در صورت خودبراندازی، حاکمیت آینده قریب به یقین سکولار دمکراتیک خواهد بود.
پلان خودبراندازی چندسال اخیربارها یشنهاد شده د رمقابل پلان خطرناک و پر ریسک تر براندازی، هر چند براندازی امروزه بسیار محتمل تر و عملی تر می نماید با توجه تمایل محافل غربی و یهودی (البته آشکار چندان نمی گویند، اما برخی تحلیلگران مشهور معتقدند پلان براندازی است)، اما پلان خودابراندازی، با وجود احتمال ضعیف، به مراتب کم هزینه تر است، یکی نگرانی ها مهم، تکرار حکومت تلتقاطی و شترگاوپلنگ اسلامیستی شیعی ولایی…(؟!) است به رهبری آخوند دیگر، ولی به نظر نگارنده، حتی آخوندی سر کار باشد، همان خوند مجبور است لباس آخوندی برکند و با شمایل ریش تراشیده و کت و شلور و کروات با پرچم شیر و خورشید نشان سه رنگ، در صورت رفراندوم اعلام جمهوری یا پادشاهی سکولار دمکراسی کند، مشکل نگرانی حامیان پادشاهی است که گمان می کنند، سرشان بی کلاه می ماند و دیگر نقشی نخواهند داشت، این نگرانی البته تا حدی قابل درک است، اما چون در نهایت رفراندوم برگزار خواهد شد، با توجه حامیان پرشمار پادشاهی، چاره ای جز همه پرسی میان دو گزینه قانون اساسی با محتوای مشابه میتنی بدیهیات حقوق بشر یعنی دو فرم مونتسکویی یکی جمهوری سکولار دمکراسی و یا دیگری پادشاهی نمادین با نخست وزیری بعنوان فرمانده کل قوا و رئیس دولت و قوه مقننه و پارلمانی سکولار دمکراسی نیست.
در باره قبلا مطلبی بازنشر شده:
نقدی بر مطالب اخیر آقای ویسی، جمهوری یا پادشاهی؟!، درباره ظاهر و باطن و ماهیت و روح و عملکرد و نتایج انواع حکومت ها؟

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.