اعتراف به اشتباه سیاستگذاری پس از قحطی آب!
حکومت ایران سالهاست با بحران آب دستوپنجه نرم میکند. این بحران از دل شرایط اقلیمی و کمبود بارندگی برخاسته، اما سهم اصلی آن، فقدان سیاستگذاری درست است. تداوم این بحران، نتیجه غفلت ساختاری در تصمیمگیری و سوءمدیریت کلان حاکمیت ملایان بوده به نحوی که اکنون بسیاری از متخصصان امر به این موضوع اعتراف میکنند.
سیاستگذاری نادرست موجب شده کشت محصولات آببر مثل برنج، هندوانه و نیشکر همچنان در مناطق خشک ادامه یابد. این در حالیست که استانهایی مانند خوزستان، کرمان، ایلام و فارس از جمله خشکترین مناطق کشور محسوب میشوند.
ادامه این الگوی نادرست کشاورزی، حاصل نبود سیاستگذاری مبتنی بر منطق اقلیمی است. محصولاتی که آب فراوان میطلبند، همچنان در مناطقی با منابع محدود کاشته میشوند. این روند به تشدید بحران آب انجامیده است.
سیاستگذاری باید بر پایه بهرهوری منابع باشد. با وجود هشدارهای گسترده، هیچگونه تغییر معناداری در سیاستگذاریها رخ نداده است. همچنان شاهد اصرار بر شیوههای ناکارآمد هستیم.
صادرات هندوانه و سایر محصولات آببر، یکی دیگر از نمونههای ناکارآمدی سیاستگذاری است. این صادرات عملاً «صادرات آب مجازی» محسوب میشود. یعنی آب باارزش کشور صرف تولید محصولاتی میشود که سود اقتصادی ناچیزی دارند.
در کنار این موارد، توسعه صنعتی و شهری نیز بدون توجه به منابع آب صورت گرفته است. احداث شهرکهای صنعتی در مناطق کویری بدون ملاحظات اقلیمی بوده است. این موضوع ریشه در بیتوجهی به اصول سیاستگذاری دارد.
سرانه آب تجدیدپذیر ایران در حاکمیت ملایان به حدود یکچهارم رسیده
در شمال کشور، صدور بیرویه مجوز ویلاسازی، فشار مضاعفی بر منابع محدود آبی وارد کرده است. این روند، حاصل غفلت از سیاستگذاری محیطزیستی در فرآیند توسعه است.
بیش از ۵۰ درصد زمینهای کشاورزی کشور هنوز با روشهای سنتی آبیاری میشود. این روشها پرت بالای آب دارند. آبیاری غرقابی سالهاست ادامه دارد و اقدامی جدی برای اصلاح آن دیده نمیشود.
فقدان سیاستگذاری برای نوسازی سامانههای آبیاری، دلیل اصلی ادامه این وضعیت است. زیرساختهای نوین یا اصلاً نصب نشدهاند یا بلااستفاده ماندهاند. نبود آموزش و بودجه هم این وضعیت را پیچیدهتر کرده است.
در بسیاری از مناطق کشور، آبیاری قطرهای یا بارانی هنوز پیادهسازی نشده است. سیاستگذاری کارآمد میتوانست این فناوریها را گسترش دهد. اما در عمل، سیاستگذاری ناکارآمد مانع این تحول شده است.
برداشت بیرویه از منابع زیرزمینی از دیگر ابعاد بحرانی ماجراست. بهجای تدوین سیاستگذاری مبتنی بر حفاظت، استفاده بیضابطه از چاهها افزایش یافته است. این برداشتها پیامدهای زیانباری داشتهاند.
پدیده «فرونشست زمین» در استانهای تهران، اصفهان، فارس و کرمان بهوضوح دیده میشود. فرونشست زمین نهتنها زیرساختها را تهدید میکند بلکه برگشتناپذیر است.
زمین فرونشسته دیگر ظرفیت جذب و نگهداری آب را ندارد. با اینحال، برداشت بیرویه از سفرههای آب زیرزمینی همچنان ادامه دارد. علت اصلی، فقدان سیاستگذاری بازدارنده و دقیق است.
در طول ۴۰ سال، سرانه آب تجدیدپذیر از بیش از ۴۰۰۰ مترمکعب به کمتر از ۱۲۰۰ مترمکعب رسیده است. این رقم، نشانهای جدی از تنش شدید آبی در کشور است.
اذعان کارگزاران حکومتی به سیاستگذاری غلط در حوزه آب
کاهش سطح آبهای زیرزمینی، نابودی تالابها، رودخانهها و اکوسیستمها زنگ خطر واضحی برای کشور است. اما سیاستگذاری ملایان در برابر این نشانهها اغلب واکنشی، دیرهنگام یا کاملاً بیربط بوده است.
در بسیاری از کشورها، سیاستگذاری به سمت حفاظت از منابع پیش رفته است. اما در حکومت ایران، سیاستگذاری معمولاً به نفع مصلحتهای کوتاهمدت یا تبلیغاتی بوده است. این رویکرد در تضاد با پایداری منابع است.
در نبود سیاستگذاری درست، حتی کوچکترین بحران تبدیل به بحران میشود. امروز بحران آب نه صرفاً زیستمحیطی، بلکه تهدیدی برای امنیت ملی شده است. و همچنان خبری از سیاستگذاری علمی نیست.
حکومت ایران به جای اجرای سیاستگذاریهای پایدار، تصمیماتی متناقض با واقعیت اقلیمی گرفته است. به همین دلیل، بحران نهتنها حل نشده بلکه عمیقتر شده است.
به عنوان مثال علاوه بر نمونههای بالا انتقال آب از حوزه اصلی به مسافتهای تولید برای تولید فولاد که برای ملایان سودآور است یکی دیگر از دلایل بحران آب در ایران میباشد.
اما در حال حاضر و دهههای گذشته، سیاستگذاری حول آب تحت تأثیر فشارهای لحظهای یا ملاحظات سیاسی باندهای مختلف حاکمیت میباشد.
اکنون دیگر دلیل اصلی یعنی سیاستگذاری نادرست ملایان امری که مورد اذعان و اعتراف از سوی بسیاری از کارگزاران حکومتی و متخصصان امر از جمله محمدصادق جعفری کارشناس حوزه کشاورزی قرار گرفته است.
[بحران قطع آب و برق: پیشدرآمد بحران سرنگونی؟!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.