n00027484-r-b-004
بودند، هستند و خواهند بود هنرمندانی که در قبال ارضای نیازهای دولتمردان از نیازهای راستین جامعه و گاها نیازهای خود هم چشم پوشی کرده اند و تلویحا به ابزاری برای پیشبرد اهداف دیگران تبدل شده اند؛ دیدار هنرمندان با حسن روحانی در تالار وحدت نمونه ای از این دست است.
در ماتمکده ای به نام ایران و تحت حاکمیت جمهوری اسلامی که هنر نه در خدمت هنر و نه در خدمت برملا کردن مصائب جامعه است، در نظامی که وزارت ارشاد و سیاسیون برای نویسندگان و هنرمندان تعیین تکلیف میکنند و مسیر و هدف کارهای آنها را مشخص میکنند، این یک امر واقعی است که هنر از محتوای واقعی خود خالی شود. با نگاهی به دیدار حسن روحانی با هنرمندان متوجه این امر میشویم که هنرمندان حاضر بیشتر کسانی هستند که در تمامی مقاطع همراه و خدمتگزار این حکومت بوده اند، صرفنظر از اینکه رئیس حکومت خندان یا اخمو بوده باشد! چیزی که در این میان اما بیشتر از خصلت و خوی دولت و دولتمردان آزاردهنده است، این است که بخشی از هنرمندان به ظاهر متعهد هم در مقاطع تاریخی مشخصی که جامعه بیشتر به فکر رهایی و گریز از وضع موجود بوده است، با وضع موجود همراهی کرده اند و خود بخشی از پدیدآورندگان همین وضعند.
اگر اساسا واکنش ما به هنر صرفا احساس لذت یا شادمانی باشد، غلط است چون اساس هنر باید برای این باشد که تجربیات و حال و وضع کنونی ما را تجزیه و تحلیل کند و توجه دیگران را به آن جلب کند تا راهکارهایی برای حل آن پیدا شود. هنر زمانه دیگر تنها وسیله سرگرمی نیست، بلکه هنر و هنرمند زمانه دارای نقشی اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هستند و رابطه تنگاتنگی با مردم دارند. هنری که سفارشی و دستور داده شده باشد و برای محکم کردن پایه های حکومتی یا برای پرده پوشی معایب و کم و کاستیهای حکومتها بکار برده میشود، دیگر نه تنها هنر زمانه نیست، حتی هنر هم نیست بلکه تکلیفی است معیین که در یک چهارچوب مشخصی اسیر میشود و با هیچ رنگ و لعابی هم روی هنر به خود نمی گیرد.
در نظام جمهوری اسلامی که نه تنها با اصل هنر بلکه با هر لذت و شادمانی هم تحت عناوین گوناگون مخالفت میشود، حسن روحانی با حرفهای ضد و نقیض خود در جمع هنرمندان در حالی به آنها وعده و وعید این را میدهید که سیاسیون نباید برای هنر تعیین تکلیف بکنند که در ایران وزارتی بنام فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد که کار اصلی آن سانسور و زیر سوال بردن تمامی فعالییتهای هنری است که به نحوی باب میل سیاسیون این کشور نباشد! او حتی از این هم فراتر میرود و میخواهد که در آینده جمعی از هنرمندان به استخدام وزارت نامبرده در بیایند و وظیفه سانسور را مستقیم خود ایشان برعهده بگیرند. هرچند او از هنر آزاد نیز سخن به میان آورد و گفت که هنر بدون آزادی معنا ندارد، اما در همان حال از اعمال محدود کننده ای نیز برای هنر سخن گفت که به عبارتی دیگر معنی و مفهوم هنر و آزادی را از دیدگاه خود برملا ساخت.
آنچه از سخنان روحانی در تالار وحدت برداشت میشود در واقع قبلا هم در سخنان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به گونه ای دیگر بیان شده است و آن هم گوشزد کردن خودسانسوری به هنرمندان بود برای اینکه دولت ناچار به این کار نشود چون از نظر آنها هم هنر و هم هنرمند تعریف دیگری دارند. از نظر آنها هنر یعنی ترویج دین و پایه های حکومت اسلامی، هنر یعنی پرده پوشی جنایات رژیم، خلاصه هنر یعنی هرچیزی غیر از هنر. در مورد هنرمند هم قضیه به همین منوال است. در این نظام به کسی هنرمند گفته میشود که مجیزگو و غیرسیاسی باشد و در مقابل تمام بلاهایی که آنها سر جامعه میاورند یا سکوت مطلق اختیار بکند و یا در جهت وارونه نشان دادن واقعیتها گام بردارد.

از منابع زیر استفاده شده است:
http://https://www.tribunezamaneh.com/archives/40424#.UuEuWxDb-Um ، http://www.radiozamaneh.com/118597#.UuEuYBDb-Ul، http://payaam.org/matalebresideh/pdf/lane%20karkasan.pdf

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)