افزایش جمعیت سالمندان و بحران فاجعهبار ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی
افزایش شتابان جمعیت سالمندان در ایران به دلیل عدم ایفای تعهدات دولتها به صندوقهای بازنشستگی، چالشهای مالی بیسابقهای ایجاد کرده است. این بحران ساختاری، منجر به قطع خدمات حیاتی بیمهای و افزایش فشار معیشتی بر زندگی سالمندان و بازنشستگان شده است.
دگرگونی جمعیتی و فشار فزاینده بر نظام مالی
افزایش جمعیت سالمندان در ایران یک پدیده اجتنابناپذیر است. این امر ریشه در ارتقای امید به زندگی و کاهش بیسابقه نرخ باروری دارد. این تحول ساختار سنی ابتدا یک مسئله اجتماعی و سپس چالشی عمیق مالی و اقتصادی است. مدیریت این ریسکهای بلندمدت نیازمند یک رویکرد جدید و برنامهریزی جامع است.
پیری به خودی خود بیماری نیست، اما دوران سالمندی با بار بیماری مزمن همراه است. این وضعیت تقاضا برای خدمات سلامت و درمان را بهشدت افزایش میدهد. وضعیت کشور در این گذار جمعیتی ابعاد ویژهای به خود میگیرد که با روندهای تاریخی سایر کشورهای توسعهیافته متفاوت است.
بر اساس دادههای رسمی مرکز آمار ایران، سهم جمعیت ۶۵ سال و بالاتر در سال ۱۳۹۵ حدود ۶ درصد بود. این رقم تا سال ۱۴۰۴ به حدود ۸ درصد افزایش یافته است. آنچه موجب نگرانی متخصصان است، سرعت وقوع این دگرگونی محسوب میشود. پیشبینی میشود سهم جمعیت سالمند کشور یعنی ۶۰ سال و بالاتر تا افق ۱۴۳۰ به رقمی بالغ بر ۳۰ تا ۳۳.۴ درصد برسد. این به معنای آن است که نسبت جمعیت سالمندان کشور طی حدود ۲۰ سال آینده دو برابر خواهد شد.
چنین روند شتابیابندهای فرصتهای مکفی برای تعدیل آهستگی پارامتریک در نظام مالی و بیمهای را از بین میبرد. ریشه این شتاب، اغلب در کاهش شدید نرخ باروری نهفته است. میزان خام ولادت در کشور به ۱۱ تولد در سال ۱۴۰۳ سقوط کرده است. این کاهش طی ۶۰ سال، ۷۶ درصد کاهش را نشان میدهد. کاهش شدید موالید و افزایش سن میانه جمعیت تا سال ۱۴۲۹ به حدود ۴۵ سال میرسد. این امر فشار بر صندوقهای بازنشستگی را تشدید میکند. همچنین شبکه سنتی مراقبت خانوادگی را تضعیف کرده و مستقیماً تقاضا برای مراقبتهای رسمی و پرهزینه LTC (مراقبت بلندمدت) را افزایش میدهد.
ناترازی صندوقهای بازنشستگی و بحران مالی کشور
سالمندی جمعیت، پایداری مالی کشور را از طریق مجاری متعددی به چالش میکشد. مهمترین تجسد چالش مزبور، کمبود یا آنچه این روزها حکومت ملایان میگویند ناترازی فزاینده در صندوقهای بازنشستگی است. این صندوقها در کشور اغلب بر اساس سیستم پرداخت جاری عمل میکنند. افزایش تعداد مستمریبگیران و کاهش نیروی کار بیمهپرداز، نسبت پشتیبان به مستمریبگیر را کاهش میدهد. این وضعیت فشار مالی بر این صندوقها را بهنحو بیسابقهای افزایش میدهد.
این بحران تا آنجا پیش رفته که سهم کمکهای دولتی از هزینههای عمومی به دو صندوق بازنشستگی کشوری و لشگری افزایش یافته است. این سهم از حدود ۱۱ درصد در سال ۱۳۹۲ به حدود ۱۹ درصد در سال ۱۴۰۰ رسیده است. در عمل کسری بازنشستگی به یک ریسک مالیاتی بزرگ تبدیل شده است. پیری جمعیت تأثیر مستقیمی بر کاهش عرضه نیروی کار فعال دارد. در نتیجه این امر، رشد تولید ناخالص داخلی نیز کاهش مییابد. در چنین شرایطی که نظام بازنشستگی دچار کسری ساختاری است، امکان تأمین یک سیستم LTC دولتی یارانهای به حداقل افت میکند.
هزینههای سرسامآور مراقبت بلندمدت (LTC) برای سالمندان
مراقبت بلندمدت (LTC) خدمات جامعی میباشد که به سالمندان نیازمند کمک ارائه میکند. هدف این خدمات انجام فعالیتهای روزانه مورد نیاز و برخورداری از کیفیت زندگی قابل قبول است. این خدمات شامل کمک در استحمام، لباس پوشیدن، غذا خوردن و جابهجایی است.
در حال حاضر این خدمات اغلب بهصورت پرداخت خویشفرما و استخدام مراقب یا پرستار تأمین میشود. تأمین این خدمات مستقیماً از جیب خانوادهها انجام میشود. این هزینهها در سطح فعلی، فشار مالی سنگینی بر طبقه متوسط وارد میکند. بر اساس برخی برآوردها، هزینه پرستار شبانهروزی ۲۴ ساعته برای سالمندانی که نیاز به مراقبت کامل دارند، میتواند بین ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان ماهانه برآورد شود. درحالیکه هزینه نگهداری در مراکز رسمی مانند خانه سالمندان نیز بهصورت ماهانه بین ۵ تا ۱۵ میلیون تومان و حتی بیشتر گزارش شده است. ماهیت طولانیمدت و پیوسته این خدمات بدون پوشش بیمهای، پساندازهای چند ساله خانوادهها را در مدتی کوتاه تخلیه میکند. روند شتابان افزایش سالمندان در کشور، یک خطر و چالش ساختاری و فعلی است. این روند در حال تبدیل شدن به یک ناترازی مالی سیستماتیک است.
قطع بیمه تکمیلی و تشدید مشکلات معیشتی بازنشستگان
در چنین شرایط بغرنجی، علی دهقانکیا، رئیس کانون بازنشستگان تأمین اجتماعی تهران، خبر از قطع بیمه تکمیلی داد. او اعلام کرد که از اول آذر ۱۴۰۴، بازنشستگان تأمین اجتماعی بیمه تکمیلی ندارند. آنها تنها میتوانند به بیمارستانها و مراکز تحت پوشش سازمان یا طرف قرارداد مراجعه کنند. سازمان تأمین اجتماعی هنوز با بیمهگذار آتیهسازان به توافق نرسیده است. به همین جهت بیمه تکمیلی مربوط به بازنشستگان لغو شده و علت اصلی این اتفاق، پرداخت نشدن بهموقع حق بیمهها از سوی سازمان بوده است.
احمدی پنچکی، عضو هیئت مدیره کانون بازنشستگان، نیز در این مورد اعلام کرد: «در قرارداد قبلی حق بیمه ۳۰۰ هزار تومان بود.» او افزود: «۵۰ درصد آن را سازمان تأمین اجتماعی (حدود ۱۵۰ هزار تومان) و ۵۰ درصد بقیه را بازنشستگان پرداخت میکردند.» وی تأکید کرد: «۶۰ درصد بازنشستگان حداقلبگیر هستند.» این سالمندان و بازنشستگان در سختترین شرایط معیشتی بهسر میبرند.
ریشه اصلی ناتوانی صندوقهای بازنشستگی و سازمان تأمین اجتماعی در ارائه خدمات شایسته به سالمندان، به عدم ایفای تعهدات دولتی و برداشتهای مداوم از منابع این سازمانها بازمیگردد. در حالی که شستا و تأمین اجتماعی باید پشتوانه مالی و خدماتی مطمئنی برای بازنشستگان و سالمندان باشند، اما به دلیل انباشت بدهیهای کلان دولتها و سوءمدیریتهای مالی و اختلاسهای پیاپی، این نهادها از انجام تعهدات حمایتی خود بازماندهاند. در نتیجه، این کسری بودجه مزمن و ساختاری، بهطور مستقیم با قطع خدمات بیمهای مانند بیمه تکمیلی سالمندان، مشقت معیشتی را بر این قشر تحمیل کرده است.
[چرا جمعیت ایران پیر و تنها میشود؟!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.