نسیم روشنایی

roohani.honarهنرمند دولت تدبیر و امید باید چه هنرمندی باشد و چه هنری خلق کند؟ رییس جمهور چه افقی را برای هنرمندان به تصویر کشیده است؟ چهارشنبه،۱۸ دی ماه ۱۳۹۲، حسن روحانی در تالار وحدت دیداری با جمعی از هنرمندان داشت. سخنان او حاوی نکاتی است که در این نوشتار به آن می پردازیم.

الگوی هنرمند
روحانی سخنرانی خود را با بیان این نکته آغاز می کند که سیاستمداران نباید برای هنرمند تکلیف تعیین کنند و هنر سفارش کردنی و دستور دادنی نیست. اما بلافاصله می گوید” حافظ می تواند مقتدای هنرمند ایرانی باشد”.
اما چرا حافظ؟ زیرا به گفته ی او “حافظ سینه‌ای مالامال از آموزه‌های دینی و قرآنی دارد، اما از جهل و خرافه و ریا بیزار است. او با همه نقد و انتقادی که بر حکومت و جامعه داشت در طول تاریخ کتابش قدر دیده و بر صدر نشسته و گاهی آنچنان تعالی یافته که جایگاهش در کنار کتاب حق و قرآن مجید قرار گرفته است. حافظ به قول بعضی‌ها، رند روشنفکر زمان خود بود، در عین ایمان و در عین انتقاد، هرگز از ایمانش دست برنداشت و هرگز از انتقادش پشیمان نشد”.
او تلویحا هنرمند را به روشنفکری دینی که از ساختار قدرت انتقاد می کند، تقلیل می دهد و همزمان دو نکته ی اساسی به هنرمند دیکته می شود. نخست اینکه هنرمند باید با ایمان و مسلمان باشد. دوم اینکه اگر انتقاد می کند، باید مانند حافظ چندپهلو و مبهم انتقاد کند تا تفسیرپذیر باشد، به بیانی دیگر دم به تله ندهد و در شرایط حساس بتواند از بار مسئولیت انتقاد خود، شانه خالی کند. این دقیقا همان خط مشی ای است که دولت روحانی در پیش گرفته است: سیاست یکی به نعل و یکی به میخ زدن.
آیا هنرمند باید به حافظ اقتدا کند؟ نظر هنرمندان ایرانی در این باره چیست؟ ف. پورپیغمبر، شاعر ایرانی درباره ی این موضوع به زمانه می گوید” الگوی هنرمند باید خودش باشد! این یعنی هنرمند خلاقیت دارد و می تواند خودش دنیای تازه ی خود را بسازد و درعین تاثیرپذیری از دیگران، ایده های خود را پاس دارد و برای آنها بجنگند”.

shahram nazeri honarنه اپوزیسیون ، نه زینت مجالس
روحانی مهم ترین خط و نشان را در این بخش سخنرانی می کشد. او می گوید” هنرمند نه قرار است زینت‌المجالس باشد و نه اپوزیسیون. هنرمند نه قرار است نوک پیکان تحولات سیاسی باشد و نه قرار است گوشه‌نشین خرابات و خانه”.
هنر نباید صرفا باعث لذت و شادی شود. زیرا از منظر جمهوری اسلامی، بسیاری از شادی ها و لذایذ دنیوی حرام و ممنوع اند. با این اوصاف، از نظر روحانی مطربی و رقص و پایکوبی هنر محسوب نمی شوند چون برخلاف ارزش های اسلام و انقلاب اسلامی هستند.
صریح ترین خط و نشان روحانی اما این است که هنرمند اپوزیسیون نیست به بیان دیگر، هنرمند نباید سیاسی باشد. نباید مصلحت نظام را خدشه دار کند. از نظر او هنرمند سیاسی در رده ی هنرمند قرارنمی گیرد بلکه یک فعال سیاسی است که در صورت لزوم مجازات خواهد شد. این دیکته کردن ها درحالی است که او در آغاز سخنرانی خود می گوید، سیاستمداران نباید برای هنرمند قالب تعیین کنند و هنر دستوردادنی نیست.

خطوط قرمز و آزادی هنرمند
آزادی جوهره ی هنر است و ذهن و دستان هنرمند اگر دربند باشند، هنر تولید نمی شود. روحانی دراین باره می گوید” هنر و آزادی رابطه مستقیم دارند. در غیر فضای آزاد، هنر واقعی خلق نخواهد شد. در بخش هنر نمی‌توانیم با دستور هنر را بیافرینیم و خلق کنیم. هر گونه فضای امنیتی می‌تواند جوانه هنر را بخشکاند” او همچنین می گوید” هر نظامی خطوط قرمزی دارد، اما خطوط قرمز باید کاملاً شفاف، صریح و قانونی باشد تا از اعمال سلیقه‌ای جلوگیری شود”.
آزادی هنرمند و خطوط قرمز نظام کجا با یکدیگر برخورد می کنند؟ آزادی چیست؟ ایزایا برلین (Isaiah Berlin ) متفکر روس، آزادی را به دو نوع آزادی مثبت و منفی تقسیم می کند. او آزادی مثبت را خودمختاری فردی، عمل عقلانی و حق مشارکت در قدرت عمومی تعریف می کند. اما آزادی مثبت به مفهوم عمل برحسب عقل، خطايی است که باعث می شود ارزش ها در يک کل، يکی گردند. اگر جامعه برای فرد اهدافی والاتر از فرد قائل باشد و فرد را برای پایبندی به مصحلت اجتماعی(مصلحت نظام!) وادار به انجام اعمال خاصی کند، مغایر با مفهوم آزادی فردی عمل کرده است. برلین آزادی مثبت را اساس جوامع بسته و توتالیتاریستی می داند.
اما آزادی منفی بدین معناست که فرد آزادی این را دارد که هر کاری انجام دهد مگر اینکه عمل او به فرد دیگری آسیب رساند یا مانع او گردد. آزادی منفی شالوده ی جوامع باز و غیر توتالیتاریستی است. اما ساختار سیاسی حکومت ایران توتالیتاریستی است. در ایران همواره منافع کل یعنی نظام جمهوری اسلامی، بر منافع فردی افراد ارحجیت دارند.
خطوط قرمزی که روحانی از آنها سخن می گوید، مواردی است که اگر افراد به آنها پایبند نباشند، منافع و مصحلت نظام به خطر می افتد. در ایران، همواره منافع فرد قربانی منافع کل می شود. هنرمند نیز باید در جهت منافع و مصلحت نظام قدم بردارد وگرنه از خطوط قرمز عبور کرده است.
Freedomالف. خ ، فیلمساز جوان ایرانی، درباره آزادی و حدو مرز آن به زمانه می گوید:” برای هنر و هنرمند نباید هیچ محدودیتی قائل شد. هنرمند باید آزاد باشد تا عقایدش را در قالب هنر بیان کند. درواقع، همه باید آزادانه نظرات شان را بیان کنند و این شاید باب طبع برخی نباشد. اما باید یاد بگیریم به عقاید و نظرات همدیگر احترام بگذاریم.”
نیما ایوبی، آهنگساز، که سال هاست در حوزه ی موسیقی و ادبیات در ایران فعالیت دارد نیز در این باره به زمانه می گوید” آزادی هنرمند در هیچ جای جهان آنگونه که خواست هنرمند است تامین نمی‌شود! حکومت اگر آزادی بدهد، دولت‌ها بنا به سلیقه و نیز منافع مقطعی آزادی را بازخوانی کرده و به اصطلاح “خم” می کنند.”

هنر فرمایشی
حسن روحانی از آغاز سخنرانی سعی دارد به شیوه های مختلف هنرمند را فردی مستقل و هنر را بدون قالب، غیردستوری و غیرفرمایشی عنوان کند. برای مثال می گوید “باید فضای مناسب را برای هنر فراهم کنیم، دولت برای خود رسالت ترویج را بر عهده می‌گیرد، نه اینکه هنرفرمایشی را در دستور کار خود قرار دهد. البته در برخی از موضوعات ملی، مثل فرهنگ ایران و اسلام، که هویت اسلامی و ایرانی ما را نگه می‌دارد و تعالی ‌بخشد، دولت موظف است از آنها حمایت بیشتری کند. ای کاش می‌شد افتخارات هنری ما به نمایش در می‌آمد، ای کاش می‌شد داستان‌هایی که در شاهنامه فردوسی، در مثنوی مولوی که هر دوی آنها آکنده از قصه‌های دینی و ایرانی است، به صورت آثار نمایشی، سینمایی، تلویزیونی و حتی رمان‌های خواندنی روی آنها سرمایه‌گذاری می‌شد.”
استفاده از واژه های”البته” و”ای کاش” در عبارات بالا قابل توجه است. روحانی بلافاصله پس از عنوان کردن اینکه هنر فرمایشی نیست می گوید “البته برخی موضوعات ملی و اسلامی بر موضوعات دیگر ارجحیت دارند”. او هوشمندانه و در لفافه به هنرمندان و تهیه کنندگان هنری می گوید که دولت او روی چه موضوعاتی سرمایه گذاری خواهد کرد. یعنی اگر هنرمندان موضوعات ملی و اسلامی انتخاب کنند، حمایت می شوند.
نیما ایوبی در این باره معتقد است” حمایت بیشتر از موضوعات ملی و مذهبی لزوما هنر فرمایشی محسوب نمی شود. اما باید دید در درازمدت آیا نوعی‌ “خود فرمایش” در بین هنرمندِ نه چندان متعهد به خویش اتفاق نمی‌افتد؟ آیا بدین گونه هنرمند صرفاً برای خوش رقصی هرچه بیشتر در تمام آئین نامه‌های ثبت و ضبط شده حکومتی / ملی‌ انگشت نمی کند؟ اینجاست که دیگر با نوع‌ جدید و کثیفی از هنر فرمایشی رو‌به رو می‌شویم.”

shahab hoseyniخود ممیزی: ممیزی هنر توسط خود هنرمند
تیتر این بخش از سخنرانی این است که” دولت قصد ندارد ممیزی در فرهنگ و هنر را ادامه دهد” اما روحانی چنین ادامه می دهد که” این دولت قصد ندارد ممیزی را در فرهنگ و هنر به صورت راه و مسیری که مانع کار هنرمندان باشد، ادامه دهد. ممیزی باید در چارچوب قانون و هدفمند باشد. اگر قانون ابهام دارد، باید قانون و چارچوب شفافی را در اختیار همه قرار دهیم تا تکلیف همه روشن باشد؛ کار وزارت ارشاد باید تقریباً یک کار اداری باشد. اگر می‌خواهیم کار ممیزی را انجام دهیم، باید گروهی از فرهیختگان، اندیشمندان، هنرمندان، عالمان، حتی عالمان دینی در کنار یکدیگر بنشینند و آنها باشند که بر هنر نظارت کنند، هنرمند، می‌تواند بر هنر نظارت کند، کارمند دولتی، نمی‌تواند ناظر خوبی برای هنر باشد.”
او همچنین می گوید” اگر مقررات شفاف و روشن داشته باشیم، آنگاه می‌توان کار نظارت را به صنف‌ها و انجمن‌های تخصصی واگذار کرد، آنها بهتر از کارمندان یک وزارتخانه نظارت خواهند کرد و بیشتر عاشق ایران و کشورند. ما باید این شرایط را برای هنرمندان تسهیل کنیم”. و در بخشی دیگر در این سخنرانی می گوید” چرا نظارت بر سینما و کتاب و موسیقی را به اهلش واگذار نکنیم، چه اشکال دارد که انجمن‌های صنفی بخشی از بار مسئولیت وزارت ارشاد را بر دوش گیرند. به هم اعتماد کنیم؛ دوران، دوران اعتماد است.”
او واقعا چه می گوید؟ از سویی می گوید دولت قصد ندارد ممیزی در فرهنگ و هنر را ادامه دهد اما همزمان می گوید ممیزی ادامه خواهد یافت. چه کسانی باید این نقش را به عهده بگیرند: هنرمندان داوطلب و عالمان دینی. همین جا تکلیف هنرمندانی که با علمای دینی سرسازگاری ندارند، روشن است، از حیطه ی قدرت و ثروت خارج می شوند.
نیما ایوبی در این باره به زمانه می گوید” ممیزی ممیزی است! چه توسط وزارت ارشادی ها باشد چه توسط خود هنرمندان. اما درعین حال، ممیزی وجود دارد و آن مردم هستند که هنری را می پذیرند یا خیر”. برخلاف نظر نیما ایوبی، الف. خ، به زمانه می گوید” در هر صورت اگر قرار است ممیزی در کار باشد خیلی بهتر که چارچوب مشخصی داشته باشد و خود هنرمندان که درک درستی از هنر دارند بر ممیزی ها نظارت کنند تا کارمندان دولت که عموما سررشته ای از هنر ندارند”. ف. پورپیغمبر نیز دراین باره به زمانه می گوید” روحانی خوب می داند چه می گوید. وقتی می گوید خود هنرمند باید سانسورچی خودش باشد، منظورش از هنرمند افرادی هستند که در دارودسته ی خودشان هستند”.
قرار دادن هنرمند در جایگاهی که نظارت بر محتوای آثار هنری به عهده ی خودش باشد، بدین معنی است که هنرمند علنا به ابزار کنترل ایدئولوژیک دولتی تبدیل شوند و علاوه بر تولید هنری، نقش بروکرات دولتی را نیز ایفا کند. کنترل دولتی که پیش از این توسط بروکرات های غیر هنرمند در نهادهای ایدئولوژیک اعمال می شد، به خود هنرمند واگذار می شود و نظارت و کنترل و ممیزی، دیگر توسط خود هنرمند اعمال می شود نه حکومت. او هم دربان و هم جلاد ایده های خود و هنرمندان دیگر است. و بدین وسیله، دولت روحانی هنرمند را بروکراتیزه می کند. وزارت ارشاد نیز، دیگر مکانی خارجی نیست بلکه در ذهن هنرمند جای می گیرد و خودسانسوری در او درونی می شود.

sharifiniaa roohaniهنرمند، محلل دولت و مردم
روحانی می گوید”دولت در فکر ایجاد آشتی ملی و وحدت ملی است. دولت می‌خواهد کینه‌ها از سینه‌ها برداشته شود. شمایید که می‌توانید زمینه را آماده کنید”. اولین بار نیست و آخرین بار هم نخواهد بود که حکام هنرمندان را به یاری می طلبند تا بر فساد، جنایات و بی عدالتی های حکومت ماله بکشند. اما آیا هنرمندان مسئول زدودن کینه ها از سینه ی خانواده های اعدامیان، زندانی ها، تبعیدی ها، ممنوع القلم ها، ممنوع التحصیل ها، استثمار شدگان و فقرا هستند یا دولتمردان؟ آیا ثروت های کلان سران حکومت که در بانک های خارج از ایران سرمایه گذاری شده یا میلیاردها دلاری که صرف ادامه ی جنگ داخلی سوریه و کشتار بیگناهان می شود با یاری و اعتماد هنرمندان متوقف می شود؟ آیا با تولیدات هنگفت سینمایی که ابهت ایران و اسلام را به تصویر می کشند، خشونت ساختاری این رژیم محو خواهد شد؟

هنرمند دولت تدبیر و امید
با توجه به سخنان حسن روحانی در تالار وحدت، هنرمندی که دولت او را هنرمند تلقی می کند و حمایت اش می کند باید این ویژگی ها را داشته باشد: دیندار و با ایمان(مسلمان)، غیر سیاسی، لذت گریز، مروج آموزه های اسلامی و ملی، خلاق، مبهم گو و غیر صریح، منتقدی بی خطر، بروکرات نظارتچی، خودسانسورچی و هنرمندی که ایدئولوژی دولت تدبیر و امید را در جامعه ترویج کند. هنرمند دولت تدبیر و امید مانند این دولت باید معتدل و پرابهام باشد و از خطوط قرمز عبور نکند. قالبی که روحانی برای هنرمندان انتخاب کرده، همان کلیشه ی هنرمند میانمایه و سازشکار است که به حکومت دست سازش می دهد، از سفره ی خوان نعمت او ارتزاق می کند و چهره ی هیولایی حکومت را بزک می کند.

 

پانوشت: سخنان حسن روحانی از این لینک نقل قول شده اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)