کیهان در یادداشت روز خود در روز ۲۷ مرداد با تیتر «بیانیهای که بوی کودتا میدهد!» به بیانیه جبهه اصلاحات اصلاحطلبان تاخته است.
کیهان در یادداشت خود در بدایه موضوع کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را یادآوری میکند و اتهاماتی را متوجه مصدق کبیر میسازد.
کیهان این اتهامات را شامل اعتماد به آمریکا، انزوای نیروهای مذهبی و تکیه بر حزب توده برمیشمارد. تا واقعیت خیانت کاشانی را بپوشاند.
اما حال که حاکمیت لرزان ملایان با بحران بود و نبود دست و پنجه نرم میکند دستیازیدن به چنین موهوماتی نیاز مبرم آنان است تا زمینهچینی برای تاختن به باند مقابل و بیانیه جبهه اصلاحات را توجیه کند.
کیهان با این مقدمهچینی اوهامی چنین نتیجه میگیرد که دولت مصدق خود را خلع سلاح کرد و بلافاصله آن کودتای استعماری علیه مصدق کبیر را به دولت پزشکیان و شرکایش در جبهه اصلاحات گره میزند.
کیهان میافزاید که دولت چهاردهم باید به این نکات توجه داشته باشد. جالب آن که ابتدا مدعی میشود که دولت پزشکیان باید از همه جریانات فکری استفاده کند.
این امر این گزاره را به ذهن مخاطب متبادر میکند که کیهان در پی وحدتی نداشته و نخواسته برای دولت پزشکیان است.
اما در سطور بعد ماهیت این همهباهمی صوری هویدا میشود. آنجا که یادآور میشود که این «حلقه وفادار و سخت نظام» [بخوانید باند خامنهای] است که در مقاطع حساس میتواند به کمک دولت پزشکیان بیاید و نه جبهه اصلاحات.
در همین زمینه
[جنگ قدرت اوج میگیرد؛ کیهان بیانیه جبهه اصلاحات دیکته سیا و موساد!]
به آسمان بردن و به زمین کوفتن باند مغلوب حاکمیت
کیهان دوباره گریزی به موضوع مصدق میزند که اتکاء وی به کشورهای دیگر باعث شکستش شد. از این رو نتیجه میگیرد که دولتها [بخوانید دولت پزشکیان] باید توجه داشته باشد که اگر رفتار احزاب [بخوانید جبهه اصلاحات] ترجمان چیزی باشد که خواسته یک کشور و قدرت خارجی است باید از این احزاب دوری کند!
کیهان سپس جبهه اصلاحات و رسانهها و عوامل داخلی باند مقابل را به مراتب بیشتر در خدمت بیگانه معرفی میکند که در تشویش اذهان و فروپاشی ساختار سیاسی حاکمیت موثرند!
کیهان سپس استناد میکند که کشورهای غربی دیگر نمیتوانند کودتا به معنای نظامی آن را در کشور پیاده کنند بنابراین به کودتای نرم روی آوردهاند.
سپس حمله به جبهه اصلاحات و بیانیه آن را آغاز میکند و میافزاید بیانیه ۲۶ مرداد جبهه اصلاحات نگرانیها در خصوص شبهکودتا را افزایش داده است.
کیهان با استناد به ادبیات بیانیه جبهه اصلاحات نتیجهگیری میکند که اتفاقاتی در حال رخدادن است که این جبهه در بیانیه خود به موضوعاتی پرداخته که به زعم آن با وجود «وفاق ملی» مشکوک به کودتا علیه نظام دانسته میشود.
کیهان سپس نکاتی را در این بستر، درباره بیانیه جبهه اصلاحات ارائه میکند. جبهه اصلاحات را به ساختارشکنی، براندازی و همسویی با آمریکا و اسرائیل متهم میکند. سپس به گزارههای بیانیه جبهه اصلاحات استناد میکند که این همسویی را برجسته میسازند.
حمله کیهان به بیانیه جبهه اصلاحات ادامه مییابد
گزارههایی چون «ترک تخاصم داخلی و خارجی، آشتی ملی، بازگشت به اصل حاکمیت مردم، اصلاح ساختار حکمرانی، انتخابات آزاد، عفو عمومی، حذف نظارت استصوابی، پایاندادن به سرکوب، ترمیم شکاف بین مردم و حاکمیت، پرهیز از تروریسم و پرداختن به توسعه ملی، مذاکرات مستقیم با آمریکا را» کیهان جزء مصادیق همسویی و همکاری جبهه اصلاحات با آمریکا و اسرائیل میخواند.
کیهان به این همه نیز بسنده نمیکند و مواردی چون تعلیق داوطلبانه غنیسازی، پذیرش نظارت آژانس، انحلال نهادهای موازی و نهادهای انتصابی، عدم مداخلات فراقانونی شوراهای مختلف، برگشت نیروهای نظامی به پادگان، حذف گزاره خودی و غیرخودی در گزینشها، رعایت حقوق زنان را از دیگر مصادیق این همسویی معرفی میکند.
لیست کیهان ادامه دارد و گزارهها را ادامه میدهد و بر آن میافزاید که خواسته برگزاری انتخابات آزاد، عدم دخالت نیروهای نظامی در سیاست و… از جمله مصادیق این همسویی هستند که نویسندگان بیانیه جبهه اصلاحات را به واسطه طرح آنها، مستحق مجازات میداند و این موارد را اتهامزنی به حاکمیت ملایان معرفی میکند.
کیهان سپس استدلال میکند که اکثر این موارد برخلاف و متفاوت از آن چیزی است که حاکمیت ملایان بر اساس آن بنا شده و در صورت تندادن به این گزارهها، دیگر نمیتوان این حاکمیت را «جمهوری اسلامی» نام نهاد!
کیهان در قالب نکتهای علیه بیانیه جبهه اصلاحات میافزاید این بیانیه به موازات اظهارات ظریف و بیرون خزیدن حسن روحانی از لانه و مصاحبه وی و طرح بحث رفراندم در لفافه پرسیدن نظر مردم، نشان از یک کودتای خزنده علیه نظام سیاسی ملایان دارد و آنان را متهم میکند که کشورهای غربی به این اقدامات آنها برای اجراء کودتای خزنده چشم دوختهاند تا واقعهای مانند ۲۸ مرداد رقم بخورد!
محتوای جنگ کیهان با اصلاحطلبان
سپس کیهان در قالب تاختن به بهانه بیانیه جبهه اصلاحات ، ظریف را به باد حمله میگیرد که با ۸ سال سکانداری وزارت خارجه، «مدعی کنارآمدن آمریکا و ملایان با یکدیگر شده تا صلح جهانی فراهم شود» و این را خوشبینی کودکانه معرفی میکند و طرفهای غربی را به آغاز و ادامه مخاصمه متهم میکند.
کیهان سپس این سوال را جلوی ظریف میگذارد که با این طرح و از بین رفتن صنعت هستهای، و با امضاء پیمان عدم تعرض پیشنهادی ظریف، غرب بلافاصله خواستار کوتاهآمدن از صنعت موشکی میشود که خواست آمریکا برای منافع اسرائیل و تغییر پارادایم سیاسی نظام یا همان تغییر نظام است.
حمله به بیانیه جبهه اصلاحات و ظریف و روحانی بهانه است.
از میزان سوزش کیهان در مورد انتشار این بیانیه میتوان فهم کرد که شقه و شکافی که بخصوص در این دوران پساجنگ در رژیم رخ داده است، تا چه میزان بقای حاکمیت ولایت فقیه را تهدید می کند. کیهان اما از فهم یک واقعیت ساده عاجز است و آن این است که وقتی به واسطه شرایط انقلابی جامعه و در اثر اشتباهات استراتژیک خامنه ای، هژمونی او تضعیف می شود، باید منتظر شکافهای بزرگتر و دردناکتر باشد. این سرنوشت همه دیکتاتوریها در آستانه سرنگونی است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.