مردم بیبرق و استخراج رمزارز توسط سپاه پاسداران
با شروع زودهنگام گرما و ادامه خشکسالی، بحران کمبود برق در کشور شدت یافته است. حکومت ایران تصمیم گرفته برق صنایع را سهمیهبندی کند. این تصمیم از سوی شرکت توانیر بهصورت رسمی اعلام شده است.
به گفته مقامات، نیروگاههای برقآبی با نصف ظرفیت سال قبل فعالیت میکنند. این کاهش تولید، تأثیر زیادی بر تأمین برق کشور گذاشته است. طبق اعلام رسمی، این مشکل حاصل کاهش شدید بارندگی در سال جاری است.
رجبی مشهدی، سخنگوی شرکت توانیر، اعلام کرده است که «ظرفیت نیروگاههای برقآبی به ۵۰ درصد کاهش یافته است». این موضوع باعث شده تا حکومت ایران از صنایع بزرگ بخواهد مصرف برق را کاهش دهند.
رجبی مشهدی گفته است که «همکاری صنایع برای کاهش مصرف، اولویت دارد». او تأکید کرده که هدف اصلی تأمین برق پایدار برای مشترکان خانگی است. همچنین خدمات عمومی، بیمارستانها و مراکز حیاتی نیز در اولویت هستند. او گفته «در صورت عدم همکاری صنایع، خاموشیهای سراسری رخ میدهد».
در واکنش به این اقدام، وزارت صمت اعتراض رسمی خود را اعلام کرده است. سید محمد اتابک، معاون وزیر صمت، گفته است «این تصمیم بدون هماهنگی با وزارت صنعت گرفته شده است».
به گفته او، «چنین اقدامی خلاف توافقنامه قبلی با وزارت نیرو است». او تأکید کرده که در آن توافق مقرر شده بود در صورت نیاز به کاهش برق، وزارت صمت مطلع شود.
به باور او، وزارت نیرو بهصورت یکجانبه تصمیم گرفته است. اتابک هشدار داده که «قطع ناگهانی برق صنایع، تولید را زمینگیر میکند».
اتابک همچنین گفته که این تصمیم با شعار «حمایت از تولید» مغایرت دارد. به گفته او، «سرمایهگذاران از این وضعیت نگران هستند». او خواستار تجدیدنظر فوری در این سیاست شده است.
بخش عمدهای از برق کشور توسط سپاه استفاده میشود
وزارت صمت تأکید کرده که صنعت کشور نباید قربانی مدیریت اشتباه شود. همزمان وزارت آموزش و پرورش نیز از تغییر ساعت کاری خبر داده است. طبق اعلام رسمی، مدارس از ساعت ۶ صبح آغاز میشوند. ساعت پایان کار ادارات دولتی نیز ساعت ۱۳ تعیین شده است. هدف از این اقدام، کاهش مصرف برق در ساعات اوج مصرف اعلام شده است.
اما بررسیهای مستقل نشان میدهد ریشه بحران برق، ناکارآمدی مدیریتی است. بخش زیادی از برق کشور صرف استخراج رمزارز میشود. این استخراج عمدتاً توسط سپاه و شرکتهای وابسته به بیت خامنهای انجام میشود.
سپاه پاسداران با همکاری شرکتهای چینی، مزارع گسترده ماینینگ احداث کرده است. این مزارع در مناطق مختلف کشور فعالیت دارند.
برق مصرفی آنها معادل چند نیروگاه حرارتی است. طبق گزارشها، بخشی از این مزارع در شهرهای یزد، رفسنجان، سمنان و دامغان قرار دارند.
هدف اصلی از استخراج بیتکوین، جبران کمبود ارز در شرایط تحریم است. بعد از خروج آمریکا از برجام در اردیبهشت ۱۳۹۸، صادرات نفت ایران محدود شد. در نتیجه، درآمد ارزی حکومت ایران بهشدت کاهش یافت.
از همان زمان، پروژههای استخراج رمزارز در کشور گسترش یافتند. سپاه پاسداران نقش اصلی در این پروژهها ایفا میکند.
طبق گزارشها، بسیاری از این مزارع بدون مجوز قانونی فعالیت میکنند. برخی نیز مجوز دارند اما در عمل، خارج از نظارت دولت فعالیت دارند. برق مورد استفاده آنها یارانهای و بسیار ارزان است.
در تیر ۱۳۹۹، دولت وقت استخراج رمزارز را قانونی کرد. هیأت وزیران در جلسهای به ریاست جهانگیری، تصویبنامهای صادر کرد. در این مصوبه، استخراج رمزارز بهعنوان فعالیت صنعتی شناخته شد. اما در عمل، کنترل آن بهدست سپاه و نهادهای امنیتی افتاد.
به نام دولت به کام سپاه و خامنهای
رضا اردکانیان، وزیر وقت نیرو، اعلام کرده بود که «مجوزها توسط وزارت صمت صادر میشود». اما واقعیت میدانی خلاف این ادعا را نشان میدهد. مزارع ماینینگ تحت نظارت نهادهای نظامی فعالیت دارند. اغلب آنها در مناطق نظامی و دور از بازرسی احداث شدهاند.
سایت «اقتصاد آنلاین» نیز گزارش داده که «مزارع بزرگ استخراج رمزارز در اختیار چینیهاست». در این گزارش آمده بود که «نیروگاههای اختصاصی برای تأمین برق این مزارع ساخته شدهاند». همکاری چینیها با سپاه، منافع کلانی برای هر دو طرف داشته است.
هر بیتکوین معادل ۲۱۵۰ کیلوواتساعت برق مصرف میکند. با قیمت فعلی بیتکوین که حدود ۱۰۰ هزار دلار است، سود آن برای سپاه سرسامآور است. این سود از برق یارانهای و در نتیجه جیب مردم تأمین میشود.
مردم در تابستان با قطعیهای مکرر برق مواجهاند. صنایع با اختلال شدید در فعالیت مواجه شدهاند. بیمارستانها با خطر از کار افتادن تجهیزات حیاتی مواجهاند. اما مزارع بیتکوین بدون وقفه کار میکنند.
حکومت ایران عملاً منابع برق کشور را در اختیار پروژههای پرهزینه و غیرضروری گذاشته است. این سیاست نتیجهای جز نابودی تولید داخلی ندارد.
به باور بسیاری از کارشناسان، اگر برق مصرفی مزارع رمزارز آزاد شود، بخش زیادی از نیاز کشور تأمین میشود. اما حکومت ایران همچنان بر تداوم این روند اصرار دارد.
مشکل اصلی در مدیریت برق کشور، سیاسی است. تا زمانیکه سپاه و بیت خامنهای بر سر کار هستند، وضعیت بهتر نمیشود. حکومت ایران با اقدامات غیرشفاف، اقتصاد ملی را در خدمت پروژههای امنیتی قرار داده است.
حذف صنایع از دسترسی به برق، تولید را فلج کرده است. ادامه این روند، رکود صنعتی را عمیقتر میکند. مردم نیز قربانی خاموشیها و قطعیها شدهاند.
[بحران قطع آب و برق: پیشدرآمد بحران سرنگونی؟!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.