بار تشنگی بر دوش: تراژدی کولبری زنان در سیستان و بلوچستان

استان پهناور سیستان و بلوچستان، با وجود منابع آبی بالقوه، سال‌هاست که از محرومیت عمیق در دسترسی به آب آشامیدنی سالم رنج می‌برد. در غیاب زیرساخت‌های حیاتی، پدیده دردناک کولبری زنان برای تأمین آب، به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره در بسیاری از روستاها تبدیل شده است. این وضعیت، که پیامد مستقیم بی‌توجهی مزمن به توسعه زیرساخت‌ها است، ابعاد فاجعه‌بار اجتماعی و جسمی به خود گرفته است.

بحران زیرساخت: ۳۰۰۰ روستای تشنه

سیستان و بلوچستان، به‌عنوان پهناورترین استان کشور، با یک معضل اساسی در تأمین آب پایدار روبه‌رو است. مطابق آمار رسمی، حدود ۳۰۰۰ روستا در این استان فاقد شبکه آبرسانی لوله‌کشی هستند. این بدان معناست که جمعیتی بالغ بر ۷۰۰ هزار نفر، همچنان مجبورند با تانکر یا روش‌های سنتی و پرخطر، آب مورد نیاز خود را تأمین کنند. این کمبود زیرساختی، در کنار مشکلات خشکسالی و کم‌آبی، شرایط طاقت‌فرسایی را ایجاد کرده است. مردم این روستاها برای تأمین آب آشامیدنی، اغلب به آب‌های غیربهداشتی هوتک‌ها (گودال‌های ذخیره آب) یا رودخانه‌ها متکی هستند. این آب‌ها نه تنها سلامت‌شان را به خطر می‌اندازد، بلکه خطرات جانی نظیر حمله تمساح‌های گاندو و غرق شدن کودکان را نیز به همراه دارد.

[۳۰۰۰ روستای سیستان و بلوچستان فاقد شبکه آب شرب، تأمین منابع آبی ۱۲۰۰ روستا با تانکر]

غیاب مردان و سنگینی بار بر دوش زنان

بسیاری از مردان جوان و فعال این مناطق، به دلیل نبود فرصت‌های شغلی، مجبور به مهاجرت شده‌اند. آن‌ها برای کار به استان‌های همجوار یا کشورهای دیگر می‌روند تا امرار معاش خانواده را تأمین کنند. این مهاجرت‌ها، بار سنگین زندگی و مسئولیت‌های خانوار را به‌طور مضاعف بر دوش زنان و دختران باقی می‌گذارد. در این شرایط، کولبری زنان به تنها راه چاره برای تهیه آب تبدیل می‌شود.

کولبری زنان: از چاه تا خانه، مسافتی پر از درد

کولبری زنان در سیستان و بلوچستان به معنای حمل دبه‌ها و گالن‌های سنگین آب (گاهی تا ۴۰ لیتری) روی سر یا دوش، پس از طی مسافت‌های طولانی و اغلب صعب‌العبور است. این کار طاقت‌فرسا، که از چاه‌ها، قنات‌ها، هوتک‌ها یا محل استقرار تانکرهای آبرسانی آغاز می‌شود، وظیفه‌ای روزانه و تکراری برای زنان شده است.

در منطقه دشتیاری بزرگ در جنوب بلوچستان، گزارش شده که در حدود ۲۹۰ روستا، کولبری زنان برای تأمین آب امری رایج است.

این نوع از کولبری زنان، برخلاف کولبری کالا که به منظور امرار معاش صورت می‌گیرد، صرفاً برای بقا و تأمین نیاز حیاتی خانواده انجام می‌شود. این تراژدی، مصداق بارز یک نابرابری شدید و اعمال «خشونت علیه زنان» است که ریشه در سوءمدیریت و غفلت مسئولین دارد.

پیامدهای روحی و جسمی کولبری زنان

حمل منظم بارهای سنگین، تأثیرات مخربی بر سلامت جسمی زنان و دختران دارد. دردهای مزمن کمر و استخوان، آسیب‌های اسکلتی-عضلانی، و آرتروز زودرس، تنها بخشی از هزینه‌های فیزیکی کولبری زنان است.

علاوه بر آسیب‌های جسمی، فشار روانی این وضعیت نیز بسیار مخرب است. اضطراب دائمی ناشی از نبود آب سالم و کافی، نگرانی از بیماری‌های ناشی از مصرف آب آلوده، و ساعت‌ها وقت‌گذاشتن برای یک نیاز اولیه، سلامت روان زنان را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. این زنان به جای اختصاص وقت خود به آموزش، بهداشت و امور اجتماعی، ناچارند تمام توان خود را صرف این تلاش بی‌پایان برای «آب‌آوری» کنند. کولبری زنان در این مناطق، یکی از نگران‌کننده‌ترین اشکال محرومیت در قرن بیست و یکم است.

فقدان آب آشامیدنی سالم؛ مسئولیتی نادیده گرفته‌شده

بحران آب در سیستان و بلوچستان نتیجه کمبود منابع طبیعی تنها نیست؛ بلکه حاصل بی‌توجهی عامدانه حاکمیت ملایان به توسعه زیرساخت‌ها و مدیریت ناکارآمد منابع آب است. با وجود سدهای بزرگ در منطقه، عدم اجرای خطوط لوله‌کشی و ناتوانی در تأمین آب شرب سالم برای شهروندان، نادیده گرفتن حق اولیه زندگی محسوب می‌شود. در حالی که در شهرهای بزرگ، آب به وفور در اختیار شهروندان قرار دارد، مردم این استان، خصوصاً در مناطق روستایی، باید با پرداخت هزینه‌های سنگین برای تانکر یا به جان خریدن خطرات جانی و جسمی، به آب دسترسی پیدا کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)