رویارویی محافظهکاران و اصلاحطلبان حکومتی در آستانه بازگشت تحریمها
پس از عدم رایآوردن قطعنامه ادامه تعلیق تحریمهای شورای امنیت علیه حکومت ایران، اصلاحطلبان حکومتی هنوز امید به مذاکره و توافق دارند در حالی که باند ماقبل آنان را زیر ضرب برده و خائن معرفی میکنند.
در آستانه سفر پزشکیان به نیویورک، بحثهای شدیدی میان جریانهای سیاسی در ایران شکل گرفته است. محافظهکاران، طیف مقابل یعنی اصلاحطلبان حکومتی را به خوشبینی بیش از حد در حوزه دیپلماسی متهم میکنند.
این انتقادات بر محور این نکته استوار است که برخی چهرههای اصلاحطلبان حکومتی با اشتیاق از گفتوگوی مستقیم با ترامپ سخن گفتهاند. در مقابل باند غالب حاکمیت آنان را به خیانت متهم میکنند.
آنها معتقدند نگاه ایدهآلیستی باند مغلوب حاکمیت به مسائل دیپلماتیک، به جای ریشه داشتن در واقعیتهای ژئوپلیتیک، نوعی سادهسازی خوشبینانه است. این سادهانگاری نه تنها به نتایج ملموس منجر نمیشود، بلکه به ضرر حاکمیت تمام خواهد شد.
محافظهکاران بر این باورند که رؤیافروشی در وضعیت پیچیده کنونی، سرخوردگی جامعه را در پی دارد. این رویکرد، طرفهای مقابل را تحریک میکند و انتظارات غیرواقعی در داخل کشور ایجاد میکند. برای برخی از اصلاحطلبان، مذاکره نسخهای برای تمام مشکلات است؛ از تحریمهای فلجکننده گرفته تا تنشهای منطقهای. آنها معتقدند که با یک توافق، همه چیز قابل حل است. اما واقعیت این است که یک هفته حضور در نیویورک معجزه نمیکند. قدرتهای غربی منتظر یک پیشنهاد جادویی از سوی ایران نیستند. این خوشبینی بیش از حد، نادیده گرفتن واقعیات صحنه بینالمللی است و به ضرر اصلاحطلبان حکومتی نیز تمام میشود.
اذعان به ضعف مفرط ملایان در شرایط کنونی
باند غالب حاکمیت معتقدند این خوشخیالی دیپلماتیک که در میان برخی اصلاحطلبان حکومتی به یک عادت تبدیل شده، اثرات مخربی بر جامعه دارد. وقتی چهرههای سیاسی و رسانهای مدام از «فرصتهای طلایی» و «معجزات دیپلماتیک» سخن میگویند، انتظارات غیرواقعی در میان مردم شکل میگیرد.
آنها میافزایند وقتی نخبگان سیاسی بدون تمایل طرف مقابل به گفتوگو، از نیاز به مذاکره حرف میزنند، این پیام ضعف به خارج مخابره میشود. چنین رویکردی، طرفهای مقابل را جسورتر میکند. آنها به این نتیجه میرسند که حکومت ایران در موضع ضعف است. حتی با این پیشفرض پای میز مذاکره مینشینند که ایران هر چیزی را خواهد پذیرفت.
محافظهکاران یکی از بزرگترین خطاهای رویکرد اصلاحطلبان را، فرض وجود یک توافق آماده روی میز میدانند و میافزایند اما واقعیت چیز دیگری است. هیچ توافقی روی میز نیست. حتی طرفهای مقابل، بهویژه قدرتهای غربی، نیازی به مذاکره با ایران احساس نمیکنند. اروپاییها یک هفته پس از توافق قاهره زیر میز زدند. این نشان میدهد که آنها تا چه حد به تعهداتشان پایبندند. وقتی اروپاییها به راحتی تعهدات را زیر پا میگذارند، چگونه میتوان از بازیگرانی با دشمنی بیشتر، انتظار نتیجه داشت؟
آنان اضافه میکنند سادهسازی مسائل پیچیده بینالمللی، چه با خیانت خواندن مذاکره و چه با رؤیافروشی درباره آن، میتواند به یک باتلاق دیپلماتیک منجر شود. وقتی مذاکره به عنوان «معجزه» یا «فرصت طلایی» معرفی میشود، بدون در نظر گرفتن پیچیدگیها، نتیجهای جز شکست یا بنبست نخواهد داشت.
از خائنخواندن اصلاحطلبان حکومتی تا معجزه واهی باند مغلوب!
آنها ادامه میدهند دیپلماسی، میدان بدهبستانهای سخت و گاهی بیرحمانه است. وقتی شما مدام از فرصتهای طلایی صحبت میکنید، اما طرف مقابل حتی به میز مذاکره نگاه نمیکند، فقط خود را به تمسخر گرفتهاید.
روزنامه کیهان در این راستا مینویسد: «چرا برخی رسانههای داخلی اصرار دارند اروپا را تبرئه کنند؟» این روزنامه این کار را نوعی فرار به جلو برای پاسخگو نبودن درباره مکانیسم ماشه میداند. این مکانیسم در برجام جاسازی شده بود اما از سوی ظریف، روحانی و حامیانشان انکار میشد.
در مقابل، اظهارات اصلاحطلبان حکومتی قرار دارد. مرتضی مکی، کارشناس سیاست خارجی از این باند، اعلام کرد که اگر در هشت روز آینده توافقی موقت حاصل شود، «معجزاتی ممکن است اتفاق بیفتد». او معتقد است که مکانیسم ماشه میتواند برای شش ماه به تعویق بیفتد.
احمد زیدآبادی، از چهرههای اصلاحطلبان حکومتی، هفته جاری را «حیاتی» خوانده است. او معتقد است که تروئیکا رأیگیری درباره مکانیسم ماشه را جلو انداخته تا فرصتی برای توافق فراهم شود. وی هشدار میدهد که عدم استفاده از این «فرصت طلایی» میتواند آینده کشور را به دو مسیر متفاوت هدایت کند.
الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت پزشکیان، از اصلاحطلبان حکومتی اعلام کرد که «دولت پنهان مانع توافق است».
واقعیات سرسخت روی زمین
ابراهیم اصغرزاده از دیگر اصلاحطلبان نیز نوشته: «تندروها میدانند موفقیت دولت در سیاست خارجی، توازن قوا را به زیانشان تغییر میدهد».
او معتقد است که آنها با تخریب، هزینه توافق را بالا میبرند. معادله اصلی امروز، اولویت دادن به توافق پایدار با غرب است. مشکل اصلی در تحقق این توافق، «دولت پنهان» است. این نهاد غیرپاسخگو و فراقانونی، میتواند هر توافقی را متزلزل سازد. با این حال، توافق اخیر با آژانس گامی مثبت است. این گام، شرط لازم برای بازگرداندن پرونده ایران به مدار دیپلماتیک است.
روزنامه سازندگی، وابسته به اصلاحطلبان حکومتی، نوشته است: «وزیر امور خارجه، طرحی معقول برای جلوگیری از بحران به اروپاییها ارائه کرده است». این طرح با حمایت کامل شورای عالی امنیت ملی و تمامی ارکان نظام همراه بوده است. با این حال، اروپا پاسخ داده که وزارت خارجه ایران نماینده تمام ساختار سیاسی کشور نیست. این جمله، پژواک صداهای داخلی ایران است. تندروهای مجلس سالهاست تلاش میکنند وزارت خارجه را نهادی بیاختیار معرفی کنند. آنها با برجستهسازی اختلافات سیاسی، دست دیپلماسی ایران را در مذاکرات بینالمللی بستهاند.
اما فارغ از ادعاهای محافظهکاران و اصلاحطلبان حکومتی آنچه بر روی زمین جاری است انزوای حداکثری بینالمللی و تحریمهایی که تا چند روز دیگر بر سر خامنهای آوار میشوند.
[بازگشت شش قطعنامه با مکانیسم ماشه؛ فرصتی علیه دستگاه سرکوب]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.