بیمار در حکومت ایران: از فرد نیازمند تا مشتری سودآور

با توجه به آمار و اطلاعات موجود، به‌نظر می‌رسد که بیماران در ایران به تدریج از جایگاه نیازمند به درمان، به منبعی برای کسب سود تبدیل شده‌اند. این تحول، پیامدهای منفی زیادی برای نظام سلامت و اعتماد عمومی دارد.

بیماران در ایران دیگر تنها برای درمان مراجعه نمی‌کنند، بلکه به مشتریان سودآوری برای نظام سلامت تبدیل شده‌اند. این تحول، نگرانی‌های عمیقی را برای سلامت جامعه ایجاد کرده است.

بیمار در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر سرگردان است. او علاوه بر درد جسمی، با هزینه‌های سنگین درمان دست‌وپنجه نرم می‌کند. خانواده‌های بیمار برای یافتن درمان قطعی، از مرکزی به مرکز دیگر می‌روند. اما مریض با فاکتورهای بالا و نسخه‌های متعدد روبرو می‌شود.

هدف اصلی مریض فقط سلامت است. اما مریض اغلب احساس می‌کند تنها یک کالا برای سودجویی است. سرگردانی و اضطراب از آینده، به واقعیتی تلخ برای بسیاری از بیماران تبدیل شده.

در گذشته، طبابت شامل جسم و روح مریض بود. اما اکنون، برای برخی پزشکان تنها جسم مریض اهمیت دارد. پزشکی امروز بر دارو و جراحی تمرکز دارد. بیمار در ذهن برخی پزشکان یک شیء برای دستکاری است.

پزشک برای مداوای مریض تنها آنتی‌بیوتیک تجویز می‌کند. او حتی فرصتی برای روحیه دادن به بیمار نمی‌گذارد. ساختار تجاری‌سازی در مورد قیمت‌گذاری مریض است.

اخبار جراحی‌های غیرضروری بارها شنیده شده است. برخی جراحی‌ها صرفاً برای کسب درآمد انجام می‌گیرند. در نتیجه، مریض متحمل هزینه‌های اضافی می‌شود.

برخی پزشکان به‌جای خدمت، فقط به دنبال ثروت‌اندوزی هستند. یک دلیل مهم برای تجاری‌سازی درمان، تعارض منافع است.

فساد یا «تقاضای القایی»؟

تفاوت هزینه یک بیماری در دو مرکز درمانی، نمونه‌ای واضح از این تعارض است. رعایت اصول اخلاقی و حقوق مریض می‌تواند از این تعارض پیشگیری کند.

آمار رسمی نشان می‌دهد بیش از ۴۰ درصد اقدامات تشخیصی غیرضروری‌اند. این عدد در برخی موارد به ۹۰ درصد نیز می‌رسد. ماموگرافی، ام آر آی و سونوگرافی از این جمله‌اند. این اقدامات غیرضروری به مریض و خانواده‌اش استرس و اضطراب شدید تحمیل می‌کنند.

پدیده «تقاضای القایی» در ایران رایج شده است. برخی پزشکان برای دریافت درصد، آزمایش و تصویربرداری تجویز می‌کنند. آنها بیمار را به مراکز خاصی هدایت می‌کنند. این مسئله در شهرهای بزرگ مانند تهران بسیار شایع است.

 نگرانی در مورد تجاری‌سازی درمان تنها محدود به انتقادات عمومی نیست.

نظام سلامت ایران، دچار تعارض منافع شدید است. تجویز بی‌رویه داروها، نظام دارویی را از بین برده. این امر باعث خروج ارز فراوان برای واردات تجهیزات پزشکی شده است.

یکی از ریشه‌های اصلی تعارض منافع، سهامداری مدیران سلامت در بیمارستان‌های خصوصی است. طبق قانون، مدیران وزارت بهداشت و بیمه‌ها نباید در بخش خصوصی سهام داشته باشند. اما به‌خاطر نبود شفافیت سهامداری، این مدیران دچار تعارض منافع هستند.

تجاری‌سازی درمان هزینه‌های سنگینی بر دوش مریض می‌گذارد. همچنین، اعتماد عمومی به نظام سلامت به‌شدت کاهش یافته است.

هنگامی که مریض اطلاع پیدا کند که پزشکان به خاطر منافع مالی تجویز‌های غیرضروری می‌کنند قطعا نگران و خشمگین می‌شود.

این بیمار مراجعه به مراکز درمانی را به تأخیر می‌اندازد. این وضعیت می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای سلامت جامعه داشته باشد. هر بیمار حق دارد درمانی مناسب دریافت کند.

قانون خدمات سلامت رایگان و بیماران برای سودجویی!!!

در بیمارستان‌های دولتی استان‌ها، مشکلات زیادی وجود دارد. کمبود پزشک، نبود امکانات تشخیصی و انحصار برخی پزشکان، مریض را سردرگم می‌کند. نه فقط خود بیمار بلکه خانواده‌اش نیز درگیر استرس می‌شوند.

برخی از این فضا برای معاملات غیراخلاقی سوءاستفاده می‌کنند. این اتفاق به دلیل نبود نظارت کافی رخ می‌دهد. هنگامی که کارانه‌ها دیر پرداخت می‌شود، سلامت مردم گروگان گرفته می‌شود. ضعف ساختار نظارتی در نظام سلامت بسیار مشهود است.

در حالی که سلامت باید اولویت اصلی باشد. اما بیماران با سازوکارهایی بدون پاسخگویی روبرو هستند. در بیمارستان‌ها، حتی ابتدایی‌ترین تجهیزات تشخیصی وجود ندارد.

در نتیجه، مریض مجبور به مراجعه به مراکز خصوصی است. این وضعیت با اصل ۲۹ قانون اساسی ملایان در تضاد است. این قانون می‌گوید مردم باید خدمات سلامت را رایگان دریافت کنند.

بیشتر مدیران بهداشت، استاد و هیئت علمی دانشگاه هستند. همزمان، آنها مطب خصوصی نیز دارند. این وضعیت نشان‌دهنده تعارض منافع است. چگونه ممکن است کسی صبح تدریس کند و عصر در مطب خصوصی فعال باشد؟

نظام درمان کشور در نقطه‌ای بحرانی قرار دارد. در این شرایط، سود مالی جایگزین سلامت بیمار شده است.

مشکلات ساختاری ناشی از تجاری‌سازی، چالش‌های بزرگی ایجاد کرده است. حقوق مریض به حاشیه رانده شده و سیستم بهداشتی با بحران روبروست.

برای هر مریض، دسترسی به درمان مناسب یک حق است. بیمار نیازمند حمایت است، نه اینکه به منبع درآمد تبدیل شود. امری که در ایران تحت حاکمیت ملایان به وفور دیده می‌شود.

[بیماران نخستین قربانیان دولت غیر پاسخگو!]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)