بیاعتمادی: شکاف عمیق میان مردم ایران و حاکمیت ملایان
در سالهای اخیر، پدیده بیاعتمادی عمومی به نهادهای حکومتی در ایران، به کل حاکمیت و ارگانهای آن مانند مجلس و دولت، بیش از پیش عمیق و گسترده شده است. این روند نگرانکننده که ریشه در ناکارآمدی اقتصادی، بیتوجهی به مطالبات واقعی مردم و برخورد خشونتآمیز با اعتراضات مدنی دارد، به کاهش شدید مشارکت سیاسی و افزایش فاصله بین مردم و مسئولان انجامیده است.
مقاله حاضر با استناد به تحلیلهای روزنامه جهان صنعت و بررسی شواهد عینی، به کالبدشکافی علل و پیامدهای این بحران بیاعتمادی میپردازد.
بیتوجهی به معیشت: ریشه اصلی بیاعتمادی مردم و مجلس
به نقل از روزنامه جهان صنعت، «رابطه میان مردم و مجلس در ایران به دلیل بیتوجهی به خواستههای واقعی جامعه و مشکلات اقتصادی دچار بیاعتمادی و شکاف عمیق شده است. این روزنامه تأکید میکند که بررسی رابطه جامعه و مجلس در عصر حاضر یکی از اساسیترین موضوعات جامعهشناختی است و شکافهای عمیق ایجاد شده در سالهای گذشته، در نتیجه بیاعتمادی عمومی پدیدار شده است.
به باور بسیاری از تحلیلگران، مجالسی که طی سالیان اخیر بر سر کار آمدهاند، بهجای تمرکز بر معیشت و اقتصاد مردم در شرایط بحرانی، توجه خود را به موضوعات فرعی و حاشیهای معطوف کردهاند. برای مثال، مجلس فعلی بهجای ارائه برنامه منسجم برای بهبود وضعیت اقتصادی، با پافشاری بر تصویب لوایحی مانند عفاف و حجاب، نه تنها مشکلی را از دوش مردم برنداشته، بلکه رابطه خود را با جامعه در تنگنای بیشتری قرار داده است. این ناکارآمدی اقتصادی و تمرکز بر موضوعات مورد اختلاف، بخش عظیمی از مردم را که فاقد توان مالی و معیشتی مناسب هستند، نسبت به اثربخشی نهاد قانونگذاری ناامید کرده است.»
اعداد گویای کاهش اعتماد: از انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری
به نقل از روزنامه جهان صنعت، «ارقام رسمی در خصوص انتخابات دوازدهمین دوره مجلس بیانگر کاهش اعتماد و مشارکت مردم نسبت به این نهاد است. کارشناسان معتقدند که در وهله اول، مشکلات اقتصادی و شرایط پیشآمده بعد از سال ۱۳۹۶، اصلیترین دلیل بیاعتمادی مردم نسبت به مجلس بوده است.
کاهش شدید آمار رأیدهندگان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳، و نیز انتخابات اخیر مجلس، نمودی عینی از این بحران بیاعتمادی است. جامعهشناسان و حتی برخی مقامات حکومتی نیز به این موضوع اذعان دارند؛ برای مثال، سید یوسف طباطبایینژاد، امام جمعه اصفهان، در این خصوص گفته است: «اگر آمار تعداد آرا در انتخابات کم باشد، نشان میدهد که مردم از دولت رویگردان شدهاند.»
این کاهش مشارکت، صرفاً یک کنارهگیری سیاسی نیست، بلکه ابزاری مدنی است که مردم با شرکت نکردن در انتخابات، بیاعتمادی عمیق خود را به فرآیندها و نهادهای حکومتی نشان میدهند. عدم آگاهی بخش قابل توجهی از مردم، از جمله دانشجویان، از زمان برگزاری انتخابات نیز که توسط مصطفی کواکبیان مطرح شد، خود نشاندهنده کاهش سرمایه اجتماعی و اهمیت این نهادها در زندگی روزمره مردم است.»
شکاف فکری و پافشاری بر طرحهای مشکلساز
به نقل از روزنامه جهان صنعت، «دلیل اصلی بیاعتمادی مردم نسبت به مجلس و نمایندگان آن، شکاف فکری میان مردم و آنهاست. آنچه مردم میخواهند با اولویت نمایندگان فاصله زیادی دارد. به باور تحلیلگران، عواملی چون عدم توجه به خواسته واقعی مردم و پافشاری بر اجرای طرحهای مشکلساز این شکاف را تشدید کرده است.
مجلس کنونی با پافشاری بر تصویب طرحهایی مانند لایحه عفاف و حجاب و مقابله با نشر اکاذیب در فضای مجازی، که با موجی از واکنشهای منفی جامعه روبهرو شد، نشان داد که اولویتهایش با اولویتهای جامعه متفاوت است. در مقابل، مطالبات مردم معطوف به اصلاحات اقتصادی و رفع مشکلات معیشتی است؛ به عنوان نمونه، تمرکز بر طرح سهفوریتی برای توقف اجرای مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام در موضوع پالرمو، بهجای تمرکز بر منافع بلندمدت کشور و مصالح عمومی، نمونهای از این اقدامات پرحاشیه است که بیاعتمادی مردم را افزایش میدهد. ورود تندروها به مجلس و اظهارات و اقدامات قابل تأمل آنها نیز به پررنگتر شدن این خلأ میان جامعه و نهاد قانونگذاری کمک کرده است.»
برخورد خشونتآمیز با اعتراضات و رویگردانی از حاکمیت
علاوه بر ناکارآمدی نهادهای انتخابی، نحوه برخورد حاکمیت با اعتراضات مسالمتآمیز مردم، عامل مهم دیگری در تعمیق بیاعتمادی عمومی بوده است. در سالهای گذشته، اعتراضات گستردهای از جمله دی ماه ۱۳۹۶، آبان ماه ۱۳۹۸ و اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، با شدت و خشونت سرکوب شدند. این سرکوبها، در کنار بیتوجهی مستمر به مطالبات معیشتی و آزادیهای اجتماعی، این پیام را به جامعه منتقل کرده که حاکمیت هیچ قصدی برای شنیدن صدای مردم یا تحمل مخالفتهای مدنی ندارد.
این چرخه معیوب بیتوجهی اقتصادی و سرکوب سیاسی، مردم را به سمتی سوق داده است که دیگر نه تنها به نهادهای انتخابی (مجلس و دولت) بلکه به کلیت ساختار حکومتی دچار بیاعتمادی شده و از آن رویگردان شوند. این امر پیامدهای سیاسی و اجتماعی گستردهای از جمله کاهش سرمایه اجتماعی، شکاف عمیق مردم و مسئولان و عدم مشارکت سیاسی را در پی داشته که از دید جامعهشناسان، زنگ خطر جدی برای ثبات و آینده کشور محسوب میشود.
[ریشههای بیاعتمادی جوانان به حکومت خامنهای]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.