چرا خودبراندازی بهتر از براندازی است؟، چند دلیل واضح و قطعی…
– تمامی شواهد گویای این است، صرفا ما یک تغییر فرم و ظاهر روبرو هستیم، از دیکتاتوری فساد اقتصادی و ضد حقوق بشری اسم و رسم ولایت فقیه ( با نام عوام فریب جمهوری اسلامی و اما در حقیقت سلطانیسمی و شترگاوپلنگی…)، که کاردش در زمان ایجاد، تکمیل نقاط ضعف سلطانیسم پهلوی در مقابله با نفوذ امپرالیزم سرمایه داری دولتی (به درست یا غلط سوسیالیستی) شوروی بود برای دست انداختن مستقیم و رساندن مرزهای جنوب امپراتوری امپرالیستی اش به آبهای گرم اقیانوس هند از راه ایران، همین توطئه را در افغانستان نیز پیاده کردند، چرا قرار می نمود که به دولت چپ مارکسیستی کابل با ضمیمیه کردن منطقه بلوچستان پاکستان به شوروی به اقیانوس هند برساند!، پس توطئه بوجود آوردن گروهکهای جهادی اسلامگرای شیعه و سنی در افغانستان و همزمان براوردن خمنیسم با ایدئولوژی شیعی ولایی کلید خورد و نظام پهلوی شاه نیز دانسته یانداسته این خواسته های شبه مخفی غرب کاپیستالیستی اجرا کرد. خلاصه داستان همین است و بقیه مخلفات داستان است.
اما موقعی جنگ سر پایان یافت و ماموریت این گروههای جهادی در افغانستان و ایران پایان یافت، این گروهها و ماموران (شاید خودشان نمی دانستند جزئی از یک توطئه بزرگ مهار شوروی بودند)، کنار برو نبودند، التقاطیسم اسلامی و چپی و سرمایه داری دولتی و خصولتی دزدسالار نیز نتواست این گروههای ایدئولوژیک از غرب ستیزی نمایشی ابتدا تصور می کرد کوتاه بیاورد و آنها عمیقا یهودستیز و غرب ستیز شده بودند، کسانی مانند خانداهای رهبری رژیم ایران، عمیقا باور به نابودی اسرائیل و یهود داشته گویا و کوتاه بیا نیستند مانند رقبای سنی شان!
– با توجه توضیح بالا، خودبراندازی محافلی از قوای مسلح و برخی روشنفکران لیبرال، در نهایت می تواند به استقرار سکولار دمکراسی یا دست کم شبه سکولاری درآید، چرا در حالی جریان اصلی رقیب که پهلویها هستند و حتی چند جریان کوچک قومی و چپ، همگی در حال چانه زنی روی فرم هستند، هیچ برنامه اساسی برای فقرزدایی و عدالت اقتصادی که تنها راهش تقسیم تمامی ثروت اعم مصادره اموال غارت شده توسط مافیایی ها تا منابع مانده زیر زمین و غیره است و تبدیل آنها به سبدی از سهام همگانی و توزیع فوری و برابر میان همه اتباع ایران، نیستند!، همگی این جریانهای مدعی، با بهانه مختلف طفره میروند از یر بار این مسئولیت فقرزدایی سریع با وجود امکانش فراهم است و حتی بستر نرم افزاری و تجربه اش در قالب سهام عدالت موجود است.
– پس خودبراندازی می تواند، با کمتری هزیته، ضمن تغییر فرم حاکمیت، زمینه توزیع و سکولاریسم راحت فراهم کند.
– نکته این جا است، اگر براندازان، واقعا در همین زمانی رژیم در حال فرپاشی قطعی است با وضع تحریمهای فصل هفتم، حتی اگر حمله خارجی نشود، بالاخره با کمی تاخیر فروخواهد پاشید، این اپوزیسیون بیاند دست طمع و ریا بردارند و زیر بار عدالت اقتصادی و عدالت توزییع و سهام همگانی بروند و پیشاپیش، قانون اساسی سکولاردموکراتیک تدوین کنند، براندازی موجه تر خواهد شد و آلترناتیوی واقعی برای خودابراندزی خواهد شد.
– وگرنه، خرده مافیایی همچون باند مدرک گرایی و مدرک فروشی از امثال بیرجندیها و دانشگاههای پولی و مدارس خصوصی…تا کلان مافیایی های نظیر هلدینگهای فاسد چند کاره از بانکداری تا زمین خواری… (از عاملان اصلی جنایت و خیانت گرانی خانه های بالاشهری و اران نگه داشتن زیر خط فقر الاک حاشیه شهرها با تبعیض امکانات و رفاه و امنیت… که بنگاهها نیز یکی مزدورانشان هستند با خانواده های شیشه ای و باندهای تبهکار دزد و کلاهبردار که خلاصه به آنها فرقه لاتیسم می گویند که مکمل اخوندیسم هستند) خودرو و پتروشیمی و قاچاق سوخت و قاچاق انسان و مهاجرت…
در صورت خودبراندازی، حاکمیت آینده قریب به یقین سکولار دمکراتیک خواهد بود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.