فاجعه‌ای در لباس سفید: بحران خودکشی رزیدنت‌ها در ایران و ریشه‌های ساختاری آن

خودکشی دستیاران تخصصی پزشکی که در ایران با عنوان رزیدنت‌ها شناخته می‌شوند، به یک فاجعه اجتماعی و یکی از مهم‌ترین چالش‌های نظام سلامت کشور تبدیل شده است.

بر اساس گزارش‌های اعلام‌شده، آمار خودکشی در میان دستیاران پزشکی ایران به‌شدت نگران‌کننده است.

رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران، با استناد به آمار سازمان نظام پزشکی، اعلام کرده است که ۱۶ دستیار پزشکی طی یک سال اخیر  اقدام به خودکشی منجر به مرگ کرده‌اند.

طبق تحقیقات انجمن روانپزشکی، آمار خودکشی در جامعه پزشکی ایران در سال‌های گذشته ۳.۱ تا ۵ برابر افزایش یافته است.

یک تحقیق که در دوره کرونا روی ۲۵۳ دستیار پزشکی انجام شد، نشان داد که ۳۴ درصد از افراد مورد بررسی، افکار خودکشی داشته‌اند که ۱۰ درصد از آن‌ها افکار پرخطر را گزارش کردند. مطالعات همچنین نشان می‌دهد که حدود ۳۰ درصد از دستیاران تخصصی پزشکی به خودکشی فکر کرده‌اند.

رئیس شورای عالی نظام پزشکی نیز آمار خودکشی در بین رزیدنت‌ها را «نگران‌کننده» و «معضل مهم برای جامعه پزشکی» توصیف کرده است. در حالی که وزارت بهداشت آمار دقیق‌تر را محرمانه می‌داند، خطر خودکشی در پزشکان بر اساس آمار جهانی نیز بالاتر از سایر مشاغل گزارش شده است.

بر اساس آمار، حدود ۱۵ هزار رزیدنت‌ها در سطح کشور مشغول به فعالیت هستند. مطالعات یک روزنامه بین‌المللی نشان می‌دهد که حدود ۳۴ درصد از رزیدنت‌های ایرانی به آسیب به خود فکر کرده‌اند. این موضوع بیانگر قرار داشتن کادر درمان کشور در یک وضعیت بسیار نامساعد است.

تخمین‌ها حاکی از آن است که میزان خودکشی میان رزیدنت‌ها تقریباً ۱۰۰ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر است. سازمان نظام پزشکی اعلام کرده که خودکشی در میان دستیاران تخصصی ۳ تا ۵ برابر بیشتر از سایر گروه‌ها می‌باشد.

فشار ساختاری حاکمیت بر رزیدنت‌ها

وضعیت رزیدنت‌ها در نظام آموزشی و درمانی ایران ترکیبی از فشارهای ساختاری و فردی است که آن‌ها را در معرض آسیب‌های جدی روانی قرار می‌دهد. این دستیاران نه تنها دانشجو هستند، بلکه بار سنگینی از وظایف درمانی را در بیمارستان‌های دولتی بر عهده دارند؛ جایی که چرخه خدمات درمانی عمدتاً بر دوش آن‌ها می‌چرخد.

دستیاران پزشکی مجبور به کار در شیفت‌های متعدد و طولانی هستند. فشار کاری به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مشکلات این قشر توسط مدیر روابط عمومی سازمان نظام پزشکی تأیید شده است.

در طول دوره دستیاری، این افراد حقوق کمی در حد دانشجویی دریافت می‌کنند. این در حالی است که حق طبابت در خارج از بیمارستان‌های دولتی نیز از آن‌ها سلب شده است.

در موضوع دستیاری تخصصی یا همان رزیدنت‌ها، شیفت‌های طولانی و ساعات کاری نامتعارف از جمله این شرایط ناعادلانه هستند.

یکی از معضلات اصلی عدم شناسایی رسمی دوره رزیدنتی به عنوان شغل محسوب می‌شود. هرچند که اخیراً مسئله بیمه تأمین اجتماعی برای رزیدنت‌ها پیگیری شده است، اما این دوره همچنان شغل نیست. تا مدت‌ها، این افراد حتی از خدمات بیمه نیز برخوردار نبودند. آن‌ها مجبور بودند هزینه‌های درمانی خود را شخصاً پرداخت کنند.

مسئله دیگر، مربوط به آئین‌نامه‌ها و مقررات است. برای نمونه، فرد پذیرفته‌شده در آزمون رزیدنتی باید دو ضامن معرفی می‌کرد. این در حالی است که آزمون‌های رزیدنتی سختی‌های فراوان، رقابت‌های ناعادلانه و سهمیه‌های خاص خود را دارند. شرایط ضامن‌ها نیز سختگیرانه بود؛ شامل سابقه اداری، عدم کهولت سن و تضمین عدم ترک تحصیل یا انصراف.

مسئله دیگری که در دوره رزیدنتی وجود دارد، فضای حاکم بر برخی گروه‌های تخصصی است. گروه‌هایی مثل جراحی یا زنان، دورانی بسیار سخت‌تر برای رزیدنت‌ها دارند. در این گروه‌ها، سلسله‌مراتبی وجود دارد که سختی آن حتی از نظام نظامی‌گری بیشتر است.

کار و فشار زیاد و حقوق بسیار پایین

در بسیاری از موارد، مسئولیت رسیدگی به بیماران به دلیل حضور کم پزشکان متخصص مسئول (اتندینگ‌ها) به طور کامل بر عهده رزیدنت‌ها گذاشته می‌شود. این امر فشار مسئولیت و استرس را بر دوش آن‌ها دوچندان می‌کند.

دوره دستیاری که بین ۴ تا ۶ سال به طول می‌انجامد، بخش مهمی از جوانی و زندگی رزیدنت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. عدم تعادل بین کار و زندگی، فرسودگی شغلی و اختلالات خواب و افسردگی از عواقب این شرایط است.

فشارهای قانونی نیز در برخی موارد به ایجاد بحران‌های روانی در رزیدنت‌ها منجر شده است. به عنوان مثال در دانشگاه تبریز، یک رزیدنت رشته زنان، به دلیل پرونده قصور پزشکی دچار فروپاشی شد. او به دلیل صدور حکم پرداخت دیه سنگین، وضعیت روانی بحرانی پیدا کرد. از نظر قانونی، رزیدنت‌ها در جایگاه دانشجو هستند و مسئولیت مدنی کاملی ندارند.

دولت با سپردن بار اصلی بیمارستان‌ها به دوش رزیدنت‌ها، مسئولیت سنگینی به آن‌ها تحمیل کرده است. این مسئولیت سنگین بدون آنکه حمایت کافی فراهم شود، به وجود آمده است. مجموعه این پیچیدگی‌ها در کنار سوءمدیریت‌ها، شرایط را کاملاً بحرانی ساخته است.

همزمان با بحران خودکشی، موج گسترده مهاجرت کادر درمان نیز در کشور در حال افزایش است. این دو پدیده نشان‌دهنده ناامیدی جدی از آینده شغلی و اجتماعی در حوزه سلامت است. بحران خالی شدن کشور از پزشک خود گویای مشکلات ساختاری است که این افراد را به ستوه آورده است.

خودکشی رزیدنت‌ها صرفاً یک مشکل فردی نیست، بلکه یک فاجعه اجتماعی است. این رویداد تلخ نشان می‌دهد که نظام آموزشی و درمانی، نخبگان خود را قربانی ساختارهای فرسوده و کمبود منابع کرده است.

[خودکشی رزیدنت‌ها یا خودکشی امید؟!]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)