وقتي تلفن همراه، رسانه‌هاي سنتي را سلاخي مي‌كند!
تغيير كنيد يا بميريد
ترجمه: اكرم محمدي

رشد تكنولوژي‌هاي همراه، احتمالا سريع‌ترين و بي‌سروصداترين تغيير الگويي است كه دنيا تاكنون به خود ديده است. تكنولوژي همراه، راههاي ارتباط ما با يكديگر را گسترش داده، شيوه‌هاي جلب توجه‌مان را بازتعريف كرده، به صنايع جديد مجال بروز داده و همچون يك نيروي غيرقابل كنترل، مابقي آنها را ويران كرده است. تكنولوژي‌هاي همراه، ميل دائمي ما به داشتن تفريحات هميشگي را اشباع مي‌كند. منبع قدرت اين تكنولوژي را تنها مي‌توان ذات آدمي دانست. تكنولوژي همراه، مجموعه موسيقي و آرشيو فيلم شماست. علاوه بر اين، كتابخانه، كنسول بازي، شبكه اجتماعي، دفترچه يادداشت، تقويم، دوربين، دفترچه تلفن و ساعت كوكي شماست كه به راحتي در جيب‌تان جا مي‌گيرد. بنابراين جاي تعجب نيست كه وقتي فروش تلفن‌هاي همراه هوشمند در اواخر سال ۲۰۱۰ بر فروش كامپيوترهاي شخص پيشي گرفت، نشانه‌يي آشكار شد از آنچه بسياري به عنوان آغاز يك عصر جديد بدان باور دارند و برخي ديگر آن را پايان دنيا مي‌دانند.

«تكنولوژي همراه»، منادي مرگ

در بحث مصرف رسانه‌يي، بازار بايد تكنولوژي‌هاي همراه هوشمند را با تلويزيون يا راديو در يك سطح در نظر بگيرد. با در نظر گرفتن اين برداشت و نيز گزارشات رسيده از صنايع چندگانه كه مدعي كاهش مصرف رسانه‌هاي سنتي هستند، مي‌توانيم فهم اين مساله را آغاز كنيم كه چگونه تكنولوژي همراه، جامعه ما را تحت تاثير قرار داده است. تكنولوژي‌هاي همراه، راه‌هاي ارتباط ما با اينترنت، دسترسي به اخبار و آگاه ماندن از وقايع را بازتعريف كرده‌اند. در اين ميان، صنعتي كه با افزايش تكنولوژي‌هاي همراه، بيشترين آسيب را ديده، روزنامه است.

روزنامه دهه دشواري را پشت سر گذاشته است

نخستين لطمه ۳ بيليون دلاري به صنعت روزنامه، در سال‌هاي ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ رخ داد كه اين مساله را مي‌توان به مطلبي با عنوان «آشنايي با شهرهاي بزرگ» در سايت craiglist. org از ژوئن تا آگوست سال ۲۰۰۰ مربوط دانست. وقتي مردم فهميدند كه مي‌توانند براي تقريبا هر چيزي از جمله آپارتمان، شغل و آگهي‌هاي شخصي، تبليغات طبقه‌بندي شده رايگان در اختيار داشته باشند و بتوانند به‌طور رايگان اين تبليغات را ببينند، منبع اصلي درآمد صنعت روزنامه‌نگاري، لطمه‌يي اساسي ديد؛ صدمه‌يي كه هرگز قادر به جبران آن نبوده است.

دومين ضربه هنگامي به روزنامه‌ها وارد شد كه اين صنعت، ۱۳/۳ بيليون دلار ديگر را بين سال‌هاي ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۹ از دست داد. اين واقعه وقتي روي داد كه شركت اپل در سال ۲۰۰۷ آيفون را عرضه كرد و شركت‌هاي ديگر، رضايتمندانه، با انتشار گوشي‌هاي داراي اپليكيشين‌هاي مستقيم و قابل اتصال به اينترنت، مانند blackberry storm و HTC Incredible از آن تقليد كردند. اين رقابت همچنان ادامه دارد، در حالي كه اين بحث تنها درباره گوشي‌هاي هوشمندي است كه در سال ۲۰۰۹ معرفي شدند. حال سوال اين است: آيا واقعا مي‌توانيم بگوييم كه سايت Craigslist. org پول تبليغات روزنامه‌ها را مال خود كرد و تلفن هوشمند، خوانندگان‌شان را؟

بر اساس يك بررسي صورت گرفته در سال ۲۰۱۰ توسط مركز تحقيقاتي پيو «Pew Research Center» » ۴۷درصد آمريكايي‌ها گفته‌اند كه حداقل برخي اخبار محلي را از طريق گوشي‌هاي تلفن همراهشان دريافت مي‌كنند. بر اساس همين گزارش ۴۶ درصد مردم مي‌گويند كه اخبار را حداقل سه بار در هفته به‌طور آنلاين دريافت مي‌كنند، رقمي كه براي نخستين‌بار از روزنامه (۴۰ درصد) پيشي مي‌گيرد. بدتر از همه اينكه ۶۹ درصد از شركت‌كنندگان در نظرسنجي گفتند كه فقدان روزنامه‌ها تقريبا هيچ اثري در توانايي آنها در كسب اطلاعات محلي نخواهد داشت. در حالي كه اين پيمايش مشخص نمي‌كند كه كاربران چگونه به اينترنت دسترسي دارند، تحقيق ديگري از همين موسسه، بيانگر آن است كه ۴۰ درصد از افراد بالغ، از گوشي موبايل براي دسترسي به اينترنت، ايميل و پيام فوري استفاده مي‌كنند.

تنها مي‌توان يك نتيجه گرفت: تلفن همراه شما اتاق خبر را ويران كرده است.

بايد توجه كرد كه در همان حال كه اين اتفاق رخ مي‌داده، تبلت‌ها و كتابخوان‌هاي الكترونيك هم به اين جرگه پيوسته‌اند. بدين ترتيب مجموعه‌يي از تكنولوژي‌هاي همراه، در حال آسيب رساندن به فروشگاه‌هاي نوار كاست هستند، كتابفروشي‌ها را ورشكست مي‌كنند، موسسه‌هاي انتشاراتي را ويران مي‌كنند و بخشي از مخاطبان تلويزيون را مي‌دزدند.

چرا همه بازمانده‌هاي سنتي در سراشيبي سقوطند؟

همه اينها از جايي كه تبليغاتچي‌ها پول‌شان را خرج مي‌كنند، سرچشمه مي‌گيرد. تاجران هوشمند، جايي پول خرج مي‌كنند كه مردم باشند. با تكنولوژي‌هاي همراه، تبليغاتچي‌ها، به معناي دقيق كلمه، همواره در جيب شما هستند! آنها مجبور نيستند صبر كنند تا شما به خانه برگرديد و تلويزيون را روشن كنيد يا روزنامه بخريد. از آنجايي كه ۴۰ درصد از كاربران فيس‌بوك از طريق گوشي‌هاي تلفن همراه خود به شبكه‌هاي اجتماعي دسترسي دارند، براي برندها و مشتريان، ارتباط با يكديگر در هر زمان، به امري عادي تبديل شده است. اين مساله شيوه آساني هم براي مصرف‌كننده و هم براي فروشنده است.

خريدن موسيقي از طريق گوشي موبايل، كار بي‌دردسري است. دانلود كردن و تماشاي فيلم در حالي كه منتظر اتوبوس هستيد، كار راحتي است. داشتن ۱۵۰ كتاب كه مجموع وزن‌شان هرگز از ۶۰۰ گرم تجاوز نخواهد كرد، امر مطلوبي است. از سوي ديگر، جست‌وجو بين هزاران سي‌دي براي پيدا كردن آهنگي كه در ذهن‌تان چرخ مي‌زند، آسان نيست، وسط ريختن دي‌وي‌دي‌ها آسان نيست؛ خارج شدن از مسير براي يافتن هر چيزي، مطلوب هيچ كس نيست.

همچنان كه ابزارهاي موبايل دسترس‌پذيرتر مي‌شوند، مردم بيشتري خودشان را از قيد محدوده‌هاي برنامه‌هاشان آزاد مي‌بينند. آنان سفرهاي ويژه كمتري انجام مي‌دهند و در حال دور ريختن بخش زيادي از چيزهاي غيرضروري زندگي‌هاشان هستند.

تبليغ‌گران اينچنين هستند

در ۵ اكتبر ۲۰۰۹ شبكه CBS قديمي‌ترين درام در حال پخش تاريخ تلويزيون با عنوان Guiding Light را متوقف كرد. اين سريال نخستين بار در سال ۱۹۵۲ پخش شد. شبكه CBS همچنين آخرين قسمت سريال ۵۰ ساله As the world turns را در سپتامبر ۲۰۱۰ پخش كرد.

چرا؟

پول تبليغات اختصاص داده شده به سريال‌هاي خانوادگي از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ حدود ۳۰ درصد كاهش يافت و بار ديگر در نيمه ابتدايي ۲۰۱۰ شاهد افت ديگري بود.

هم اكنون نيز داده‌هاي مربوط به رصد اپليكيشن‌ها توسط شركت flurry بيانگر آن است كه استفاده از اپليكيشن‌ها در حال افزايش است.

شبكه Flurry كه بازي‌هاي اجتماعي و اپليكيشن‌هاي شبكه‌يي را دنبال مي‌كند، ميانگين ۱۹ ميليون كاربر روزانه را ثبت كرده است كه حدود ۲۲ دقيقه در روز وقت صرف اپليكيشن‌ها كرده‌اند.

اكنون با توجه به اينكه بررسي شبكه Flurry درباره اپليكيشن‌ها شامل تقريبا ۲۰ درصد از ۳۵۰ هزار اپليكشين اپل مي‌شود ـ كه اين اشكال تنها شامل دو دسته از اپليكيشن‌ها هستند و حتي شامل بازارهاي ديگري مانند اندرويد يا بلكبري نمي‌شوند ـ برخي مسائل بسيار روشن مي‌شود.

تكنولوژي‌هاي همراه، محبوب‌تر از داغ‌ترين نمايش‌هاي تلويزيوني هستند

تكنولوژي‌هاي همراه، پيشتاز تمامي رسانه‌هاي همگاني سنتي هستند

تكنولوژي همراه، ما را آزاد مي‌گذارد تا موقع استفاده از محتوا را به زمان مطلوب واگذار كنيم. اين مساله از مشغوليت‌هاي ما مي‌كاهد، به ما اجازه مي‌دهد همراه با دوستان‌مان بازي كنيم، بدون نياز به كامپيوتر يا بدون مراجعه به فروشگاه‌ها خريد كنيم و نهايتا با افرادي كه برايمان مهم‌ترند در ارتباط بمانيم. همان‌طور كه اين آزادي گسترش مي‌يابد، ما خود را در حال دور شدن از روزهايي مي‌بينيم كه بايد تلويزيون تماشا مي‌كرديم يا اخبار روز گذشته را مي‌خوانديم. اين پيام به بازمانده‌هاي رسانه‌هاي سنتي واضح است: تغيير كنيد يا بميريد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)