سقوط جایگاه معلم در ایران: نقش سیاست‌های حکمرانی خامنه‌ای

خامنه‌ای در روز ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۴ در دیداری به معلمان بر نقش معلمان، معیشت، منزلت، جایگاه و… آنها تاکید کرد. با وضعیت اسفناکی که در سال‌های اخیر برای معلمان پیش آمده است سخنان خامنه‌ای را چگونه می شود تبیین کرد.

خامنه‌ای در مورد معلمان گفت: «همه‌ی دستگاه‌های کشور وظیفه دارند معلّم را گرامی بدارند… حالا گرامیداشت، از مساعدت‌های معیشتی و مالی و مانند این چیزها شروع می‌شود، تا ساخت افکار عمومی. این کارها باید بشود. کی دنبال کند؟ آموزش‌وپرورش باید این را دنبال کند.»

وی افزود: «نکته‌ی بعدی اینکه خود شما معلمین سراسر کشور هستید. توجه داشته باشید که فقط کتاب درسی نیست که شما به شاگرد در کلاس درس می‌دهید؛ معلم با شیوه‌های گوناگون، دانسته و ندانسته، روی دانش‌آموز خود اثر می‌گذارد.»

خامنه‌ای ادامه داد: «نکته‌ی آخر در باب معلم، مسئله‌ی دانشگاه فرهنگیان و مراکز تربیت معلم و آموزش‌وپرورش است؛ برخی می‌گویند به فلان دانشگاه دیگر، ملحق شود، این به مصلحت نیست؛ این مال آموزش‌وپرورش است و باید در اختیار آموزش‌وپرورش باشد. زمان رئیسی برای گزینش، محدودیتها و ضوابطی تعیین شد؛ نگذارید این ضوابط ضعیف بشود. در این دانشگاه باید کارش ساخت معلم تراز و مورد نیاز در آن ممکن باشد و تحقق پیدا کند؛ پس خیلی اهمیت دارد.»

خامنه‌‌ای در ادامه به موضوعات مسائل آموزش و پرورش پرداخت و افزود؛ «راجع به مسائل آموزش‌وپرورش… چند نکته را عرض کنم به شما.»

ادامه اظهارات خامنه‌ای در مورد معلمان

« اول این است که آموزش‌وپرورش یک نهاد حکومتی است. وظیفه‌‌ی دولت اسلامی است که محصلین را مثلاً تا آخر مقطع دبیرستان با علم… با معارف، با ایمان بالا بیاورد؛ این، وظیفه است.

وظیفه‌ی دولت است… بنشینند بر اساس موازین، بر اساس ارزش‌ها، بر اساس اصول، آموزش‌وپرورش را بسازند و جوانهای کشور را هدایت کنند.

نکته‌ی دوم در مورد ساختار آموزش‌وپرورش است. میلیون‌ها دختر و پسر از شش‌ساله تا هجده‌ساله سروکارشان با آموزش‌وپرورش است، در اختیار آموزش‌وپرورشند… ساختار آموزش‌وپرورش باید به نحوی باشد که به معنای واقعی کلمه اینها را از لحاظ علمی و از لحاظ فرهنگی و ایمانی و پرورشی تربیت کند. ساختار فعلی و قدیمی آموزش‌وپرورش جوابگو نیست… آموزش‌وپرورش ایران اسلامی ساختار مخصوص به خودش را لازم دارد. نقشه‌ی راه انجام این نسخه‌ی تحول را که در زمان دولت رئیسی شروع شد، نگذارید نیمه‌کاره بماند، نگذارید متوقّف بشود… معلمان باید متعهد به دین باشند…این ساختار جدید باید بتواند جوان و نوجوان ما را عالم، باایمان… از آب دربیاورد.

نکته سوم هم در مورد کتاب درسی است… یک دانشمند اسلامی را داخل کتاب اضافه کنند، یا مثلاً یک چند برگ اسناد لانه‌ی جاسوسی را که ما تذکر دادیم ‌ بیاورند؛ اینها کافی نیست…

بعد شکل و ظاهر؛ قالب کتاب… آن کسانی که کتاب را تهیه می‌کنند… باید صد درصد ایمان دینی و ایمان سیاسی و تعهد لازم را به اصول و مبانی و ارزش‌های اسلام و انقلاب داشته باشد. این‌جور افرادی بیایند و کتاب را تنظیم بکنند.»

نگاهی به سوابق متولی امر آموزش و پرورش

در حالی که خامنه‌ای این نکات را درباره معلمان، معیشت و جایگاه آنها، آموزش و پرورش و معلمان،‌ دانشگاه فرهنگیان و… می‌گوید که مجری و مدافع اصلی آن باید وزیر آموزش و پرورش باشد حال ببینیم وزیر آموزش پرورشی که از مطلوب‌ترین‌های خامنه‌ای است، کیست.

خامنه‌ای در سخنرانی خود وی را «وزیر محترم مدیران برجسته و آشنا»، «کاملاً با مسائل آموزش‌وپرورش »، معرفی کرد. علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش دولت پزشکیان کیست و چه کارنامه‌ای دارد؟

علیرضا کاظمی در سابقه‌اش طراحی برنامه‌های زیادی درباره امر به معروف و نهی از منکر و عزاداری جمعی دانش‌آموزان دیده می‌شود.

او از سال ۱۳۶۳ و به مدت پنج سال در دانشگاه علوم اسلامی رضوی و حوزه علمیه مشهد تحصیل کرده و مدرک لیسانس اللهیات و معارف اسلامی را به دست‌ آورده است. کاظمی در حوزه مشهد رسائل و مکاسب نیز تحصیل کرده است.

کاظمی سال ۱۳۶۸ از دانشگاه آزاد اسلامی مشهد مدرک کارشناسی ارشد در رشته فقه و مبانی حقوق را به‌ دست آورد و در دوره دکتری مدیریت راهبردی دانشگاه عالی دفاع ملی پذیرش شد.

علیرضا کاظمی یکی از «گردانندگان حلقه صالحین در مرکز آموزشی ثامن‌الحجج مشهد» نام برده می‌شود.

کاظمی خود را یک بسیجی فرهنگی معرفی می‌کند و در مناصب مختلفش در نظام آموزشی همواره در پی پرورش دانش‌آموزان و کادر آموزشی بسیجی بوده است.

وی «بسیج را معجزه انقلاب و بسیجیان را همراه‌ و همدل همیشگی معلمان» می‌داند و معتقد است که “آموزش و پرورش بالاترین وظیفه را در انتقال فرهنگ بسیجی دارد”.

وی مهم‌ترین رسالت این وزارتخانه را “توسعه فرهنگ نماز و قرآن” می‌داند.

آموزش و پرورش یا حوزه علمیه و انجمن حجتیه؟

روز ۲۶ مهرماه سال ۱۴۰۰ علیرضا کاظمی به عنوان سرپرست وزارت آموزش و پرورش، اعلام کرد: «آموزش و پرورش هرگز نباید مأموریت اصلی خود را که توسعه فرهنگ نماز و قرآن است فراموش کند و تلاوت، تدبیر و تفسیر این کتاب الهی از اهداف نظام تعلیم و تربیت است.»

او خواستار حضور بیشتر آخوندها در مدارس است. وی در این باره می‌گوید: «ما امروز به‌شدت به طلاب، مبلغان و مبلغات نیاز داریم و رویکرد ما نیز استفاده از تمام ظرفیت‌های حوزه‌ علمیه است.»

کاظمی در همین بستر تلاش گسترده‌ای داشته تا به شکل‌ پررنگ‌تری حوزه‌ها و مساجد را به مدارس وصل کند؛ در تابستان سال ۱۴۰۰ اعلام کرد که ۱۵۰ مسجد را به سیستم اوقات فراغت دانش‌آموزان وصل کرده است.

افزون بر این، در زمینه تربیت معلم نیز او بر فعالیت‌های قرآنی تاکید می‌کند. وی در مورد دانشگاه فرهنگیان گفته است: «بخش اعظم فعالیت‌های ما [در دانشگاه فرهنگیان] قرآنی است البته روخوانی و روان‌خوانی قرآن جزو بدیهیات محسوب می‌شود.»

او از جمله خواستار تقویت روحیه “اسکتبارستیزی” در میان دانش‌آموزان و گنجاندن این موضع در کتاب‌های درسی است. وی در این باره گفته است: «کتاب‌های درسی در راستای گنجاندن استکبارستیزی نیازمند بازبینی جدی هستند.»

وی همچنین افزوده «دو مساله مهم‌ترین ماموریت ما باید باشد؛ یکی ارتقای بصیرت و معرفت دانش‌آموزان نسبت به انقلاب و دیگری داشتن روحیه ولایت‌مداری و ولایت‌پذیری.»

کاظمی همچنین ادامه داده «مهم‌ترین مأموریت آموزش و پرورش نگاه تربیتی به جنگ مقدس است. مطمئن باشید کتب درسی را متناسب با فرهنگ ایثار و شهادت بازبینی و تکمیل خواهیم کرد.»

علیرضا کاظمی از جمله با اشاره به سند تحول، هدف از آموزش معلمان در “دانشگاه فرهنگیان رجایی” را “قرب الهی در مرتبه اعلا” و “حیات طیبه در مرحله نازل‌تر” توصیف کرده است.

ریاضی و فیزیک از نوع اسلام آخوندی

او درباره نحوه گزینش دانشجویان جدید در دانشگاه‌های تربیت معلم، بر میزان مانوس بودن داوطلب‌ها با قرآن و نماز تاکید می‌کند و حتی پا فراتر می‌گذارد و می‌گوید که در درس‌های ریاضی و فیزیک هم «هر چه معلمان به تربیت و قوانین اسلامی پایبندتر و معتقدتر باشند، تأثیر بیشتری بر منش و رفتار دانش‌آموزان خواهند داشت.»

در سوابق کاظمی طرح‌ها عجیب و غریب دیگری نیز برای دانش‌آموزان در مدارس دیده می‌شوند. یکی از آنها عزاداری گروهی دانش‌آموزان در سالگرد کشته شدن امام سوم شیعیان در قالب طرحی به نام “احلی من العسل” است.

در ۱۶ شهریور ۱۳۹۸ در دفاع از برگزاری این مراسم گفت که ۷۵۰ منطقه آموزش و پرورش و ۳۴۰۰۰ هیات مذهبی فعال در مدرسه‌های ۳۲ استان سوگواری «احلی من العسل» را برگزار می‌کنند.

در نمونه‌ای دیگر از این طرح‌ها او روز اول مهرماه سال ۱۳۹۸ به مدیران مدارس سراسر کشور دستور داد تا با مرخصی دانش‌آموزان و معلمانی که متقاضی حضور در مراسم اربعین هستند، موافقت کنند. کاظمی این را  یک بخشنامه به معنای اجبار خوانده بود.

در یک نمونه دیگر کاظمی به مدیران کل در آموزش و پرورش کشور ابلاغ کرد تا «شورای عالی نماز» تشکیل شود و سرانه ویژه‌ای به عنوان «سرانه اقامه نماز در مدارس» درنظر گرفته شود.

کاظمی وقتی معاون پرورشی وزارت آمورش و پرورش بود، از راه‌اندازی «نرم‌افزار حجاب»، تربیت مامورانی برای اعمال حجاب، برگزاری جشنواره‌هایی مرتبط با حجاب و گنجاندن محتواهایی درباره حجاب در کتاب‌های درسی خبر داد و غیبت دانش‌آموزان و معلمانی که به راهپیمایی سالانه اربعین می‌روند موجه دانست.

کاظمی در آبان ماه سال ۱۴۰۰ در زمان سرپرستی وزارت آموزش و پرورش بود، خواهان آن شده بود تا «قرارگاه مقابله با امواج آسیب‌زای فرهنگی» در بسیج دانش‌آموزی تشکیل شود.

اما وضعیت معلمان

این در حالی است که در سال‌‌های و دهه‌های اخیر معلمان شاغل و بازنشسته در این سال‌ها بارها با برگزاری تجمعات اعتراضی در شهرهای مختلف، خواستار تحقق مطالبات خود از جمله اجرای قانون طبقه‌بندی و رتبه‌بندی مشاغل شده‌اند.

اخبار آن را هر شهروند ایرانی به وفور شنیده و نیازی به شرح ماوقع نیست.

معلمان معترض بارها گفته‌اند که حقوق آنان طبق قانون باید به میزان ۸۰ درصد هیات علمی دانشگاه‌ها برسد، اما دولت و مجلس وعده [و نه عمل!] دادند که حقوق معلمان فقط تا ۲۵ درصد افزایش داده می‌شود.

وضعیت ناگوار معیشتی و شغلی معلمان به طور خاص، و همچنین بحرانی شدن وضعیت اقتصادی به طور عام، به افت کیفیت آموزشی در ایران و افزایش ترک تحصیل دانش‌آموزان منجر شده است.

پیش از این نیز وزیر آموزش و پرورش دولت رئیسی در دیدار با حسین نوری همدانی، از مراجع حکومتی، گفته بود «۲۵هزار نفر از ۵۰ هزار استخدامی جدید طلبه‌اند.»

سخنگوی وزارت آموزش و پرورش همچنین گفته بود «۳۵۰۰ روحانی و طلبه استخدام‌شده در آموزش و پرورش… به صورت خودجوش و بدون هماهنگی قبلی به عنوان معلم پذیرفته شده‌اند.»

حال مقایسه کنید سخنان خامنه‌ای درباره منزلت، کرامت، معیشت، شان، جایگاه و… معلمان و آنچه در عمل توسط خامنه‌ای و ملایان و وزیر آموزش و پرورشش اجراء می‌شود. نتیجه‌گیری با خود شما!

در عمل نیز به وضعیت زندگی و معیشت معلمان نگاه کنید. قطها هر شهروند ایرانی در هر شهر و روستایی در نزدیکی خود معلمانی را می‌شناسد. سپس اندکی تامل کنید که باعث و بانی این وضعیت معلمان کیست؟ روزگاری معلم و معلمی یکی از پرارج‌ترین و مقرب‌ترین مشاغل پیش مردم ایران محسوب می‌شد؛ و اما حالا؟!

[پژوهشی درباره فاجعه افت آموزش در ایران آخوندزده]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)