بیانیه شماره ۱۴ شورای انقلاب ملی ایران

چو ایران نباشد، تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

وقتی «اشتباه» رهبران با «تبعیت کورکورانه» مردم یا «سکوت و بی‌تفاوتی» آن‌ها همراه می‌شود و «مصیبت» به‌بار می‌آورد، «تاوان» آن را ملت خواهد داد؛ چه رهبران مانند هیتلر از طریق رأی مردم و روند دموکراتیک به قدرت رسیده باشند و چه مانند علی خامنه‌ای از طریق «تقلب و خیانت» و علیرغم فقدان شرایط قانونی «قدرت را غصب» نموده باشند. ملت آلمان هنوز تاوان تبعیت کورکورانه از اشتباهات رهبر منتخب خود و ملت ما تاوان سکوت و بی‌تفاوتی خویش در برابر رهبر «غاصب، نامشروع و غیرقانونی» و «اشتباهات» او را می‌پردازند.

آن‌چه در مورد ایران موجب شگفتی می‌باشد، تکرار اشتباهات رهبران و نیز تکرار سکوت و بی‌تفاوتی مردم در قبال آن‌هاست؛ به‌ویژه وقتی که هم رهبران «قدرت را غصب» کرده‌اند و هم «اشتباهات‌شان فاجعه‌بار» می‌باشند.

از اشتباهات فاجعه‌بار محمد خوارزمشاه و سکوت مردم که موجب «حمله مغول» شد، و اشتباهات فتحعلی‌شاه و بی‌تفاوتی ملت که به قرارداد ننگین «ترکمنچای» انجامید، و از دست دادن «بحرین» به دستور انگلستان توسط محمدرضا شاه و سکوت مردم که بحرین را به مقر پایگاه پنجم نظامی آمریکا تبدیل کرد، بگذریم؛ در همین نزدیکی‌ها هوس‌های ایدئولوژیک خمینی، مانند محو اسرائیل از صفحه روزگار، و تشویق ارتش و مردم عراق علیه صدام حسین، و حمایت از اشغال سفارت آمریکا در ایران و اعلان صدور انقلاب، که با سکوت و حتی همراهی ملت ما توأم گردید و به جنگ ویرانگر ۸ ساله منجر شد و «تاوان» آن را ملت داد؛ بدتر از همه، تکرار سکوت و بی‌تفاوتی مردم در برابر «ماجراجویی»‌های علی خامنه‌ای می‌باشد که هم با تقلب و خیانت و در حالی‌که به فقدان شرایط قانونی خود اقرار داشته، قدرت مردم را غصب نموده و هم به «دیپلمات» نبودن خویش می‌بالد!!

اگر در برابر «ماجراجویی‌های» خمینی، کاریزمای انقلابی و مذهبی وی و فضا و احساسات انقلابی آن زمان، مانع اعتراض مردم نسبت به مواضع نابخردانه و ماجراجویانه او شده بود، در خصوص مواضع نابخردانه علی خامنه‌ای به‌عنوان رهبری «نامشروع و منعزل» که مملکت را در بن‌بست دوگانه «تسلیم یا جنگ» قرار داده، سکوت مردم هیچ‌گونه توجیهی نداشته و ندارد؛ به‌ویژه این‌که از قبل این وضعیت را پیش‌بینی و به کرات به ملت بزرگ و به نیروهای مسلح هشدار داده بودیم.

اکنون که علیرغم «نیاز استراتژیک» کشور به «قدرت بازدارندگی»، ایران «محاط» در قدرت‌های «هسته‌ای» مورد تجاوز اسرائیل قرار گرفته، نکاتی را به استحضار ملت بزرگ و نیروهای مسلح ملی ایران می‌رسانیم:

۱. تجاوز اسرائیل به خاک ایران که بدون چراغ سبز ایالات متحده آمریکا و متحدان غربی آن «غیرقابل اجرا» بود را قویاً محکوم می‌نماییم.

۲. در طول تاریخ ایران، «خائنینی» بوده‌اند که با دشمن همکاری کرده‌اند: از چوپانی که با راهنمایی اسکندر موجب شکست آریوبرزن و خواهر شجاعش یوتاب و سلطه ۲۴۸ ساله سلوکیان بر ایران شد، تا سپاه دیلمان که به تازیان پیوست؛ و آسیابانی که با قتل یزدگرد سوم، سلطه نهصد ساله تازیان بر کشور را تضمین نمود؛ از ابراهیم‌خان کلانتر که با ممانعت از پذیرش لطفعلی‌خان زند در شیراز، موجب سلطه آغامحمدخان قاجار شد، تا غلامحسین تنگکی که در جریان جنگ جهانی اول با قتل رئیس‌علی دلواری به یاری متجاوزین انگلیسی شتافت و … امروز فرصتی به‌دست آمده تا ملت ما، «خائنینی» که به نتانیاهو دخیل بستند و اتوبوس مجانی که از دانشگاه جورج‌تاون به مقصد تهران را هدایت ولی سر از تل‌آویو درآورد و پس از دیدار با نتانیاهو، نسخه «تجزیه آذربایجان جنوبی» نوشته شد، و «تجزیه‌طلبانی» که نسخه «انحلال سپاه پاسداران» را نوشتند و برای «تهاجم» به ایران، «ذلیلانه دست به دامن آمریکا و اسرائیل» شدند را بشناسند.

۳. بارها هشدار داده‌ایم که چه در صورت «تسلیم» و چه در صورت «جنگ»، نیروهای مسلح «قربانی» اصلی و اولیه آن خواهند بود، و با توجه به عدم مشروعیت جمهوری اسلامی و علی خامنه‌ای هشدار دادیم که به مردم بپیوندند تا هم از «جنگ» جلوگیری کنند و هم از «خفتِ تسلیم»؛ اما گوش شنوایی نبود. شاید هنوز هم این امکان وجود داشته باشد اگر نیروهای مسلح ملی ما «اراده» کنند.

۴. علیرغم آگاهی از روند طبیعی قیام‌ها که در نتیجه فعل‌وانفعالات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، تاریخی و غیره رخ می‌دهد، و حتی با بازخوانی نظریه «نقش طبقه متوسط شهری» و نیز تئوری «قدرت بی‌قدرتانِ» واسلاو هاول در انقلاب‌ها، ضمن اعلام «وضعیت اضطراری» کشور که در آستانه فروپاشی بوده و لزوم اتخاذ «تصمیمی تاریخی» به ملت بزرگ خاطرنشان کرده بودیم که چون هر دو گزینه «تسلیم یا جنگ» به فروپاشی کشور می‌انجامد، بهتر است راه‌حل را در «قیامی ملی» به قید «فوریت و ضرورت» جست‌وجو کند تا «ماده نزاع» یعنی جمهوری جور و جهل و فساد را ریشه‌کن و علت بن‌بست دوگانه «تسلیم یا جنگ» را برطرف نماید و منتظر حلول لحظه «جوش انقلابی» یا «اشباع انقلابی» نماند؛ اما گویی در وضعیت «لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ» قرار داشت و زنهارهای پی‌درپی ما را نمی‌شنید. هنوز هم راه‌حل همان است که گفته‌ایم.

۵. اکنون که وضعیت ایران شبیه درهم شکسته‌شدن خطوط دفاعی «ماژینو» و اشغال فرانسه می‌باشد، ملت بزرگ و نیروهای مسلح ملی ایران را به «اتحادی مقدس» علیه «متجاوزان خارجی و حکومت نامشروع و منعزل جمهوری اسلامی» فرا می‌خوانیم و در راستای مسئولیت ملی، اخلاقی و انسانی، زیر نظر شورای انقلاب ملی ایران، مانند ژنرال دوگل، مبادرت به تشکیل «دولت در تبعید» می‌نماییم.

سرافراز ملت ایران

پاینده ایران

از سوی شورای انقلاب ملی ایران

قاسم شعله‌سعدی

۱۴۰۴/۳/۲۳

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)