گزارشی روزنامه حکومتی جهان صعنت در مورد شهر تهران
روزنامه حکومتی جهان صنعت در مطلبی با عنوان «رثیهای برای تهران» به وضعیت وخامتبار پایتخت اشاره کرده است نگاهی به این گزارش.
جهان صنعت گزارش میدهد که وضعیت کنونی تهران بحران هویت و تخریب بافت تاریخی آن را نشان میدهد. بیتوجهی مدیران شهری به سرمایههای فرهنگی و اجتماعی، عامل اصلی این وضعیت است.
جهان صنعت میافزاید: اینجا همهچیز رنگ کهنگی به خود گرفته است. حالا بوی نا و فاضلاب، ذوق شهروندان را کور میکند. موشهایی بزرگتر از گربه در آنجا رژه میروند. کارتنخوابهای بیخانمان با وسایلی کهنه روی سنگفرشهای ترکخورده چرت میزنند. نهری که قبلاً آب روان داشت و «آب کرج» نامیده میشد، اکنون باریکهآبی ساکن و بدبو شبیه مرداب است.
جهان صنعت اضافه میکند: در میانه این جوی، چند سد فلزی و زنگزده با بنرهای تبلیغاتی شهرداری، برای کنترل قدرت آب ساخته شدهاند. این اقدام منظرهای بسیار ناخوشایند را در بلواری ایجاد کرده است. بلوار کشاورز که روزی به نام کشاورز معروف بود، حالا این نام برایش مایه عذاب است. چرا که یادآور گذشته درخشان آن است.
جهان صنعت میگوید: این بلوار در سال ۱۳۳۶ ساخته و در آثار ملی ایران ثبت گردید. امروز دیگر نشانی از گذشته خود ندارد. انگار گوشهای از خاطرهای کهنه است که فراموش شده. جهان صنعت تأکید میکند: اما و صد اما، این فقط سرنوشت بلوار کشاورز نیست. این روزگار شهری است بیجان که نام آن تهران است.
جهان صنعت: هر چه نشان از فرهنگ داشته از بین بردهاند
جهان صنعت شرح میدهد: هر میدان و محلهای که نشانی از فرهنگ داشت، از بین رفته است. بینظمی گسترش یافته و نمادهای گذشته با خاک یکسان شدهاند. آنچه در مقابل آن علم شده، چیزی جز زشتی و سیاهی نیست. جهان صنعت تصریح میکند: این نوشته نه گزارش است و نه یادداشت، بلکه مرثیهای برای تهران است. شهری که نفسهایش به شماره افتاده است. تهران زیر سایه مدیرانی جان میدهد که با زیبایی، نظم و تازهگی غریبهاند.
جهان صنعت اظهار میدارد: تئاتر شهر زمانی از بین رفت که مدیران وقت شهرداری تهران ترافیک را بهانهای برای فرستادن شهروندان به زیرزمین کردند. خیابان را تماماً به ماشینها اجاره دادند.
جهان صنعت میافزاید: چهارراه ولیعصر و بنای تئاتر شهر دیگر نماد هنر و فرهنگ نیستند. بلکه بیشتر شبیه بازاری مکارهاند که خریداری هم ندارند. جهان صنعت این پرسش را مطرح میکند: آیا اینهمه خرابی بدون برنامهریزی و هدف قبلی به بار آمده است؟ یا حاصل نقشهای دقیق برای از بین بردن بارقههای امید و زیبایی در دل شهروندان تهران است؟
جهان صنعت یادآوری میکند: زمانی مدیران شهرداری سخن از راهاندازی پیادهراه فرهنگی از میدان انقلاب تا تالار وحدت میگفتند. اما نهتنها این اتفاق نیفتاد، بلکه آنچه بود نیز در سایه بیملاحظگی و بیسلیقگی از بین رفت.
جهان صنعت به وضعیت فعلی میدان ولیعصر میپردازد: میدانی زیبا با آبنمای بزرگ که باز هم به بهانه تاسیس مترو نابود شد. جهان صنعت از کلمه نابود استفاده میکند.
جهان صنعت تصریح میکند: میدان را تبدیل به سوراخی بزرگ و عاری از هویت کردند. در چند ماه گذشته نیز با کاشت تعدادی درخت نخل، وصله نچسبی را به خیابان ولیعصر سنجاق کردند.
نابودی به بهانه مرمت
جهان صنعت میگوید: میدان دیگری که سرنوشتی محتوم در میان میدانهای شهر تهران دارد، هفتتیر است. از میدان هفتتیر دیگر چیزی باقی نمانده است. حداقل در ۱۰ سال گذشته، پنج تا شش بار معماری این محدوده پرتردد را تغییر دادند.
جهان صنعت میافزاید: هویت یک شهر را محلههای قدیمی و بااصالت آن میسازند. سالها پیش، به بهانه اصلاح بافت فرسوده، منطقه ۱۲ تهران را با خانههای تاریخی و معماری زیبایش زیر پنجه لودرها از بین بردند.
جهان صنعت شرح میدهد: به اسم مرمت، نمای ساختمانهای به یادماندنی خیابان انقلاب را یکسره سفید کردند. این اقدام معبری شبیه راهروهای بیمارستان ساخت. حالا نوبت به دیگر محلههای مرکز شهر تهران رسیده که زیر آوار بیسلیقگی دفن شوند.
جهان صنعت یکی دیگر از اقدامات عجیب مدیران شهرداری تهران را تحمیل ترافیک به خیابان ایرانشهر میداند.
جهان صنعت میگوید: دیدن علم کردن داربست برای ساخت غرفه در خیابانها و پارکها، شهروندان تهرانی را نگران میکند.
جهان صنعت میافزاید: در سالهای گذشته، پارک هنرمندان، ضلع جنوبی و غربی پارک لاله، ورودی پارک ملت و محوطه تئاتر شهر میزبان غرفههای فروش هیچچیز بودند.
جهان صنعت اظهار میدارد: گویی آغاز ساخت غرفه در هر محلهای، یعنی پایان هویت آنجا. این یعنی وارد شدن به چرخه بینظمی و تغییر ماهیت. این در حالی است که شهرداری به بنا کردن غرفههای سیار علاقه زیادی دارد. اما خیابان سی تیر را که با غرفههایش به معبری برای شبنشینی شهروندان تهرانی تبدیل شده بود، بدون هیچ توضیحی از بین برد.
اتهام معلوم است؛ چاره چیست؟
جهان صنعت روی دیگر سکه مدیران شهری تهران را نیز بیتعریف میداند. برای مثال میتوان به مجسمههای بیقواره پارک ملت اشاره کرد. ۱۰ سال پیش بود که یکباره و بدون هیچ توضیحی، راسته ورودی پارک ملت، که مماس با خیابان ولیعصر است، میزبان تعدادی مجسمه بتنی و سنگی عظیمالجثه شد.
جهان صنعت تشریح میکند: این مجسمههای بیقواره و سفید هنوز توضیحی برای رها کردنشان در پارک ملت ندارند. نمونه مشابه این مجسمهها را کنار اتوبان همت هم میتوان دید. جهان صنعت با قاطعیت میگوید: اگر مدیران شهرداری تصور کردهاند کاشت مجسمه آن هم به آن بزرگی، نشانی از روشنفکری و توجه به هنر است، اشتباه کردهاند.
جهان صنعت در پایان این تحلیل را ارائه میدهد: این در حالی است که بعد از سریال دزدیدن مجسمههای برنزی پارک ملت و چند پارک دیگر، هنوز تکلیفشان مشخص نیست و جایشان خالی است. در زمان مدیریت آقایان، باغهای شمال شهر یک به یک تبدیل به مراکز خرید بیقواره و برجهای لاکچری شدند. تا آنچه امروز از شمیران و شمیرانات باقی مانده، خیابانهای پر از ماشین و کوچههای پر از دود باشد.
اظهارات جهان صنعت بینیاز از توضیحند و بینیاز از بیان چرا که عیانند. در این بین آنکس که نابودی و ویرانی را بر سر تهران بزرگ آورده است نیز عیان است و بینیاز از بیان. به نظر میرسد فصل، فصل تغییر است و باید بانی این وضعیت را تغییر داد تا بنا ویران نشود.
[اقتصاد بدون برنامه، بدون توسعه، با پیامدهای ویرانگرانه]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.