روز سه شنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۴ (۴ نوامبر ۲۰۲۵)، زهران ممدانی۳۴ ساله، اوگاندایی تبار، جوانترین شهردار نیویورک طی ۱۰۰ سال گذشته و نخستین نیویورکی از تبار مهاجران ضد اسیمیلیست است که کلید شهرداری قلب مالی آمریکا را در دست میگیرد. او در جمله ای نمادین نسیم جدید در جامعه آمریکا را این گونه توصیف نمود : “این پیروزی طلوع روزی بهتر برای بشریت را رقم خواهد زد”.
نیویورک با جمعیتی حدود ۸.۴۸ میلیون نفر، با مشارکت ۴۶ درصد (حدود ۲ میلیون) ازواجدین شرکت (۴.۳۰ میلیون)، از دید جامعهشناسی سیاسی، این سطح از مشارکت برای انتخابات شهری نسبتاً بالا محسوب میشود (در مقایسه با دورههای قبلی نیویورک که معمولاً بین ۲۵ تا ۳۵٪ بود).
یعنی میتوان گفت پیروزی زهران ممدانی نه در خلأ، بلکه در زمینهای از بسیج اجتماعی قابل توجه، بهویژه در میان جوانان و اقلیتها اتفاق افتاده است.
بیاییم پیروزی زهران ممدانی را از منظر جامعهشناسی مشارکت سیاسی نگاه کنیم، یعنی نه فقط به اینکه جامعه به چه کسی رأی داد، بلکه چرا مردم رأی دادند، و چه دگرگونی در رابطهی جامعه و سیاست در حال رخ دادن است.
پیربوردیو(۱۹۳۰-۲۰۰۲)، جامعه شناسی فقید فرانسوی، سیاست را میدانی میدانست که کنشگران در آن برای کسب و انباشت سرمایههای نمادین (وجاهت، جهت گیری طبقاتی، مشروعیت) رقابت میکنند. در این میدان، کسانی که از پیش سرمایهٔ فرهنگی و اجتماعی برخاسته از طبقه متوسط دارند (نخبگان، سیاستمداران حرفهای، خانوادههای سیاسی) معمولاً برندهاند. اما در انتخابات نیویورک ۲۰۲۵ اتفاقی متفاوت رخ داد:
*ممدانی از بیرون میدان رسمی قدرت وارد شد.
*سرمایهٔ اصلی او نه ثروت و نه نام خانوادگی سیاسی، بلکه سرمایهٔ اجتماعیِ کنشگران محلی بود ارتباط با انجمنهای محله، دانشجویان، مستأجران، مهاجران.
*او میدان قدرت را به نفع خود بازتعریف کرد؛ یعنی مشروعیت را از نهادهای حزبی به فضای مشارکتی و خیابانی کشاند.
*در منطق بوردیو، این همان لحظهای است که میدان سیاسی به میدان اجتماعی نفوذ میکند، سیاست از دست نخبگان به کف خیابان بازمیگردد.
بیاییم به سراغ جامعه شناس دیگری این بار از شهر نیویورک رابرت پاتنام (Robert Putnam)، ۸۵ ساله، برویم. او خالق اندیشه سرمایهٔ اجتماعی و مشارکت مدنی است. در کتاب معروفش(Bowling Alone) درسال ۲۰۰۰ هشدار داد که آمریکاییها دیگر با هم کار جمعی نمیکنند؛ بهجای باشگاهها و انجمنها، در خانه تنها نشستهاند. اما پدیدههایی مانند کارزار ممدانی نشان میدهد نوع جدیدی از سرمایهٔ اجتماعی در حال شکلگیری است، سرمایهٔ شبکهای (networked social capital)
*جوانان از طریق شبکههای اجتماعی و فضاهای دیجیتال بسیج شدند؛
*گروههای اقلیت (مسلمانان، مهاجران، سیاهپوستان) ائتلافی فرافرهنگی ساختند؛
*ارتباطات افقی و داوطلبانه جایگزین سلسلهمراتب حزبی شد.
در واقع، ممدانی نهفقط رأی جمع کرد، بلکه با بازسازی شبکههای اعتماد و همبستگی شهری، سرمایهٔ اجتماعی از دسترفته را احیا کرد.
انتخابات امریکا نشان داد که در جوامع پساصنعتی، جنبشهای اجتماعی جای احزاب سنتی را میگیرند، زیرا مردم برای معنا و هویت مبارزه میکنند، نه فقط منافع مادی.
کارزار ممدانی دقیقاً چنین ویژگیای داشت:
جنبشی بود علیه بیعدالتی، نژادپرستی و انحصار قدرت؛ بهجای شعارهای حزبی، بر مفاهیم اخلاقی و هویتی (عدالت، شمول، کرامت) تکیه کرد؛ و به همین دلیل توانست انرژی اخلاقی و فرهنگی شهر را بسیج کند.
این نه یک انتخابات اداری، بلکه نوعی کنش جمعی برای بازتعریف رابطهٔ شهروند و دولت بود.
از مشارکت به بازآفرینی معنا
جامعهشناسی مشارکت نشان میدهد که ممدانی فقط از مردم نخواست رأی دهند؛ بلکه از آنها خواست در شهر خود شریک شوند.یعنی مشارکت در این انتخابات صرفاً رفتن پای صندوق نبود، بلکه نوعی بازسازی حسِ تعلق اجتماعی و بازگشت به سیاست بهمثابه تجربهٔ مشترک بود.
در نظرسنجیهای پیش از انتخابات، بیش از ۷۰٪ رأیدهندگان زیر ۳۵ سال گفته بودند که «به دنبال نامزدی هستند که نمایندهٔ سبک زندگی و ارزشهایشان باشد، نه صرفاً حزبشان.
این جهتگیری دقیقاً با گفتمان ممدانی — عدالت شهری، ضدنژادپرستی، حمایت از مستأجران، و خدمات همگانی — همخوان بود.
از دیدگاه انسانشناسی سیاسی، شخصیت زهران ممدانی به عنوان یک مهاجر، نمادی از پویاییهای هویت، قدرت و تغییر اجتماعی در فضای سیاسی معاصر آمریکا است. تحلیل انسانشناختی شخصیت او میتواند از چند زاویه کلیدی صورت گیرد:
نخست، هویت چندلایه و مهاجرتی
ممدانی در اوگاندا متولد شده و در نیویورک بزرگ شده است. این تجربه مهاجرتی، او را به نمادی از جامعه مهاجرین آمریکا تبدیل کرده است؛ جامعهای که با چالشهای هویتی، پذیرش و تعلقخاطر مواجه است. پیروزی او نشاندهنده توانایی جامعه مهاجر برای تأثیرگذاری بر ساختار قدرت سیاسی است.
دوم، هویت مذهبی و قومی
او اولین شهردار مسلمان و شیعه نیویورک است. این موضوع نه تنها نشاندهنده تنوع قومی و مذهبی نیویورک است، بلکه نشان میدهد چگونه هویتهای اقلیت میتوانند در فضای سیاسی غالب، جایگاه پیدا کنند. ممدانی با استفاده از این هویت، توانست حمایت گروههای مختلف مهاجر و اقلیت را جلب کند.
سوم، استراتژیهای قدرت و مقاومت در برایر هژمونی
ممدانی با مواضع ضد ترامپ و ضد سیاستهای راست افراطی، نمادی از مقاومت در برابر هژمونی سیاسی و فرهنگی راستگرا در آمریکا است. او با استفاده از هویت مهاجر و مسلمان خود، توانست روایتهای ضد مهاجرتی و اسلامهراسی را به چالش بکشد.
نتیجه گیری
پیروزی او نشان میدهد که چگونه یک فرد مهاجر و جوان میتواند با استفاده از بسیج اجتماعی، شبکههای اجتماعی و حمایت گروههای اقلیت، به یکی از بازیگران اصلی قدرت در یک شهر بزرگ تبدیل شود. این موضوع نشاندهنده تغییر در ساختار قدرت و افزایش نقش اقلیتها در تصمیمگیریهای سیاسی است. ممدانی با استفاده از داستان زندگی خود (مهاجر، جوان، مسلمان، و فعال اجتماعی)، توانست روایتی از موفقیت و تغییر ایجاد کند. این روایت، الگو و امیدی برای دیگر مهاجرین و اقلیتها است که میتوانند در عرصه سیاسی نقشآفرینی کنند. او با تمرکز بر مسائل طبقه کارگر، عدالت اجتماعی و حقوق اقلیتها، گفتمان سیاسی نیویورک را از مسائل سنتی به سمت مسائل اجتماعی و اقتصادی تغییر داد. این موضوع نشاندهنده توانایی او در تغییر اولویتهای سیاسی جامعه است.
نادروهای، پاریس، چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۴ (۵ نوامبر ۲۰۲۵)
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.