تالارها برای عزاداری!!!
رئیس اتحادیه تالارهای پذیرایی، وضعیت تالارها را نگرانکننده توصیف کرده است. او میگوید ۸۰ درصد مراسمهای برگزارشده در تالارها، به مراسم ختم تبدیل شدهاند. تنها ۲۰ درصد این مراسمها، عروسی هستند.
بیژن عبداللهیمقدم اظهار داشت بسیاری از سالنهای که اجارهای هستند تعطیل شدهاند. این تعطیلی به دلیل «اجاره سنگین» اتفاق افتاده است. اکنون تنها حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد تالارهای تهران فعال هستند. این آمار رکود عمیق صنعت تشریفات عروسی را نشان میدهد. این رکود همزمان با افزایش تورم و مشکلات اقتصادی رخ داده است.
آمارهای رسمی؛ کاهش ازدواج و افزایش طلاق
آمارهای رسمی جدید نیز تصویری نگرانکننده از ازدواج و طلاق در حکومت ایران ارائه میدهند. دادههای سازمان ثبتاحوال این وضعیت را تأیید میکند. در ۷ ماهه نخست سال ۱۴۰۳، تنها ۲۷۴ هزار و ۵۹۶ مورد ازدواج ثبت شد. در همین دوره، ۱۰۸ هزار و ۶۷۳ مورد طلاق به ثبت رسید.
این یعنی نسبت طلاق به ازدواج در کشور به حدود ۳۹ درصد رسیده است. به عبارت سادهتر، از هر ۱۰۰ ازدواج رسمی ثبتشده، نزدیک به ۴۰ مورد به طلاق منجر میشوند. این نسبت در تهران از ۵۲ درصد فراتر رفته است.
در دهه گذشته، تعداد ازدواجهای رسمی در کشور ۴۶ درصد کاهش یافته است. سال ۱۳۸۹، بیش از ۸۹۱ هزار ازدواج در کشور ثبت شد. اما این رقم در پایان سال ۱۴۰۲ به حدود ۴۸۱ هزار مورد کاهش یافت. نرخ خام طلاق نیز در سال ۱۴۰۳ به ۳.۲ در هزار نفر جمعیت رسید.
کارشناسان این نرخ را یکی از بالاترینها در منطقه میدانند. این روند افزایشی علیالخصوص بین زوجهای جوان و ساکنان شهرهای بزرگ شدت یافته است. این وضعیت به عواملی چون تغییرات اقتصادی، بیکاری جوانان و فقر مرتبط است.
موانع اصلی ازدواج و تأثیر آن بر تالارها
دشواریهای ازدواج شامل مسکن، اشتغال، تورم و گرانی است. این موارد بهعنوان عوامل اصلی کاهش ازدواج رسمی مطرح میشوند. افزایش مهریههای بالا و قیمت مسکن و… فشار زیادی بر زوجهای جوان وارد کرده است. هزینههای بالای مراسم نیز بار مالی مضاعفی است. نرخ بیکاری بالا باعث شده بسیاری از جوانان خانواده تشکیل ندهند.
مطالعات نشان میدهند افزایش وامهای ازدواج و طرحهای تسهیلاتی مؤثر نبودهاند. این تسهیلات روند نزولی ازدواج را متوقف نکردهاند. گزارشها تأکید دارند افزایش تسهیلات ازدواج و فرزندآوری نتیجه نداده است.
همچنین، محدودیتها و ممنوعیتهای دولتی نیز مردم را به ازدواج ترغیب نکرد. یک جمعیتشناس میگوید ۵ درصد زنان بالای ۴۰ سال ازدواج اصلا ازدواج نمیکنند. در حالی که این رقم در دهه ۱۹۸۰ تنها ۲ درصد بود. این نشاندهنده تغییرات عمیق اجتماعی است. چنین تغییراتی بر فعالیت تالارها نیز تأثیر مستقیم گذاشته است.
گرانی و تورم بیسابقه هزینههای ازدواج را افزایش داده است. این امر تشکیل خانواده را برای جوانان دشوار کرده است. فقر گسترده و ناتوانی در تأمین حداقلهای زندگی، ازدواج را به رؤیا تبدیل کرده. بسیاری از تالارها با این چالشها روبرو هستند. این شرایط حتی به طلاق زوجهای جوان منجر شده است.
فقر و تورم، دو عامل ویرانگر در اقتصاد حکومت ایران هستند. این دو عامل، زندگی روزمره مردم را به شدت تحت تأثیر قرار دادهاند. هزینه بالای مراسم و هزینههای مربوط به ازدواج، جوانان را از تشکیل خانواده باز میدارد. بسیاری از جوانان توانایی پرداخت این هزینههای سنگین را ندارند.
این وضعیت، معضل ازدواج را به یکی از بزرگترین چالشهای اجتماعی تبدیل کرده است. در کنار آن، افرادی که ازدواج کردهاند نیز با مشکلات عدیدهای مواجهند. فشار اقتصادی، عامل اصلی افزایش آمار طلاق در کشور است. خانوادهها زیر بار تورم و گرانی، تاب و توان خود را از دست دادهاند.
نقش حاکمیت
حکومت ایران بهجای رسیدگی به معیشت مردم، ثروتها را صرف اهداف دیگری میکند. هزینههای گزاف نظامی و ایدئولوژیک نمونه این سیاستهاست. تمرکز بر حمایت از تروریسم نیز بخش زیادی از منابع را مصرف میکند. این رویکرد به نابودی زیرساختهای اجتماعی دامن زده است.
سوء مدیریت اقتصادی و اجتماعی، بنیان خانواده را تضعیف کرده است. بحران مسکن، تورم افسارگسیخته و نرخ بیکاری بالا از نتایج این سیاستهاست. جوانان به دلیل عدم امنیت شغلی و اقتصادی از ازدواج میگریزند.
این شرایط باعث شده فعالیت تالارها نیز کاهش یابد. تالارها که پیشتر میزبان جشنهای عروسی بودند، اکنون با رکود مواجهاند. آینده ازدواج و تشکیل خانواده در حکومت ایران در هالهای از ابهام است.
حکومت ایران به جای حل مشکلات اساسی مردم، به اولویتهای دیگری مشغول است. تخصیص ثروتهای ملی به مقاصد نظامی و ایدئولوژیک، نتیجهای جز تشدید فقر ندارد. منابع مالی جامعه به جای صرف در امور زیربنایی، برای اهداف تروریستی و توسعهطلبی به کار گرفته میشود.
این رویکرد، زندگی شهروندان را دشوارتر کرده است. عدم سرمایهگذاری در بخشهای حیاتی مانند مسکن و اشتغال، به بحرانهای کنونی دامن زده است. نتیجه این سیاستها، نابودی تدریجی امید به زندگی در میان جوانان است. وقتی اولویتهای حکومت، خارج از نیازهای ابتدایی مردم باشد، جامعه با مشکلات عمیقی دست و پنجه نرم میکند.
[افزایش طلاق و کاهش فرزندآوری در ایران]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.