بحران اینترنت و ناتوانی حکومت در تأمین زیرساخت‌ها: ثروت مردم صرف چه می‌شود؟

در سال‌های اخیر، مردم ایران با مشکلات زیرساختی متعددی روبه‌رو هستند. این مشکلات شامل قطعی مکرر آب و برق و همچنین اختلال در دسترسی به اینترنت است. حکومت ایران به جای سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های حیاتی، ثروت ملی را صرف برنامه‌های هسته‌ای، موشکی، و حمایت از گروه‌های نیابتی در منطقه می‌کند.

گزارش‌های رسانه‌‌های حکومتی حاکی از فرسودگی باتری دکل‌های مخابراتی است. این فرسودگی و قطعی مکرر برق، مشکلات بزرگی برای اینترنت ایجاد کرده است.

خبرگزاری ایسنا در گزارشی به نقل از کارشناسان، به بحران شبکه تلفن همراه اشاره کرده است. ریشه این بحران، تنها کمبود برق نیست. سوءمدیریت در نگهداری از باتری‌های پشتیبان دکل‌ها نیز مشکل‌ساز است.

این باتری‌ها باید در زمان قطعی برق، اتصال شبکه را حفظ کنند. اما عمر آنها به پایان رسیده و فرسوده شده‌اند. نتیجه این وضعیت، خاموشی دکل‌ها پس از چند دقیقه قطعی برق است. این خاموشی، باعث قطع اینترنت می‌شود.

این اختلال باعث شده کاربران در مناطق مختلف سیگنال نداشته باشند. همچنین، سرعت اینترنت به شدت کاهش یافته است. این وضعیت حتی خدمات ساده بانکی مانند کارت به کارت را مختل کرده است.

خرید اعتباری نیز برای ساعت‌ها غیرممکن می‌شود. دسترسی به تماس صوتی و پیامک نیز با قطع دکل‌ها مختل می‌شود. معلوم نیست این روند تا چه زمانی ادامه خواهد داشت.

ستار هاشمی، وزیر ارتباطات پزشکیان، تاکید کرده که باتری‌ها برای ناترازی برق طراحی نشده‌اند. به گفته او، استاندارد جهانی حداکثر نیم ساعت پشتیبانی است. اگر قطعی برق دو ساعت طول بکشد، دکل‌ها خاموش می‌شوند. در این حالت، کیفیت اینترنت به شدت افت می‌کند.

مقامات ملایان برای اشاره به کمبودها از واژه «ناترازی» استفاده می‌کنند. آن‌ها از به کار بردن واژه‌های «کسری و کمبود» خودداری می‌کنند.

اینترنت چرخ‌وچاهی و افزایش تعرفه ۷۰ درصدی!!!

کارشناسان اما، ریشه این مشکلات را غفلت ساختاری می‌دانند. کیوان نقره‌کار، کارشناس فناوری اطلاعات، می‌گوید: «اینترنت فقط فضای مجازی نیست. بسیاری از زیرساخت‌های بانکی، سلامت و آموزش به اینترنت وابسته هستند. اگر اپراتورها پیش‌بینی لازم را نداشته باشند، آسیب‌ها جبران‌ناپذیر خواهند بود.»

محمد جعفرپور، مدیرعامل شرکت مخابرات، می‌گوید نوسازی باتری‌ها نیازمند سرمایه‌گذاری کلان است. او اضافه کرد هیچ‌یک از اپراتورها توان مالی این کار را ندارند.

به گفته او، مراکز اصلی شهری ژنراتور دیزلی دارند. اما سایت‌های موبایل و اینترنت به طور مستقیم از قطعی برق تاثیر می‌گیرند.

مشکل تنها به قطعی برق محدود نمی‌شود. اپراتورها مجبور به استفاده از باتری‌های بی‌کیفیت هستند. یا باتری‌های قدیمی را بارها تعمیر می‌کنند. این راهکارها باعث کاهش بیشتر کیفیت و عمر تجهیزات می‌شوند.

پیامدهای این وضعیت، یعنی فرسودگی باتری در دکل‌ها، فراتر از زندگی روزمره کاربران است.

این اختلال در اینترنت، خدمات بانکی آنلاین را تحت تاثیر قرار می‌دهد. دسترسی به اورژانس و امداد نیز دشوار می‌شود. جلسات و آموزش‌های مجازی هم متوقف می‌شوند.

کاربران در شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند برخی مناطق تهران دو بار در روز برقشان قطع می‌شود. مصرف برق در ایران سالانه حدود ۷ درصد افزایش می‌یابد. این افزایش معادل پنج هزار مگاوات است.

هیچ چشم‌اندازی برای توانایی وزارت نیرو برای تامین این نیاز دیده نمی‌شود. مسئولان حکومتی بیشتر بر «مسئولیت شهروندان» در کاهش مصرف تاکید دارند.

از سوی دیگر، مدیرعامل ایرانسل هشدار داده است: اگر تعرفه خدمات این شرکت افزایش نیابد، این شرکت توان سرمایه‌گذاری ندارد و افزایش کیفیت اینترنت مقدور نیست.

علیرضا رفیعی، مدیرعامل ایرانسل، تهدید کرده است: «باید منتظر باشیم همان‌طور که قطعی برق داریم، روزی سه ساعت نیز اینترنت قطع شود.»

او افزود: «این موضوع، اصلا مورد نظر وزارت ارتباطات، اپراتورها و شخص وزیر نیست. این فاصله در مسیر ارتقای زیرساخت‌ها ایجاد شده است. رشد شدید تقاضا فشار زیادی به اپراتورها وارد کرده است.»

[اخاذی آشکار شرکت ایرانسل؛ تهدید به قطع اینترنت یا افزایش ۷۰درصدی تعرفه!]

چاره کار؛ تغییر ساختار حاکمیت نه تغییر سیاست کاری

در حالی که مردم ایران نیاز به اینترنت پایدار دارند، اما به دلیل اولویت‌های نادرست حکومت با چالش‌های بزرگی مواجه هستند.

عدم رسیدگی به زیرساخت‌های اینترنت، زندگی روزمره مردم را مختل کرده است. بحران اینترنت نشان‌دهنده ناکارآمدی ساختاری است.

اینترنت در ایران با چالش‌های بزرگی روبه‌رو است که فراتر از مسائل فنی است. مشکلات فنی مانند فرسودگی باتری‌ها و قطعی برق، تنها بخش کوچکی از یک بحران گسترده‌تر هستند.

این بحران نتیجه سیاست‌های غلط حکومتی است که به جای سرمایه‌گذاری بر زیرساخت‌های حیاتی مانند اینترنت، منابع مالی را به سمت برنامه‌های هسته‌ای، موشکی، و حمایت از گروه‌های نیابتی در منطقه هدایت می‌کند.

این رویکرد، در کنار تشدید فیلترینگ و کنترل اینترنت توسط حکومت، زندگی روزمره مردم را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.

در حالی که جهان به سمت توسعه اینترنت پرسرعت و دسترسی آزاد حرکت می‌کند، حکومت ایران با اعمال محدودیت‌های بیشتر، مردم را از اطلاعات و خدمات آنلاین محروم می‌سازد.

این محدودیت‌ها نه تنها دسترسی به اینترنت را کند و ناپایدار می‌کنند، بلکه مانع از رشد اقتصادی و فرهنگی جامعه نیز می‌شوند.

ناکارآمدی ساختاری و عدم اولویت‌بندی صحیح، باعث شده تا زیرساخت‌های اینترنت به حدی فرسوده شوند که حتی خدمات ضروری نیز مختل گردند.

در نهایت، مردم ایران هستند که هزینه‌های این سیاست‌های نادرست را می‌پردازند و از یک اینترنت پایدار و آزاد محروم می‌مانند.

مخلص کلام اینکه وقتی مشکلات به ساختار برمی‌گردد نه سیاست کاری، ساختار باید تغییر کند؛ همان که مردم ایران در پی آنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)