(ترکیب قدرت، ایدئولوژی و تاریخسازی در خدمت هژمونی فارس)
شاهو حسینی
هویتها زادهی تاریخ نیستند؛ بلکه تاریخها زادهی هویتاند و هویت نیز زادە قدرت. این گزارهی بنیادین در فلسفهی هویت و تاریخنگاری نشان میدهد که مفاهیمی مانند «ملت» و «سرزمین» هیچگاه اموری طبیعی یا ازلی نبودهاند، بلکه ساختهها و برساختههای پیچیدهی تاریخی ـ سیاسی و ایدئولوژیک هستند که برای مشروعیتبخشی به قدرت و تنظیم مناسبات اجتماعی شکل میگیرند. تاریخ، نه به مثابه ثبت وقایع صرف، بلکه به عنوان یک فرآیند روایتسازی و معناپردازی، عرصهی کشمکش میان قدرتهاست که در آن هر روایت تلاشی است برای تثبیت هژمونی و تحمیل معنا. اینجاست که مفهوم «ایران» به عنوان یک روایت تاریخی ـ هویتی، بیش از آنکه حقیقتی عینی و بیچونوچرای فرهنگی باشد، محصول یک پروژهی ایدئولوژیک و سیاسی است که در چارچوب مناسبات قدرت شکل گرفته و از طریق آن کنترل فرهنگی، زبانی و سیاسی دە دستان اتنیکی خاص متمرکز شده است. در نظریهی قدرت-دانش میشل فوکو، قدرت نه فقط از طریق زور بلکه از طریق تولید دانش و کنترل روایتها عمل میکند؛ دانشها و روایتهایی که به نوبهی خود قدرت را بازتولید و مشروعیت میبخشند. از این منظر، «ایران» به عنوان یک روایت تاریخی، نه یک حقیقت ثابت، بلکه یک ساختار دانش-قدرت است که هویتهای متنوع و پیچیدهی منطقه را تحت سیطرهی خود قرار داده و بسیاری از آنها را حذف یا به حاشیه رانده است. تحلیل این روایت هژمونیک، ما را به پرسشهایی بنیادی رهنمون میکند: چگونه داستان «کوچ آریاییها» به گونهای ساخته شده است که نقش و سهم ملل و فرهنگهای دیگر، به ویژه کوردها و سایر ملل غیر فارس، در تاریخ منطقه کمرنگ یا حتی انکار شود؟ چگونه زبانی مانند فارسی که محصول تلاقی و همآمیزی زبانهای متنوعی همچون کوردی، عیلامی، بابلی و عربی است، تحت عنوان «زبان آریایی» و خالص معرفی میشود؟
هدف این نوشتار، نه تنها افشای این سازوکارهای پنهان قدرت است، بلکه تلاش دارد تا با بازخوانی انتقادی و ساختارشکنانه، هویتهای مصادرهشده و فراموششده را به صحنهی تاریخ بازگرداند و زمینهای برای بازاندیشی عمیق درباره مفهوم «ایران» و هویت در منطقه فراهم آورد. بدین ترتیب، این مقاله مفهومی را به چالش میکشد که به جای بازنمایی واقعیت، به ابزاری برای تسلط و کنترل تبدیل شده است
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.