این پانوشت های مطلب زیر، خلاصه ای منظور امثال نگارنده نشان می دهد. نگاه مطلق گرایی که دو دوسی تاریکی و روشنایی است و گویا مرزهای این دو سو، هیچ چیزی نیست!

دنیای خاکستری، جهان وقاعی تر می نماید. همه از این دنیای واقعی خاکستری استفده زیستی و منفعتی می کنند، اما هر گاه لازم بدانند و گاه ناخواسته و ندانسته منکر وجود دنیای وقاعی خاکستری می شوند! مطلق گرایی، خودش می تواند عامل شر و شرارت شود!
 
—————————————–
پانوشت از مطلب زیر است:

پ.ن: طی این سالها، با حجم عظیم ناامنی و سانسور، پراکندگی موافقان اصلاح وضعیت فعلی تا گذرا گرایان، امثالهم از مردم معمولی، تلاش کردیم، اول به ارتقای فکری و تحول معرفتی خویش بپردازیم، ایده و فکر و نظرهای خود ر به اشتارک بگذاریم، امروزه بیش از پیش – دست کم در زمان اکنونی- معلوم گردید، اهمیت محتوا و ماهیت حکومت (رژیم/نظام) و قابلیت های تغییر و نظارت عامه و نخبگان و مرجع ذی صلاح مردمی،

 

اینها است، پادشهی نمادینی که حتا تجربه چون تاریخ پادشاهی اشکانی و مهستان داشته گه نقطه ضعف همیشگی این فرم یعنی تداوم موروثی و خطر دیکتاتوری و جلوگیری از آن، در حالی بتوان پادشاهیی حداکثر نمادین کرد و حتا پست نخست وزیری تا حد شخص اول اجرایی و فرمانده کل قوا، با قابلیت تغییر دمکراتیک، در هر چند سال، این همان روح و عاملیت و نتیجه بخشی سکولاردمکراسی مشخصا جمهوری واقعی حقیقی است. این چیزی بود ر مطالب اخیر، که صرفا اسم گذاشتند بر یک حکومتی اساس جمهوری نیست و بیشتر شبیه خلافتگری و سلطانیسم است، حتا در فرم جمهوری نیست و این سوءاستفاده نابخردانه تا جاهلانه، که ناکارامد بنمایند جمهوریت (که حتا در عمل اجرا نشد) و پادشاهی که چند هزار سال تجربه شده، معایب و مزایایش در طول مکرر دیده شده،

 

اینها است، پادشاهی نمادینی که حتا تجربه چون تاریخ پادشاهی اشکانی و مهستان داشته گه نقطه ضعف همیشگی این فرم یعنی تداوم موروثی و خطر دیکتاتوری و جلوگیری از آن، در حالی بتوان پادشاهیی حداکثر نمادین کرد و حتا پست نخست وزیری تا حد شخص اول اجرایی و فرمانده کل قوا، با قابلیت تغییر دمکراتیک، در هر چند سال، این همان روح و عاملیت و نتیجه بخشی سکولاردمکراسی مشخصا جمهوری واقعی حقیقی است. این چیزی بود ر مطالب اخیر، که صرفا اسم گذاشتند بر یک حکومتی اساس جمهوری نیست و بیشتر شبیه خلافتگری و سلطانیسم است، حتا در فرم جمهوری نیست و این سوءاستفاده نابخردانه تا جاهلانه، که ناکارامد بنمایند جمهوریت (که حتا در عمل اجرا نشد) و پادشاهی که چند هزار سال تجربه شده، معایب و مزایایش در طول مکرر دیده شده،

 

اکثر کشورهای جهان اسما جمهوری هستند، اما به فرم واقعی و محتوای واقعیآ این جمهوری با پادشاهی مشروطه سکولار دمکراسی با قدرت پارمان و نخست وزیر و نماید بود پادشاهی، هر دو فرم با محتوای مشابه، کمابیش رقیب هم بوده و مزایای نزدیک هم و معایب نزدیک به هم دارند،… بدتر اینکه عد ای، مسئله مان و گذر نسلها نادیده بگیرند و تعصب و اصرار داشته بر یکی، د رحالی در نهایت نخواهد هر دو فرم در دو قانون اساسی با محتوای مشابه سکولاردمکراتیک مبتنی بر رعایت حداکثری حقق بشر که نه تنها ادیان و مذهب و بلکه مرتد و دگراندیش در امینت زیستی باشد… یکی از انتهای کلام مربوط به رازش زندگی و حق زیستن انسان دوستانه و با شرافت و با کرامت… امکان گذشت اشتباهات فردی که همواره است تا حد امکان و ترغیب به اصلاح و هم زیستی…

نقدی بر مطالب اخیر آقای ویسی، جمهوری یا پادشاهی؟!، درباره ظاهر و باطن و ماهیت و روح و عملکرد و نتایج انواع حکومت ها؟

چرا اپوزسیون در ۴۷ سال نتوانست ایران را آزاد کند

یادداشتهایی از منتقد مردم عادی درباره مردم سالاری دینی! و گذار به دمکراسی سکولار

 

پ.ن:

امکان تغییر رأس حکومت حتا پادشاه به صورت دمکراتی، همان نقطه ضعف مهمی است در کنار مشکل عدم نمادین بودن پادشاهی و مشکل دیکتاتوری حاصل مادام العمر بودن و مروثی و بر تخت نشستن حاکمانی به نام شاه و غیره، صرفا به دلیل موروثیت و وابستگی به قدرت… بدتر اینکه بعد از اثبات نایشایستگیف امکان عزل او به صورت غیر خشونت آمیز و با روند دموکراتیک مانند همه پرسی و غیره نباشد. 

اگر نکته های انتقادی بالا رعایت شودف حتا اگر بر فرض در انتخابات و رفراندوم و همه پرسی، حداقل دو گزینه یعنی دو قانون اساسی با فرم جمهوری و پادشاهی نمادین با شروطی مانند محتوای مشابه یکسان مبتنی بر بدیهیات حقوق بشر و سکولاردموکراسی برگزار شود، حکومت در هر فرمی، روح و عملکرد و نتایج شبیه جمهوریت واقعی خواهد داشت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)