زنان کار: ستونهای نامرئی اقتصاد در حاکمیت زنستیز ملایان
در حکومت ملایان که قوانینش بر پایه نگاهی زنستیزانه و واپسگرا بنا شده است، زنان کار با استثمار مضاعف روبهرو هستند. این استثمار نه فقط اقتصادی، بلکه فرهنگی و اجتماعی است.
زنان کار علیرغم اینکه نیمی از نیروی کار جامعه را تشکیل میدهند، در ساختارهای حاکمیت ملایان نادیده گرفته میشوند.
وسائل ابواب جمعی حکومت ملایان بارها از پدیده کودکان کار سخن گفتهاند، اما کمتر به پدیده زنان کار پرداختهاند.
زنان کار نیمی از جمعیت کشور هستند که همردیف مردان تلاش میکنند.
کارشناسان باور دارند این گروه اجتماعی کمتر مورد توجه و بیشتر مورد تبعیض قرار میگیرد.
این گزارش بر زنانی تمرکز دارد که با کمترین حقوق و امنیت شغلی کار میکنند. این افراد اغلب در آمار رسمی اشتغال جایگاهی ندارند.
زنان کار علاوه بر بخشهای مختلف اقتصاد، بخش عمدهای از کارهای بیدستمزد خانه را هم انجام میدهند. اگر این کارها محاسبه شوند، آمار اقتصادی را کاملاً دگرگون خواهند کرد.
نگاه حاکم بر بازار کار حاکمیت ملایان، زنان کار را نیروی کار دوم میداند. این نگاه میگوید درآمد کم یا نبود امنیت شغلی برای زنان کار مشکل بزرگی نیست. زیرا مردان نانآور اصلی خانواده تلقی میشوند.
این پیشفرض علت اصلی بسیاری از تبعیضها و نبود فرصتهای شغلی برای زنان کار است. این شرایط، یک مشکل صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه یک معضل فرهنگی و اجتماعی است.
قوانین کار و بیمه، زنان کار را به چشم نیرویی موقت میبینند. کارفرمایان مرخصی زایمان را هزینهای اضافه میدانند. این وضعیت بسیاری از زنان کار را به بخش غیررسمی اقتصاد میراند. در این بخش حمایتی قانونی یا بیمهای وجود ندارد.
وقتی پدیده کودکان کار و زنان کار را کنار هم میگذاریم، شباهتی تلخ آشکار میشود. هر دو گروه بار اقتصاد را به دوش میکشند. اما سهمی متناسب در رفاه و قدرت ندارند.
زنان کار قربانی فرهنگ مرتجعانه ملایان حاکم بر ایران
کودکان کار به دلیل فقر خانواده و ضعف حمایت اجتماعی در این وضعیت هستند. زنان کار نیز به دلیل ترکیبی از تبعیض جنسیتی، سیاستهای ناکارآمد و نگاه مردسالارانه و مرتجعانه ملایان با این مشکل روبرو هستند.
این چرخه نابرابری در جامعه بازتولید میشود. راه حل فقط ایجاد فرصتهای شغلی نیست. باید ارزش کار زنان کار چه در خانه و چه در بازار به رسمیت شناخته شود.
در اصل باید ساختارهای حمایتی ایجاد شود. این امر اما در حاکمیت مردسالار و مرتجع ملایان شبیه سراب است. در نتیجه، زنان کار ستونهای نامرئی اقتصاد باقی میمانند. ستونهایی که بیصدا بار جامعه را تحمل میکنند.
آمارهای بانک جهانی نشان میدهد که میزان مشارکت زنان در نیروی کار ایران بسیار پایین است. این نرخ در سال ۲۰۲۳ در حکومت ایران ۱۴.۴ درصد بوده است.
این در حالی است که میانگین جهانی مشارکت زنان ۴۸.۷ درصد است. حتی در خاورمیانه و شمال آفریقا نیز این میزان ۱۹ درصد بوده است.
در کشورهای منطقه، عربستان سعودی نرخ ۳۴.۵ درصد و امارات متحده عربی ۵۵.۴ درصد را ثبت کردهاند. ترکیه نیز ۳۵.۳ درصد مشارکت زنان در نیروی کار داشته است.
در شاخص شکاف جنسیتی مجمع جهانی اقتصاد، حکومت ایران رتبه ۱۴۴ را از بین ۱۴۶ کشور دارد. این آمار مربوط به مشارکت اقتصادی زنان است.
تمام دادهها نشان میدهند ایران از نظر اشتغال زنان، یکی از بدترین کشورهای جهان است. مطالعات اقتصادی شکاف جنسیتی در پرداخت دستمزد را تایید میکنند.
دستمزد زنان کار در ایران ۴۱ درصد کمتر از مردان است. این شکاف در بخش خصوصی به ۷۰ درصد هم میرسد.
تبعیض جنسیتی در اشتغال زنان کار ابعاد مختلفی دارد. اولین بعد، میزان اشتغال بسیار کمتر زنان نسبت به مردان است.
دومین بعد، اشتغال ناپایدار و رانده شدن آنها به بخش غیررسمی بازار کار است.
تنها ۱۵ درصد زنان در ایران شاغل و جویای کارند!!!
سومین بعد، تبعیض در پرداخت حقوق و مزایای شغلی است. به این ترتیب، زنان حقوق کمتری میگیرند و از مزایا هم محروم هستند.
در همین حال ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ملایان بر تداوم تقسیم کار جنسیتی پافشاری دارند.
اصرار حکومت بر تقسیم کار جنسیتی دو دلیل اصلی دارد. اول، این تقسیم کار با آموزههای مرتجعانه ملایان مطابقت دارد. این آموزهها نقش اصلی زن را در خانه، مادری و خانهداری تعریف میکنند.
دوم، این تقسیم کار برای ساختار سیاسی- اقتصادی ملایان منفعت دارد. حکومت از نیروی کار رایگان و بدون دستمزد زنان در خانه بهره میبرد.
حکومت ملایان اشتغال زنان کار را تهدیدی برای اشتغال مردان معرفی میکند. این در حالی است که بیکاری یکی از بزرگترین معضلات اجتماعی کشور است.
در تصدی شغلها، مردان همیشه محق شناخته میشوند. این به خاطر نگاه جنسیتزده به نقش مردان به عنوان نانآور است.
این نگرش منفی باعث شده با وجود تحصیلات دانشگاهی بیشتر زنان، نرخ بیکاری آنها بالاتر باشد. فقدان فرصت شغلی موجب بیانگیزگی زنان از بازار کار رسمی شده است.
نتیجه این وضعیت آن است که ۸۵ درصد زنان هیچ مشارکت اقتصادی ندارند. یعنی نه شاغل هستند و نه به دنبال کار میگردند.
بخشی از زنانی که هنوز جویای کارند، به بازار غیررسمی روی میآورند. آنها با دستمزد ناچیز و شرایط ناعادلانه کار میکنند.
این در واقع بهرهکشی از نیروی کار زنان کار است. زنان کار در این شرایط، نه تنها از حقوق اولیه خود محروم میشوند، بلکه با استثمار مضاعف نیز دست و پنجه نرم میکنند.
این شرایط ناعادلانه، ناشی از قوانین و نگاه تبعیضآمیز حاکمیت ملایان است که به طور سیستماتیک علیه زنان کار عمل میکند.
[تبعیض جنسیتی و استثمار مضاعف زنان کارگر]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.