لینک دانلود نسخه پی دی اف و پادکست

 

 

مقدمه 

ماجرای روسیه و غرب، داستانی دویست‌ساله است از درگیری‌های نظامی، تقابل فرهنگی و رقابت ژئواستراتژیک. این مقاله به تحلیل تاریخی، جامعه‌شناختی و ژئوپلتیکی این رقابت می‌پردازد. هدف، شناسایی الگوهای تاریخی و ساختارهای قدرتی است که طی قرن‌ها، غرب را در تلاش برای “بلعیدن هارتلند” جهان (روسیه) هدایت کرده است.

 ۱ . دیدگاه تاریخی: از ناپلئون تا جنگ سرد 

روسیه همواره به‌عنوان “قلب زمین” (Heartland) در جهانبینی ژئواستراتژیک غرب قرار داشت. حمله ناپلئون بناپارت در سال ۱۸۱۲ به مسکو، اولین آزمون بزرگ برای دسترسی غرب به این مرکز قدرت بود. در قرن بیستم، آلمان نازی با عملیات بارباروسا (۱۹۴۱)، تا دروازه های مسکو را به اشغال خویش درآورد. اما شکست این حملات نشان از مقاومت تاریخی روسیه دارد

جنگ سرد (۱۹۴۵–۱۹۹۱) اوج این رقابت را در قالب تقابل ایدئولوژیک و نظامی برجسته کرد. غرب با ایجاد پیمان ناتو (۱۹۴۹) و توسعه آن به کشورهای شرق اروپا، استراتژی “محاصره” را علیه شوروی اجرا کرد. این استراتژی حتی پس از فروپاشی شوروی (۱۹۹۱) ادامه یافت؛ کشورهای شرق اروپایی یک‌به‌یک به ناتو کشانده شدند، در حالی که روسیه به‌عنوان جانشین شوروی، وعده‌های قبلی (مانند عدم گسترش ناتو به شرق) را نقض شده می‌دید.[i]

سند توافقنامه جیمیز بیکر وزیر امور خارجه آمریکا و گورباچف در باره پیوستن آلمان متحد به ناتو+ عدم گسترش ناتو به شرق حتی در حد یک اینچ. مسکو ۱۹۹۰

 ۲. ژئواستراتژی: نظریه های هارتلند و ریملند 

 الف) نظریه هارتلند (Halford Mackinder) 

مک‌کایندر در سال ۱۹۰۴ پیش‌بینی کرد که کنترل اوروآسیا (قلب زمین) کلید حکومت جهانی است. او روسیه را مرکز این منطقه می‌دانست و اعلام کرد

« کسی که اروپای شرقی را فتح کند، هارتلند را می‌گیرد؛ کسی که هارتلند را بگیرد، جهان را میگیرد.»

این نظریه، پایه استراتژی غرب برای محاصره روسیه شد.

 ب) نظریه ریملند (Nicholas Spykman) 

اسپایکمن در سال ۱۹۴۲ نظریه هارتلند را به این شکل بسط و گسترش داد: کنترل (Rimland)  مرزهای جغرافیایی اطراف هارتلند (دریای سیاه، دریای بالتیک، قفقاز) اهمیت بیشتری دارد. او معتقد بود

«کسی که ریملند را کنترل کند، هارتلند را محاصره می‌کند»

این نظریه، پایه استراتژی ناتو برای گسترش به شرق اروپا، بالکان و قفقاز بود. امروزه، جنگ اوکراین را می‌توان به‌عنوان جنگی برای کنترل ریملند تفسیر کرد: اوکراین با دسترسی به دریای سیاه و نزدیکی به مسکو (۸۵۰ کیلومتر)، گره کلیدی این استراتژی است.

 ۳.  ژئوپلتیک مدرن: توسعه ناتو و محاصره روسیه 

پس از فروپاشی شوروی، ناتو ۱۲ کشور شرق اروپا را به عضویت خود درآورد. این گسترش، با توجه به نظریه اسپایکمن، روسیه را در حلقه‌ای از کشورهای ناتویی محاصره کرد. اخیراً عضویت فنلاند و سوئد در ناتو (۲۰۲۳)، این حصار را تکمیل کرده است

کشور فنلاند  با ۱,۳۰۰ کیلومتر مرز با روسیه، دسترسی روسیه به دریای بالتیک را تهدید می‌کند.

کشور سوئد: کنترل جزیره گوتنلند (Gotland) در دریای بالتیک، امکان نفوذ ناتو به منطقه را فراهم می‌کند.

نتیجه: روسیه تنها دسترسی خود به دریای سیاه (از طریق ترکیه) و دریای آزاد را از دست می‌دهد، در حالی که ناتو تمامی مرزهای غربی آن را تحت کنترل خود قرار می‌دهد.

 ۴.  جنگ اوکراین: نبرد نهایی برای کنترل ریملند 

جنگ اوکراین (۲۰۲۲–اکنون) را می‌توان به‌عنوان یک بحران ژئواستراتژیک تفسیر کرد:

– اهمیت اوکراین: دسترسی به دریای سیاه، نزدیکی به مسکو، و موقعیت مرکزی در ریملند

– نقش ناتو: ۳۲ کشور عضو ناتو با ارسال سلاح و مشارکت غیرمستقیم در جنگ، استراتژی محاصره روسیه را ادامه می‌دهند.

– پیامدهای بلندمدت: اگر ناتو موفق به جذب اوکراین شود، روسیه به‌طور کامل از دسترسی به دریاهای گرم محروم خواهد شد.

 ۵- نتیجه‌گیری: ادامه رقابت تاریخی 

روسیه با غرب درگیر یک درگیری چندبعدی است که ریشه در تاریخ، جغرافیا و ساختار قدرت دارد.

 استراتژی محاصره غرب (با الهام از نظریه ریملند) و مقاومت روسیه (بر پایه هارتلند) نشان‌دهنده این واقعیت است که جنگ اوکراین تنها یک درگیری نظامی نیست، بلکه بخشی از یک مبارزه قرنی برای کنترل جهان است. آینده این رقابت به این بستگی دارد که آیا روسیه می‌تواند با استراتژی اوراسیایی خود (همکاری با چین و کشورهای جنوب) از حصار غرب فرار کند یا ناتو موفق به تکمیل حلقه محاصره شود.

همان‌گونه که نیال فرگوسون (Niall Ferguson) در کتاب The War of the World می‌نویسد:

«دیپلمات‌ها باید بدانند که گذشته، زنده است و سرنوشت ما را هدایت می‌کند

در نهایت حُکمِ صادره از قلبِ تاریخ بر زمان حال و آینده تحمیل خواهد شد»

گاهشمار رویدادهای هارتلند

  • ۱۸۱۲میلادیحمله ناپلئون بناپارت به مسکو، که اولین آزمون بزرگ برای دسترسی غرب به مرکز قدرت روسیه تلقی می‌شود.

  • ۱۹۰۴میلادیهالفورد مکیندر نظریه “هارتلند” را مطرح می‌کند و اوروآسیا را “قلب جهان” (هارتلند) معرفی می‌کند. او معتقد است که هر کس هارتلند را کنترل کند، بر جهان مسلط خواهد شد. این نظریه مبنای استراتژی محاصره روسیه توسط غرب می‌شود.

  • ۱۹۲۰میلادیلئو کارساف کتاب “Philosophy of Russian History” را منتشر می‌کند.

  • ۱۹۴۱میلادیعملیات بارباروسا (اشغال آلمان نازی) تا دروازه‌های مسکو پیشروی می‌کند که نشان‌دهنده مقاومت تاریخی روسیه است.

  • ۱۹۴۲میلادینیکلاس اسپایکمن نظریه “ریملند” را مطرح می‌کند. او معتقد است کنترل مناطق اطراف هارتلند (ریملند) مانند سواحل بالتیک، دریای سیاه و قفقاز اهمیت بیشتری دارد. این نظریه مبنای استراتژی ناتو برای گسترش به شرق اروپا، بالکان و قفقاز می‌شود.

  • ۱۹۴۴میلادینیکلاس اسپایکمن کتاب “The Geography of Peace” را منتشر می‌کند.

  • ۱۹۴۵– ۱۹۹۱ میلادیجنگ سرد: اوج رقابت ایدئولوژیکی و نظامی بین شرق و غرب. در این دوره، غرب با ایجاد ناتو (۱۹۴۹) و توسعه آن به کشورهای اروپای شرقی، استراتژی “محاصره اتحاد شوروی” را اجرا کرد.

  • ۱۹۴۹میلادیپیمان ناتو امضا می‌شود.

  • ۱۹۵۲میلادییونان و ترکیه به ناتو می‌پیوندند.

  • ۱۹۵۵میلادیآلمان غربی به ناتو می‌پیوندد.

  • ۱۹۸۲میلادیاسپانیا به ناتو می‌پیوندد.

  • ۱۹۹۰میلادی (۹ فوریه)دیدار جیمز بیکر (وزیر امور خارجه آمریکا) و میخائیل گورباچف در کرملین مسکو. در این دیدار، توافق می‌شود که آلمان متحد به ناتو بپیوندد، اما ناتو حتی یک اینچ به سمت شرق گسترش پیدا نکند.

  • ۱۹۹۰میلادیاتحاد آلمان شرقی و غربی.

  • ۱۹۹۱میلادیفروپاشی اتحاد شوروی. پس از فروپاشی، ناتو ۱۲ کشور اروپای شرقی را به عضویت خود درمی‌آورد و وعده‌های قبلی مبنی بر عدم گسترش به شرق را نقض می‌کند.

  • ۱۹۹۲میلادیالکساندر دالین کتاب “The Making of Strategy” را منتشر می‌کند.

  • ۱۹۹۷میلادیالکساندر دوگین کتاب “Foundations of Geopolitics” را منتشر می‌کند.

  • ۱۹۹۷– ۲۰۰۲ میلادیپیوستن  کشورهای بیشتر به ناتو.

  • ۱۹۹۹میلادیجمهوری چک، مجارستان و لهستان به ناتو می‌پیوندند.

  • ۲۰۰۰– ۲۰۰۴ میلادیبلغارستان، استونی، لتونی، لیتوانی، رومانی، اسلواکی و اسلوونی به ناتو می‌پیوندند.

  • ۲۰۰۶میلادینایل فرگوسون کتاب “The War of the World” را منتشر می‌کند.

  • ۲۰۰۹میلادیآلبانی و کرواسی به ناتو می‌پیوندند.

  • ۲۰۱۴میلادیروسیه، کریمه را به خاک خود ضمیمه می‌کند.

  • ۲۰۱۷میلادیمونته‌نگرو به ناتو می‌پیوندد.

  • ۲۰۲۲میلادیآغاز جنگ اوکراین، که به عنوان یک بحران ژئواستراتژیک و نبرد برای کنترل ریملند تفسیر می‌شود. ۳۲ کشور عضو ناتو با ارسال سلاح و مشارکت غیرمستقیم، استراتژی محاصره روسیه را ادامه می‌دهند.

  • ۲۰۲۳میلادیفنلاند و سوئد به ناتو می‌پیوندند و حلقه محاصره روسیه را تکمیل‌تر می‌کنند. پیوستن فنلاند با مرز ۱۳۰۰ کیلومتری با روسیه، دسترسی روسیه به دریای بالتیک را تهدید می‌کند و کنترل سوئد بر جزیره گوتلند، امکان نفوذ ناتو به منطقه بالتیک را فراهم می‌کند.

منابع: 

[i] – تحلیل‌های تاریخی الکساندر دوین (Alexander Dallin)، تاریخ‌نگار روس-آمریکایی، که در کتاب The Making of Strategy (۱۹۹۲) به این رقابت‌ها پرداخته است

– الکساندر دوین، The Making of Strategy (۱۹۹۲) 

– لئو کارساف، Philosophy of Russian History (۱۹۲۰) 

– نیکلای سپایکمن، The Geography of Peace (۱۹۴۴) 

– الکساندر دوگین، Foundations of Geopolitics (۱۹۹۷) 

– نیال فرگوسون، The War of the World (۲۰۰۶)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)