پُست-اورینتالیسم و امکان رهایی از خود–جدابینی قومی در شرق

متن دفترچه: احسان صبوحی

۱
سازهای قانون و عود در شکل‌گیری و انتقال دانش موسیقی در خاورمیانه و آسیای میانه نقشی اساسی داشته‌اند. این سازها حامل نظام‌های مدال و ایقاعی بوده و هم‌زمان، بستری برای تدوین نظریه‌های موسیقی فراهم آورده‌اند. آثاری مانند «الموسیقی الکبیر» فارابی، «شرح‌الادوار» صفی‌الدین ارموی و «مقاصدالالحان» عبدالقادر مراغه‌ای نشان می‌دهد که اندیشه‌های این متفکران در ایران، امپراتوری عثمانی، شام، مصر، عراق و آذربایجان تأثیرگذار بوده است.

۲
در سنت‌های موسیقایی شرق، نظام‌های مدال گوناگون—مقام در ترکیه، آذربایجان، عراق و سوریه؛ دستگاه در ایران؛ و مقامات عربی در مصر و کشورهای خلیج فارس—هر یک نسبت ویژه‌ای از صوت، زمان و بیان فرهنگی را نمایندگی می‌کنند. این نظام‌ها، گرچه از نظر نام‌گذاری و فواصل متفاوت‌اند، اما همگی بر هستی‌شناسی مشخصی از صوت و زمان استوارند که با زیباشناسی موسیقی غرب تفاوت دارد. موسیقی پست‌اورینتالیسم با احترام به این سنت‌ها، رویکردی مستقل می‌جوید. هدف، نه بازسازی گذشته و نه تقلید از الگوهای رایج غربی است، بلکه بنیان نهادن نظام زیباشناسی و نظری جدیدی است که امکان بازآفرینی صدا را در چارچوب مفهومی نو فراهم می‌آورد. در این وضعیت، جغرافیای پست‌اورینتالیسم صرفاً در محدوده‌ی شرق تعریف نمی‌شود، بلکه ضرورتی جهانی برای پرسش از موقعیت است.

۳
از این رو، در مواجهه‌ی نخست ممکن است آثار پست‌اورینتالیستی فاقد ارجاع مستقیم به سنت‌های موسیقی شرق یا روش‌های موسیقی معاصر غربی به نظر آیند. همین «ناهمخوانی آشنا»، بخشی از مسئله است: خلق زبان موسیقایی‌ای فراتر از دوگانگی‌های سنت و مدرنیته، شرق و غرب. برای تبیین نظری این رویکرد، در ادامه به تحلیل مفاهیم «اورینتالیسم» در خوانش ادوارد سعید و «قدرت و دانش» نزد میشل فوکو پرداخته خواهد شد؛ مفاهیمی که زمینه‌ی نظری لازم را برای درک پست‌اورینتالیسم در گفتمان هنر فراهم می‌کنند.

۴
بازخوانی و پدیدارشناسی گفتمان پست‌اورینتالیسم
در کتاب «اورینتالیسم»، ادوارد سعید استدلال می‌کند که «شرق» بیش از آن‌که واقعیتی مستقل باشد، ساختاری گفتمانی است زاده‌ی روابط دانش و قدرت غربی. او می‌نویسد: «شرق تقریباً اختراعی اروپایی بود و از دوران باستان مکانی برای رمانتیک، موجودات عجیب، خاطرات جذاب و مناظری خیره‌کننده.» این بازنمایی ساختگی از شرق، بازتاب اصالت فرهنگی جوامع شرقی نیست، بلکه تجلی گفتمانی است که شرق را به مثابه «دیگری» قابل تصور، تصرف و مصرف تعریف می‌کند. میشل فوکو در کتاب «دیرینه شناسی دانش» می‌گوید: «گفتمان‌ها شیوه‌هایی عملی‌اند که به‌طور سیستماتیک اشیایی را می‌سازند که درباره‌ی آن‌ها سخن می‌گویند.» دانش درباره‌ی شرق، بنابراین، نه آینه‌ی واقعیت که محصول درهم‌تنیدگی قدرت و دانش است؛ چارچوبی که بازنمایی شرق را به منبعی مشروعیت‌بخش برای هژمونی غرب تبدیل می‌کند.

۵
خود–جدابینی قومی بنیادگرایانه در درون شرق
گرچه نقد سعید و فوکو معطوف به ساختارهای قدرت غربی است، اما این نوشتار بر تحلیل بازتاب داخلی آن در جوامع شرقی تمرکز دارد؛ پدیده‌ای که آن را «خود–جدابینی قومی بنیادگرایانه» می‌نامیم. این پدیده عبارت است از بازتولید مکانیسم‌های هویت‌سازی استعماری توسط خود جوامع شرقی از طریق حذف دیگری‌های همجوار، تأکید افراطی بر تمایزات قومی، و به‌کارگیری منطق قدرت و دانش در روایت‌های بومی‌شده.

۶
نمودهای جدابینی در قلمرو موسیقی
در حوزه‌ی موسیقی، این جدابینی گفتمانی آشکارتر است. در حالی که تاریخ موسیقی غرب، با وجود تنوع، توانسته گفتمانی مشترک پدید آورد، در سنت‌های شرقی ساز قانون—مشترک در ایران، ترکیه، عراق، سوریه، مصر و ارمنستان—به‌جای بستری برای تفاهم فرهنگی، به ابزاری برای تملک هویتی بدل شده است. هر فرهنگ با اتکا به مناسبات قدرت و دانش، این ساز را از آن خود تعریف می‌کند و امکان «افق فهم جمعی» را محدود می‌سازد.

۷
اسطوره‌سازی و بنیادگرایی؛ دو روی یک گفتمان
این فصل به بررسی دو گفتمان متقابل می‌پردازد که یکدیگر را تقویت می‌کنند: اسطوره‌سازی در گفتمان غربی و بنیادگرایی قومی در گفتمان درون‌شرقی. هر دو جریان بازتولید ساختار قدرت و دانش فوکویی هستند و فضای گفت‌وگوی هم‌افزا میان فرهنگ‌های شرق را مسدود می‌کنند. اسطوره‌سازی غربی، با تمرکز بر «رمز و راز» شرق، این فرهنگ را به کالایی برای مصرف هیجانی بدل می‌کند. آیا تفسیرهای آلن لومکس از موسیقی فولکلور ایرانی که عمدتاً بر ضبط و انتشار دستگاه‌های منتخب از ردیف بدون بررسی زمینه‌ی تاریخی گسترده‌تر متمرکز بود، نمایانگر چنین رویکردهای احیاکننده است؟

بنیادگرایی قومی شرقی واکنشی درونی به روایت‌های غربی است که اسطوره‌سازی غرب را تهدیدی برای هویت می‌انگارد و به‌جای بازسازی انتقادی، بر پاک‌سازی و تأکید صرف بر اصالت قومی اصرار می‌ورزد. فوکو در کتاب «تاریخ جنسیت»، جلد نخست می‌گوید: «قدرت همه‌جا هست؛ نه به این دلیل که همه‌چیز را دربر می‌گیرد، بلکه چون از همه‌جا می‌آید.» به طور مشابه، آیا تمرکز برونو نتل بر ردیف ایرانی به عنوان سیستم اصلی، در حین حاشیه‌ای کردن مقام‌های آذربایجانی و سنت‌های عود مصری، نشان‌دهنده‌ی این است که چگونه رویکردهای دانشگاهی می‌توانند ناخواسته گفتمان‌های طردکننده ایجاد کنند؟

۸
ردیف موسیقی ایرانی و مفاهیم کلیدی پست‌اورینتالیسم
ردیف موسیقی دستگاهی ایران، الگوی پیشاکلاسیکی با ساختاری خطی است که شاخص‌ترین میراث شنیداری سنتی ایرانی به‌شمار می‌آید. در پروژه‌ی «ردیف برای قانون»، ردیف نه صرفاً متن تاریخی، بلکه چارچوبی باز برای ترکیب و بازتعریف مفاهیم بنیادین است. سه مفهوم کلیدی بازتعریف می‌شوند:

ردیف یا «سیستم موسیقی»: مجموعه‌ی سازمان‌یافته‌ای از عناصر ملودیک، ریتمیک، هارمونیک و صوتی که هر آهنگساز بر اساس منطق پست‌اورینتالیسم انتخاب و سامان می‌دهد.

دستگاه یا مجموعه: مجموعه‌ای مرتب از اشیای موسیقایی شامل الگوهای ملودیک، ریتمیک، هارمونیک، اصوات خالص، نویز یا صداهای الکترونیک؛ زیرمجموعه‌ها و نسبت‌های متقابل آن‌ها نیز در چارچوب دستگاه تعریف می‌شوند.

گوشه یا واحد: کوچک‌ترین عنصر درون یک دستگاه که هر یک الگوی ملودیک مستقل را نمایش می‌دهد.

۹
مشخصات فنی
آلبوم «ردیف برای قانون» با ضبط اختصاصی ردیف دستگاهی موسیقی ایران بر روی ساز قانون (در قالب فایل صوتی WAV با کیفیت ۲۴ بیت / ۴۸ کیلوهرتز و بدون پردازش)، ماده‌ی صوتی خام را در اختیار آهنگسازان قرار می‌دهد. این بستر امکان بازخوانی انتقادی، پردازش دیجیتال یا آنالوگ، و نیز گسست یا بازآفرینی دستگاه و ردیف را بر اساس نظام شخصی هر آهنگساز فراهم می‌کند.

۱۰
در عرصه‌ی اندیشه و بنیان‌های زیباشناختیِ پُست-اورینتالیسم، هرگونه مداخله‌ی خلاقانه توسط ردیف‌دان — که در این گفتمان نظری و عملی، منظور آهنگساز است و نه نوازنده — چه در شکل‌گیری نسبت‌سازی‌های متغیر با ساختارهای ردیف و دستگاه، و چه در مسیر گسست مطلق از ریخت‌شناسیِ دیرینه‌محور آن، امری اصیل و معتبر محسوب می‌شود.

در این گفتمان، التزام به پایبندی و اجبار مطلق بر شمایل‌های تثبیت‌شده، نه نشانه‌ی اصالت، بلکه نوعی تعلیق حقیقت و بازتولید حافظه‌ی تاریخیِ خودجدابینیِ قوم‌گرایانه تلقی می‌گردد.

روشمندی و سبکِ پُست-اورینتالیسم، با تأکید بر میل به اراده و حق گسست و بازخوانی انتقادیِ میراثِ ناملموس جهانی، اختیار مداخله‌ی هنرمند را نه به‌مثابه‌ی یک استثنا، بلکه قاعده‌ای ضروری برای اراده‌ی جمعیِ زیباشناسانه، کثرت‌های نامنسجم، و سوژگیِ خودبنیاد اعلام می‌کند.

.
منتشر شد.

عنوان:
Post-Orientalism No. IV: The Cultural Sound Blocks of Humanity Vol. 7 – Radif of Iranian Music for Qanun
نوازنده: نیلوفر حبیبیان

نشر پُست-اورینتالیسم با افتخار انتشار هفتمین جلد از مجموعه‌ی در حال انتشار خود را اعلام می‌کند:

Post-Orientalism No. IV: The Cultural Sound Blocks of Humanity Vol. 7 – Radif of Iranian Music for Qanun

این آلبوم یکی از مهم‌ترین آثار منتشرشده در چارچوب فلسفه و زیباشناسی ژانر پُست-اورینتالیسم به شمار می‌آید.

برای پیش‌خرید، شنیدن یا حمایت مالی از پروژه:
https://postorientalism.bandcamp.com/album/the-cultural-sound-blocks-of-humanity-vol-7-radif-of-iranian-music-for-qanun

آثار پیشین این مجموعه (جلدهای ۱ تا ۶):

جلد ۱
https://postorientalism.bandcamp.com/album/post-orientalism-iv-the-cultural-sound-blocks-of-humanity-vol-1

جلد ۲
https://postorientalism.bandcamp.com/album/post-orientalism-iv-the-cultural-sound-blocks-of-humanity-vol-2

جلد ۳
https://postorientalism.bandcamp.com/album/post-orientalism-iv-the-cultural-sound-blocks-of-humanity-vol-3

جلد ۴
https://postorientalism.bandcamp.com/album/post-orientalism-no-iv-the-cultural-sound-blocks-of-humanity-vol-4

جلد ۵
https://postorientalism.bandcamp.com/album/post-orientalism-no-iv-the-cultural-sound-blocks-of-humanity-vol-5-2

جلد ۶
https://postorientalism.bandcamp.com/album/post-orientalism-no-iv-the-cultural-sound-blocks-of-humanity-vol-6
===

===
#PostOrientalism #ReleaseCalendar2025 #NewMusicReleases #BandcampFinds #postorientalismgenre

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)