افزایش نگرانکننده زنان سرپرست خانوار در ایران: آمارهای پنهان و واقعیتهای تلخ
آمار زنان سرپرست خانوار در ایران به صورت تصاعدی رو به افزایش است. آنها بهواسطه طلاق، مرگ همسر یا خودداری از ازدواج به دلیل قوانین تبعیضآمیز، مسئولیت اقتصادی و تربیتی خانواده را بر دوش میکشند. این گروه آسیبپذیر با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و روانی متعددی مواجهاند. متأسفانه، آنها از حداقل حمایتهای اجتماعی محروم بوده و در معرض خشونتهای پنهان قرار دارند.
آمار واقعی زنان سرپرست خانوار: تناقضات و پنهانکاری حکومت
دنیای اقتصاد در ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴، به نقل از یک عضو شورای شهر تهران، آمار کل زنان سرپرست خانوار را بیش از ۶ میلیون نفر اعلام کرد. نکته نگرانکننده اینکه نیمی از آنها فاقد بیمه هستند. این در حالی است که در ۲۷ اسفند ۱۴۰۳، معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری حکومت ایران «حدود ۵ میلیون زن سرپرست خانوار در کشور» را گزارش داد. سوال اینجاست که چگونه در عرض تنها ۲ ماه، ۱ میلیون نفر به آمار زنان سرپرست خانوار افزوده شده است؟ پاسخ این سوال را باید در پنهانکاری و مهندسی آمار اعلامی از سوی حکومت جستجو کرد. این تناقضات نشان میدهد که حکومت ایران آمار واقعی را دستکاری میکند.
دلایل اصلی افزایش تعداد زنان سرپرست خانوار
افزایش زنان سرپرست خانوار دلایل متعددی دارد. از جمله این دلایل میتوان به مشکلات اقتصادی، فقر، بیکاری یا ناتوانی همسر در تأمین مالی اشاره کرد. همچنین، افزایش مرگومیر بر اثر حوادث و تصادفات در سالهای اخیر، به افزایش زنان سرپرست خانوار منجر شده است. برخی زنان جوان نیز به دلیل قوانین تبعیضآمیز حکومت ایران، از ازدواج خودداری میکنند. هرچند این تصمیم آنها را از بعضی محدودیتها و خشونتها دور میکند، اما بار اقتصادی و روانی دیگری بر آنها تحمیل میشود. این عوامل دست به دست هم دادهاند تا تعداد زنانی که به تنهایی مسئولیت تأمین معاش خانواده را بر عهده دارند، رو به فزونی گذارد.
وخامت اوضاع معیشتی و شغلی زنان سرپرست خانوار
بسیاری از زنان سرپرست خانوار به بازار کار رسمی دسترسی ندارند. آنها ناگزیر به فعالیت در مشاغل «بیمهنشده، ناپایدار یا با حداقل درآمد» مانند کار خانگی، مغازهداری کوچک یا دستفروشی روی میآورند. درآمد ناکافی دغدغه اصلی آنها در تأمین هزینههای زندگی و تحصیل فرزندان است. این زنان در کارگاههای خیاطی، قالیبافی، بستهبندی و حتی فروشندگی مشغول میشوند. کارفرمایان از شدت نیاز و حاضر بودن آنها به پذیرش حقوق ناچیز، سوءاستفاده میکنند.
غلامرضا تاجگردون، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، اخیراً به وضعیت اسفبار برخی از این زنان اشاره کرد. او گفت: «در یک کارگاه قالیبافی در شهر، ۴۰ تا ۵۰ بانوی سالخورده مشغول کار بودند. دستهایشان متورم و زخمی بود و دریافتیشان بین ۱.۹۰۰ تا ۳ میلیون تومان بود و بیمه هم نداشتند.»
این در حالی است که خبر آنلاین در ۲۷ دی ۱۴۰۳، حداقل هزینه خانوار برای شهرهای کوچک را ۲۸ میلیون تومان اعلام کرده بود. این شکاف عمیق میان درآمد و هزینهها، گویای فقر فزایندهای است که زنان سرپرست خانوار با آن روبرو هستند. این وضعیت نشان میدهد که آنها چگونه با حداقلها زندگی میکنند.
آسیبهای جسمی، روحی و اجتماعی زنان سرپرست خانوار
زنان سرپرست خانوار علاوه بر فقر و تنگدستی در معرض انواع آسیبهای جسمی، روحی و اجتماعی قرار دارند. سوده نجفی، عضو شورای شهر تهران، هشدار داده که فرصتهای شغلی محدود و نبود حمایت اجتماعی، این زنان را در معرض خطر آسیبهایی مانند اضطراب، افسردگی و احساس بیپناهی قرار داده است. زندگی در مناطق محروم یا حاشیه شهرها، جایی که خدمات شهری، دسترسی به مراکز درمانی، آموزشی و فرهنگی محدود است، آنان را در معرض آسیبهای بیشتری قرار میدهد. این فشارها آسیبهای جسمی بسیار خطرناکی نیز برای زنان سرپرست خانوار در پی دارد.
جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی، از شناسایی ۵۳ هزار زن سالمند تنها در کشور خبر داده است.
مریم خاکرنگین، سرپرست دفتر خانواده و بانوان سازمان بهزیستی، نیز از شیوع سرطان در زنان سرپرست خانوار خبر داد و تصریح کرد که «این وضعیت قابل پیشبینی است چرا که گروههای در معرض آسیب برای درمان دیرتر مراجعه میکنند». این گزارشها نشاندهنده وخامت اوضاع سلامت این قشر است. آنها به دلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی، از رسیدگیهای پزشکی مناسب محروم میمانند.
ریشهها و مسئولیت وضعیت زنان سرپرست خانوار
وضعیت فزاینده زنان سرپرست خانوار در ایران، بحرانی چندوجهی است. این زنان، نه تنها بار سنگین معیشت را به تنهایی بر دوش میکشند، بلکه با مشکلات روانی، جسمی و اجتماعی عمیقی نیز دست و پنجه نرم میکنند. آمارهای متناقض و دستکاریشده از سوی حکومت ایران، گواهی بر پنهانکاری و عدم تمایل به مواجهه با این واقعیت تلخ است. این پنهانکاری، برنامهریزی مؤثر برای حمایت از این قشر آسیبپذیر را ناممکن میسازد.
ریشه اصلی این معضل را باید در سیاستهای اقتصادی ناکارآمد و ناعادلانه حکومت ایران جستجو کرد. فقر گسترده، تورم لجامگسیخته و نابرابریهای اجتماعی، خانوادهها را در تنگنا قرار داده و زنان را ناگزیر به پذیرش مسئولیت کامل سرپرست خانوار میکند. قوانین تبعیضآمیز نیز این وضعیت را وخیمتر ساخته و گزینههای پیش روی زنان را محدود میسازد.
مسئولیت مستقیم این وضعیت بر عهده حکومت ایران است. عدم حمایتهای اجتماعی کافی، ضعف در اجرای قوانین حمایتی و بیتوجهی به نیازهای اولیه این بخش از جامعه، نقض آشکار حقوق انسانی آنهاست. تا زمانی که ریشههای فقر و نابرابری اقتصادی مرتفع نشود شاهد ادامه و وخامت این بحران خواهیم بود و قطعا ریشههای فقر در حاکمیتی که بر دزدی استوار است هرگز کنده نخواهد شد.
[زنان سرپرست خانوار و تحمل استثمار مضاعف]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.