Incendie au cinéma Rex – Partie 3

Brûlure à Sitmar Rex Abadan, soirée 3
می توان با مراجعه به رویداد های تاریخی، به این نتیجه رسید که هیچ گروهی به جز از پیروان گوش به فرمان خمینی، یارای انجام چنین فاجعۀ وحشتناک و غم انگیزی را نداشتند. اصولآ اسلامگرایان، همیشه با کشتار و خونریزی و ایجاد فضای هراس و وحشت، عقاید خویش را بر حکومت ها و جوامع تحمیل کرده اند. در این میان، راحت ترین وسیلۀ این گونه رفتار غیر انسانی، آتش زدن و تخریب سینماها و رستوران ها و کلوب ها و غیره است. این گونه مجامع البته اغلب به بهانۀ « نهی از منکر » مورد حمله و تخریب قرارمی گیرند.
از همان بدو پیدایش سینما و تآتر و تماشاخانه در ایران، اسلامگرایان چنین مجامعی را مغایر فرهنگ اسلامی می پنداشتند. در دوران رضاشاه، البته که آنان جرأت نفس کشیدن برعلیه حکومت را نداشتند. لیکن از دوران سلطنت محمدرضاشاه به بعد، بارها و بارها مجامع دولتی و ملی و بویژه اماکن فراغت و تفریحِ مردم، مورد دستبرد آنان قرار گرفته بود. در سال های پس از شهریور ۱۳۲۰ و به خصوص در دوران حکومت دکتر مصدق، چندین بار سینماهای تهران مورد حملۀ قشریون مذهبی ( فدائیان اسلام ) قرار گرفتند. در چند مورد از این حملات، شخص نواب صفوی، سردستگی مهاجمین را به عهدهداشت[۱].
در شورش ۱۵ خرداد نیز ده ها مؤسسۀ دولتی و خصوصی و باجه های تلفن عمومی و بانک ها و سینماها و رستوران ها را آتش زده و ویران ساخته بودند. در ۳۰ تیر ۱۳۴۹، سینما « ری » تهران طعمۀ حریق شده بود[۲]. در ۱۴ دی ماه همان سال، سینما « اروپا » را در خیابان شاه آباد تهران آتش زده و سه نفر رانیز سوزانیده بودند[۳]. در ۲۸ دی ماه همان سال ، سینما «کریستال » کرمانشاه را آتش زدند[۴]. در ۳۰ آذرماه ۱۳۵۰، سینما « دریا » به آتش کشیده شد[۵]. در سال ۱۳۵۴، سینمائی به نام « دروازه طلائی » در شهر قم به آتش کشیده شده و بکلی ویران گردید[۶] و سپس سینمای دیگری در کاشان بوسیلۀ متعصبان مذهبی به آتش کشیده شده بود[۷]. بعد از آن، سینما « تاج » در نهاوند بوسیلۀ یک گروه مذهبی طرفدار خمینی به نام « ابوذر » آتش گرفته بود[۸]. و بالاخره در همان روزِ آتش سوزی سینما رکس آبادن، یک سینمای دیگری همراه با یک رستوران، در شهر شیراز بوسیلۀ طرفداران خمینی طعمۀ حریق شده بود[۹].
بر طبق روزنامۀ انقلاب اسلامی:
«…تا ۲۸ مرداد ۱۳۵۷ در سراسر کشور، این تعداد [ آتش زدن عمدی سینماها ] به ۲۹ سینما رسید. تنها در هفتۀ قبل از به آتش کشیده شدن سینما رکس، ۶ سینما در شهرهای مختلف سوخته شده بود و ۱۴ اقدام شروع حریق توسط مأمورین آتش سوزی متوقف شده بود. گرچه مسؤلیت آتش سوزیِ بعضی رستوران ها و کاباره ها از جمله رستوران خوانسالار در تهران توسط بعضی گروه های مخفی ازجمله گروه توحیدی صف بعهده گرفته شد، هیچکس مسؤلیت به آتش کشیدن سینماها را رسمآ به عهده نمی گرفت[۱۰]. دستگاه حکومتی مسؤلیت آنها را به گردن « خرابکاران و مخالفین مذهبی » می انداخت و آنان نیز گرچه بعضی اوقات عوامل ساواک را مسبب این آتش سوزی ها قلمداد می کردند، گاه اصل آتش زدن سینماها را به عنوان « مراکز فسادِ تخدیر نسل » مورد تأیید قرار می دادند ».
گروهی از طرفداران رژیم اسلامی، ادعا می کنند که اسلامیان فقط به اماکن خالی حمله می کردند و در اماکنی که احتمال وجود مردم، در داخلشان بود، از سوء قصد و ویرانی و بمب گذاری پرهیز داشتند[۱۱] و با این منطق، اسلامگرایان را از آتش سوزی سینما رکس آبادان ( که در تاریخ آتش سوزی مملوّ از تماشاچی بود )، تبرئه می کنند. این ادعای آنان درست نیست زیرا اسلامگرایان قبل از این جنایت نیز انسان هائی را در داخل سینماها زنده زنده سوزانیده بودند. به عنوان مثال: در آتش سوزی سینمائی در شیراز دوتن کشته شدند[۱۲]. در آتش سوزی سینما اروپا، ۳ نفر جان خود را از دست دادند. در رستوران خوانسالار نیز بمبی منفجر کردند و بیش از ۴۰ تن را زخمی نمودند[۱۳].
مراجعه به برخی از اسناد و اعترافات و مشاهدات عینی و مصاحبه های اشخاصِ ذیصلاح، که در این مدتِ بیش از سه دهۀ پس از انقلاب اسلامی انجام گرفته است، ما را به حقیقت این امر به خوبی رهنمون شده و روشن می سازد که چه کسانی با قتل عام گروهی از مردم بی گناه کشور ما، آنان را فدای راه پیروزی خویش قرار داده اند. ابتدا باید متذکر شد که در این تاریخ، طرفداران خمینی توانسته بودند یک شبکۀ کوچک ولی منضبط و منسجم در اغلب شهر های معتبر کشور برقرار سازند. در هر شهری، تعدادی از ملایان طرفدار خمینی، چند نفر بازاری و شماری تحصیلکردۀ مذهبی به همراهی چند نفر عامل اجرائی، بطور کاملآ سرّی جلساتی می گذاشتند و ازروحانیان طرفدار خمینی ساکن در شهرهای قم، تهران و اصفهان و برخی شهر های بزرگ دستور می گرفتند.
« سرهنگ اردشیر بیات »، که در زمان آتش سوزی سینمای آبادان، رئیس پلیس آن شهر بود، طی مصاحبه ای با تلویزیون صدای فارسی آمریکا، گروه اسلامگرایان طرفدار خمینی در آبادان را در آن دوره چنین شرح داده است:
« … در آبادان سه گروه فعالیت مذهبی داشتند یک روحانیان بودند و یک حسینیّۀ اصفهانیان بود که عده ای از تجّار به سرپرستی برادران زریباف، حاج ابراهیمی، حاج قبادی و رشیدیان این را رهبری می کردند … لرقبا هم عضو همین حسینیّۀ اصفهانی ها بود و گروه سوم که فرهنگیان بودند و فعالترین آنان شخصی بود به نام کیاوش. این کیاوش جلسات قرآن داشت و در آنجا بحث و گفتگو می شد برای جوانان … » [۱۴]
( ن-ک: صص ۲۰۶ – ۲۰۴)
[۱] – روزنامۀ انقلاب اسلامی، شمارۀ ۱۰۴، صص ۹ – ۸، از ۱۲ تا ۲۵ مرداد ۱۳۶۴، ( ۳ تا ۱۶ اوت ۱۹۸۵ ).
[۲] – باقر عاقلی، روزشماری، همان گذشته.
[۳]– عاقلی، همان بالا.
[۴] – عاقلی، همان.
[۵] – عاقلی، همان.
[۶] – در شهر قم، مسئلۀ گشایش سینماها سالیان دراز مواجه با مخالفت روحانیون بود. در سال ۱۳۴۹، اولین سینمای قم در محلۀ نوساز این شهر در ساحل غربی رودخانه، دور از حرم با نمایش فیلم خانۀ خدا در بارۀ حج افتتاح گردید. گرچه نمایش این فیلم مواجه با استقبال عمومی گردید، صِرف گشایش سینما مورد مخالفت قشریون مذهبی واقع شد و پس از چند ماه، بدنبال تهدیدات، تعطیل گردید. در سال ۱۳۵۴، این سینما مجددآ شروع به کار کرد ولی پس از چند روز به آتش کشیده شد و هرگز عاملین این آتش سوزی شناخته نشدند. ن – ک: روزنامۀ انقلاب اسلامی، شمارۀ ۱۰۴، همان گذشته.
[۷] – دوانی، همان گذشته، ج۶، ص ۲۴۴.
[۸] – Organisation des Moujahidine du peuple, De l’origine à la fin, Institut d’études et de recherches politiques, vol. 1, p. 572.
[9] – Organisation des Moudjahidine du peuple, ibid.
[10] – Concernant l’incendie du cinéma « Golden Gate » à Qom, Ali Davani a attribué cet acte (avec tout le respect que je lui dois aux combattants « islamiques »). Voir : The Iranian Clergy Movement, vol. 6, p. 247-246.
[11] – Une déclaration signée de la “Jeunesse musulmane d’Abadan”, intitulée “La lettre du désastre d’Abadan”, publiée suite au drame du Cinéma Rex, tout en admettant explicitement que les cinémas ont été incendiés par des personnalités religieuses, l’affirme et écrit “… il n’est pas vrai que selon la déclaration du scandaleux journal n° ۹۹۵, ۲۹ cinémas – ces foyers de corruption et d’ivresse de la génération – ont été incendiés jusqu’à présent, et dans aucun d’entre eux il n’y avait d’intention de prendre des vies humaines et aucune perte n’a été provoqué…” N – K : Journal de la Révolution islamique, n° ۱۰۷, du 12 septembre au 25 octobre 1985, cité de : Publication n° ۱۵ du “Comité pour la défense et la promotion des droits de l’homme en Iran”, Paris, 19 octobre 2014.
[12] – Dariush Homayoun, Hier et demain, p. 65.
[13] – Homayoun, ibid.
[14] – Émission d’interview télévisée américaine intitulée “La Dernière Page” réalisée par Mehdi Fallahati le 14 mars 2014, et également disponible en ligne.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.