سخنگوی دولت و کسالت: بازتابی از ناکارآمدی ساختاری
موضوع به خوردن حال فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت پزشکیان در نشست خبری اخیر، باعث شده است که روزنامههای همجناح دولت نیز این موضوع را بهانه کرده و با دستاویز قراردادن و به سخره گرفتن آن، عملکرد دولت پزشکیان را با نیش و کنایه به رخ بکشند.
روز ۱۵ شهریور ۱۴۰۴ فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت پزشکیان حین برگزاری نشست مطبوعاتی جلسه را ترک کرد. گفته شد وضعیت جسمی وی مساعد نبوده و «حال وی به هم خورده است».
این موضوع دستاویزی شد تا بسیاری از جمله در جبهه اصلاحگران حکومتی، این موضوع را به سخره گرفته و با دستاویزقراردادن آن عملکرد دولت پزشکیان را زیر علامت سوال ببرند.
جواد روح، سردبیر هممیهن در مطلبی تحت عنوان «هر کس بود حالش به هم میخورد» به سخنگوی پزشکیان و در لوای آن به دولت پزشکیان تاخته است.
مطلب مفصل است اما روح از جمله نوشته است: «کسالت ناگهانی سخنگوی دولت پزشکیان در نشست خبری اخیر، فراتر از یک اتفاق پزشکی، میتواند بازتابی از فرسودگی ساختاری دولت باشد.
نویسنده معتقد است سخنگوی دولت کاملاً حق دارد حالش بد شود، چرا که او مجبور است هر هفته با پرسشهای کلیدی و تکراری خبرنگاران (مانند فیلترینگ، روند رفع تحریمها و وفاق ملی) مواجه شود در حالی که دولت دستاوردی برای عرضه ندارد.
پس از فروکش کردن شور و شوق اولیه برای اعلام برنامهها، پاسخهای سخنگوی دولت به صرفاً اعلام مواضع کلی (مانند مخالفت با فیلترینگ) تقلیل یافته و این راهبرد نیز عمر کوتاهی داشته است، به طوری که عملاً انبان سخنگو از خبر جدید خالی است.»
ادامه حملات روزنامه هممیهن به سخنگوی دولت پزشکیان
هممیهن ادامه داده «این وضعیت بهخصوص با رویکرد «دعوا نکنیم» رئیسجمهور تشدید میشود که مانع از بیان واقعیتها و محدودیتها توسط سخنگوی دولت میشود.
در نتیجه، وی باید سخنگوی دولتی باشد که ترجیح میدهد آرامش را بر بیان حقایق مقدم بداند، حتی اگر این خطمشی به بیخبری سخنگو از اخبار مهم کشور منجر شود.
همچنین، ناکامی در مذاکرات و بر باد رفتن برجام که هسته اصلی تشکیل دولت بوده، سخنگوی دولت را دچار «احساس بیهویتی» کرده است.
او در شرایطی قرار میگیرد که مجبور است حرفهایی بزند که به آن نه باور دارد و نه اعتقاد دارد؛ وضعیتی که او را به سمت تکرار مکررات، هیاهو ساختن از هیچ و وارونهسازی واقعیتها سوق میدهد.
این کسالت نه فقط جسمی، بلکه نتیجه طبیعی کارمندی شدن در یک ساختار سیاسی است که امید، برنامه و دستاوردی برای ارائه ندارد.»
گزارهها و نکاتی که جواد روح، سردبیر هممیهن بار سخنگوی دولت و به تبع آن دولت پزشکیان کرده است بسیار بیشتر از این است که در این مقال کوتاه بگنجد. اما ضربه کاری را زده است؛ آنهم نه از باند مقابل که خنجر از پشت و از جبهه خودی.
ضربه دیگر هممیهن به دولت پزشکیان
هممیهن همچنین در ۱۲ مهر نیز در مطلبی تحت عنوان «بیراهه» نیز گزارههای مطرحشده از سوی پزشکیان در بندرعباس را به سخره گرفته بود؛ انتقال پایتخت از تهران، روزانه ۸ میلیون بشکه نفت و گاز تولید میکنیم؛ آنهایی که نفت و گاز و سوخت ندارند چگونه زندگی میکنند؟ ما اینها را داریم و گرسنهایم… سر یک میلیارد دلار چونه میزنیم از کجا تأمین کنیم.
هممیهن در آنجا ادامه داده بود «ادامه این وضع و پرداختن به امور بدون اولویت و بیان تکراری امور فقط یک معنا دارد. استیصال. حتی لحن و ادبیات شما هم حکایت از استیصال میکند.»
باید توجه داشت این گزارهها و اظهارات، از سوی کسانی بر روی خروجی سایتهای حکومتی قرار میگیرند که قرار بوده است دوست پزشکیان باشند و زمان آمدنش هیاهوی بسیار ساختند و بسیار شادیها کردند.
اما نگذشت بیشتر از سالی، آن انبان خالی شد و همگان به چشم دیدند که پزشکیان نیز، دولت را به مانند اسلافش، از پوشال بر مسیل ساخته است.
تضادهای لاینحل جامعه ایران، مختص این باند و آن باند حاکمیت نیست. نه «دولت جوان و انقلابی» خامنهای راهکاری داشت و نه آنان که به به گفته کیهان، «اسبزینکرده» رئیسی را به ارث بردند.
به دیگر بیان مشکل نه مشکلات جاری کشور که خود کسانی است که میخواهند این مشکلات را حل کنند. توفیری نیز بین باندهای مختلف وجود ندارد.
به نظر میرسد به جای گزارههایی مانند انتقال پایتخت که از جانب پزشکیان و سخنگوی دولتاش مدام مطرح میشود مردم ایران نیز باید به دنبال گزاره انتقال «علیبابا و هزارانهزار دزد تهران» به زبالهدان تاریخ و ایجاد یک حاکمیت جدید باشند.
[کارنامه یکساله دولت پزشکیان در سایه جنگ و شکستها]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.