تضعیف چشمگیر: تحلیل سند استراتژی امنیتی ملی دولت ترامپ درباره ایران پس از ۷ اکتبر
سند تازه تعیین استراتژی امنیتی ملی آمریکا، موضع بیسابقهای را از سوی دولت ترامپ نمایان ساخت. این سند صراحتاً بیان میکند که حکومت ایران، پس از حمله ۷ اکتبر حماس به جنوب اسرائیل، «بهشدت تضعیف شده» است. همچنین، توان هستهای این کشور نیز کاهش چشمگیری را تجربه کرده است. با این حال، تأکید اصلی بر این نکته است که تغییر نهایی در ایران، تنها با اقدام نظامی محقق نمیشود. در نهایت، این مردم ایران هستند که سرنوشت خود را رقم خواهند زد و آینده کشور را میسازند.
مواضع کلیدی سند امنیتی دولت ترامپ
دولت ترامپ در سند جدید خود، گزارشی از وضعیت کنونی حکومت ایران ارائه داده است. بر اساس این گزارش، حکومت ایران «بهشدت تضعیف شده» و توان هستهای خود را از دست داده است. این سند دیدگاهها و سیاست خارجی آمریکا را به وضوح تشریح میکند. انتشار سند جدید «استراتژی امنیت ملی ترامپ» در ۳۳ صفحه، روز پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴ انجام شد. انتشار چنین سندی برای هر رئیسجمهور آمریکا در طول دوره چهار ساله معمول است. هدف از آن، تشریح استراتژی رئیسجمهور برای امنیت ملی است.
در سند جدید دولت ترامپ، آشکارا اشاره شده است که اقدامات دولت اسرائیل مؤثر بوده است. این اقدامات پس از حمله هفتم اکتبر حماس به خاک اسرائیل انجام شد. نتیجه این اقدامات، تضعیف شدید حکومت ایران بود. سند دولت ترامپ همچنین کاهش برنامه هستهای تهران را تأیید میکند. این کاهش چشمگیر بهدلیل حمله آمریکا به سه تأسیسات هستهای رخ داده است.
تبعات جنگ و حملات هستهای
جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با یک حمله غافلگیرانه در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز گردید. این درگیریها به کشته شدن صدها تن از نیروهای سپاه پاسداران انجامید. از جمله کشتهشدگان، فرماندهان ارشد نظامی ایران بودند. این حملات هدفمند همچنین منجر به ترور حدود ۱۵ دانشمند هستهای شد. در جریان این جنگ، دهها نفر دیگر نیز جان خود را از دست دادند.
در اوج درگیریها، ارتش آمریکا با دستور مستقیم دونالد ترامپ، رئیسجمهوری وقت، وارد عمل شد. روز اول تیرماه، سه تأسیسات هستهای مورد حمله قرار گرفتند. تأسیسات نطنز، فردو و مرکز فرآوری اورانیوم اصفهان بمباران شدند. ترامپ پس از این عملیات، اعلام کرد که این تأسیسات «کامل و مطلق» منهدم شدهاند. مقامهای ایران نیز بعداً به خسارتهای بسیار بالا اذعان کردند.
حمله حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳ پیامدهای غیرمستقیم زیادی برای تهران به همراه داشت. حزبالله لبنان یکی از گروههای تحت حمایت حکومت ایران است. این گروه نیز متحمل ضربات بسیار سختی شد. بسیاری از اعضا و فرماندهان حزبالله در این درگیریها کشته شدند. حسن نصرالله، دبیرکل این گروه، نیز در میان کشتهشدگان بود. زیرساختها و تجهیزات مهم حزبالله نیز در این جنگ بهطور کامل منهدم شد.
تحلیل کارشناسان و شباهت به افول شوروی
علاوه بر دادههای مندرج در سند استراتژی امنیتی ملی دولت ترامپ، دو کارشناس برجسته، وضعیت حکومت ایران را تحلیل کردهاند. آنها معتقدند شکستهای نظامی و اقتصادی ایران در سال جاری تشدید شده است. این وضعیت پس از تحمل ضربات سنگین در جنگ با اسرائیل و آمریکا ایجاد گردید. موج تازهای از تحریمهای بینالمللی نیز به این فشارها دامن زد.
نورمن رول، از کارشناسان باسابقه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در روز دوشنبه ۲۶ آبان ۱۴۰۴ اظهار داشت که برخی افراد در حکومت ایران با خود میگویند: «ما یک رژیم رو به زوال هستیم.» او افزود: «آنها میگویند ما خیلی از اتحاد جماهیر شوروی در روزهای پایانیاش دور نیستیم.»
مارک دوبوویتز، مدیرعامل اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسیها، نیز این شباهتها را تأیید میکند. او تصریح کرد: «این سخن به معنای آن نیست که حکومت ایران همان شوروی است.» همچنین «سال ۲۰۲۵ همان سال ۱۹۸۹ نیست». اما دوبوویتز به یک اصل تاریخی اشاره کرد: «تاریخ تکرار نمیشود، بلکه پژواک مییابد.» او یادآوری کرد: «باید به یاد داشت که ما در دورانی بزرگ شدیم که اتحاد شوروی شکستناپذیر به نظر میرسید.»
دوبوویتز همچنین تغییر رویکرد تهران در برخی مسائل اجتماعی را مورد تحلیل قرار داد. او این تغییرات را به اصلاحات محدود میخاییل گورباچف تشبیه کرد.
افزایش فشارها و وضعیت داخلی
در ماههای پس از پایان جنگ، بنبست درباره برنامه هستهای مورد مناقشه ایران بدتر شده است. دولت ترامپ تحریمهای اقتصادی علیه ایران را افزایش داده است. علاوه بر این، قدرتهای اروپایی نیز روندی جدید را فعال کردند. این روند به فعالسازی مجدد تحریمهای سازمان ملل علیه ایران میانجامد. این فشارها بهطور فزایندهای بر اقتصاد ایران تأثیر میگذارد.
با تشدید فشار اقتصادی، وضعیت حقوق بشر نیز دچار وخامت گردیده است. گزارش نهادهای حقوق بشری حاکی از افزایش میزان اعدامها و بازداشتها است. حکومت ایران بر شدت سرکوب مخالفان خود افزوده است. محدودیتها بر آزادی بیان نیز به شدت افزایش یافته است. این اقدامات، نشاندهنده تلاش نظام برای کنترل اوضاع در شرایط بحرانی است.
در اوج درگیریها، هم دولت ترامپ و هم اسرائیل تمایل خود را ابراز کردند. آنها خواستار تغییر نظام حاکم ایران بودند. اما آتشبسی که از سوی ترامپ برقرار شد، این احتمال را به تأخیر انداخت.
نقش مردم ایران و آینده کشور
مارک دوبوویتز در ادامه تحلیلهایش یک نکته کلیدی را مطرح میکند. او میگوید: «مطمئن نیستم هیچ کشور خارجی بتواند کل این سازه را دگرگون کند.» اما او نقش حمایتی دولت ترامپ را مهم میداند. او افزود: «بهیقین دولت ترامپ میتواند و باید هر حمایتی را که ممکن است ارائه دهد.» هدف این حمایتها، توانمندسازی مردم ایران است. مردم ایران باید بتوانند این ساختار را از درون تغییر دهند. این تغییر باید مطابق با نیازهای آنها و برای آیندهای بهتر باشد.
قطعاً مردم ایران، بازیگران اصلی در این تغییرات خواهند بود. مقاومت سازمانیافته آنها نیز نقشی حیاتی دارد. این مقاومت سازمانیافته اصلی با داشتن نیروی رزمنده روی زمین، در نهایت کار حکومت ایران را تمام خواهد کرد. سرنوشت ایران در دستان مردم آن است.
[آیا سرکوب گسترده نشانه قدرت است یا ضعف رژیم ایران؟]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.