخوردار است. اینکه چرا این اصول یوگیاکارتا Yogyakarta نام گرفته است به این دلیل است که اجلاس مربوط به آن در یکی از شهرهای منطقه ی ویژه ی یوگیاکارتا در اندونزی برگزار شد. با به رسمیت شناختن روز جهانی مبارزه با هوموفوبیا توسط سازمان بهداشت جهانی پس از طرح اولیه‌ی این ایده در سال ۲۰۰۶، گروه برجسته‌ای از کار‌شناسان بین المللی حقوق بشر در نشستی در «یوگیاکارتا» در اندونزی به طرح مجموعه‌ای از اصول و قواعد بین المللی مرتبط به هویت و گرایش جنسی در پاسخ به خشونت و سوءاستفاده ی گسترده از حقوق بشر پرداختند. حاصل این نشست «اصول یوگیاکارتا» بود.

اصول یوگیاکارتا در زمینه‌ی بکارگیری قوانین بین‌المللی حقوق بشر مربوط به گرایش جنسی و هویت جنسیتی، به وسیله‌ی ICJ و سرویس بین‌المللی حقوق بشر تهیه و تنظیم و به اتفاق آرا در نشست کارشناسان در یوگیاکارتای اندونزی در نوامبر ۲۰۰۶ تصویب شد.

متن کامل «اصول یوگیاکارتا» به هر شش زبان سازمان ملل متحد در سایت yogyakartaprinciples.org به شکل فشرده و نیز در فرمت “پی دی اف” به اشتراک گذاشته شده است.

مهناز قِزِلٌو

دهم دسامبر دوهزار و سیزده – استکهلم

Mahnaz_ghezelloo@hotmail.com

منابع:

A History of Queer Minnesota” book talk and signing with Stewart Van Cleve at Magers & Quinn
A Queer History of the United States, by Michael Bronski
Encyclopedia Britannica
Encyclopedia- Merriam-Webster
Hidden from History: Reclaiming the Gay and Lesbian Past, by Martin Duberman, Martha Vicinus and George Chauncey
www.icj.org
Oxford Etymology Dictionary
www.refworld.org
The American Heritage Dictionary
Webster Etymology Dictionary
www.yogyakartaprinciples.org

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)