دلایل افت آموزش و پرورش در ایران
افت آموزش در ایران، ۴۰ درصد دانشآموزان را تحت تأثیر قرار داده است. این مشکل، کسب مهارتهای پایه را مختل میکند. مهارتهای سواد شامل خواندن، نوشتن، حساب کردن و سخن گفتن است. حضور در مدرسه بهتنهایی یادگیری مؤثر را تضمین نمیکند. بسیاری از دانشآموزان، بهویژه در مناطق محروم، سواد پایه را فرا نمیگیرند. افت آموزش، عملکرد تحصیلی دانشآموزان را در مقاطع بالاتر تضعیف میکند. ضعف در مهارتهای زبانی، چالش اصلی نظام آموزشی است.
نمونههای افت آموزش در مناطق مختلف کشور
تحقیقات نشان میدهد دانشآموزان ایرانی در مهارتهای گفتن، شنیدن و نوشتن ضعیف هستند. آنها تنها از سطح ناتوانی عبور کردهاند. مهارت خواندن، ضعیفترین حوزه در میان دانشآموزان ایرانی است. این در حالی است که کتابهای درسی بر تقویت خواندن تمرکز دارند.
روزنامه هممیهن در شهریور ۱۴۰۳ گزارش داد که افت آموزش در مناطق محروم شدید است. در سیستان و بلوچستان، از هر ۲۰ دانشآموز پایه ششم و هفتم، ۴ تا ۵ نفر سواد خواندن ندارند.
هممیهن میافزاید معلمان میگویند: «دانشآموز کلاس یازدهمی، چهار عمل اصلی ریاضی را نمیتواند انجام دهد. وضعیت زبان انگلیسی دانشآموزان پایین صفر است و حتی از روی متن نیز نمیتوانند درست بخوانند. میزان غلط املاییشان بسیار بالاست و اصلاً نمیتوانند به سوالها جواب دهند. اگر دانشآموز اسمش را بالای برگه بنویسد، ما دو نمره به او میدهیم. نمره قبولی ما ۱۲ است، دانشآموز وقتی نمره ۱۱ میگیرد، شیرینی پخش میکند. اغلب نمرات امتحانی ۸ و ۹ است.»
مینا کامران، فعال اجتماعی، میگوید حتی در تهران با وجود مدارس تیزهوشان، معدل متوسط ۱۱ است. در مناطق محروم، وضعیت سواد بهمراتب بدتر است. بانک جهانی اعلام کرد ۴۴ درصد دانشآموزان ابتدایی ایران متن ساده را نمیخوانند.
فقدان برنامهریزی صحیح عامل دیگر افت آموزش در ایران
افت آموزش به دلیل نبود برنامهریزی صحیح تشدید شده است. یک مدیر بخش آموزش زبان، مریم دانشگر، میگوید: «هیچ گونه نقشه و برنامهای مشخصی برای پرداختن به موضوعاتی مانند هویت زبان فارسی و ملی در کتابهای درسی ایران وجود ندارد. تدوین کتابهای فارسی بر اساس خواسته شخصی مؤلفان و در نبود راهنما و اهداف مشخص و فاجعهآمیز است.»
حذف دروس عمومی مانند زبان فارسی از کنکور، مهارتهای زبانی را تضعیف کرده است. این تصمیم سه سال پیش اجرا شد.
خبرگزاری تسنیم در ۱۵ مهر ۱۴۰۳ گزارش داد: «تیر خلاص به هویت ملی با کتابهای درسی؟» دانشآموزان پس از ۱۲ سال تحصیل، تسلط کافی بر زبان فارسی ندارند. حذف زبان فارسی از کنکور، مهارتهای زبانی را کاهش داده است در صورتی که هیچ پژوهشی تأثیر این تصمیم را بررسی نکرده است.
اجراء نشدن درست سیستم ارزشیابی توصیفی، عامل دیگری در افت آموزش در ایران است. این سیستم بهدرستی اجرا نمیشود و دانشآموزان بدون شایستگی ارتقا مییابند. در گذشته، معدلها بالای ۱۰ بود. کیفیت آموزش ابتدایی بسیار پایین است.
مدیران مدارس برای کاهش آمار مردودی، دانشآموزان به کلاسهای بالاتر ارتقا میدهند. آنها از فشار آموزش و پرورش برای کاهش مردودی خبر میدهند.
معلمان میگویند وقتی تعداد مردودیها به ۳ یا ۴ نفر میرسد، آموزش و پرورش تماس میگیرد. فشار میآورد و این فشار، کیفیت آموزش را پایین نگه میدارد.
حوزه علمیه یا آموزش و پرورش، افت آموزشی با دیدگاه وزیر آموزش و پرورش
سیاستهای وزیر آموزش و پرورش نیز در افت آموزش نقش دارد. علیرضا کاظمی در شهریور و مهر ۱۴۰۳ اعلام کرد: «با خود و خدای خود عهد بستهام که ترویج نماز مهمترین ماموریتم در وزارتخانه باشد.»، «برگزاری نماز در مدارس باید در اولویت قرار گیرد.»، «خواستار حضور مسئولان دولتی و امامان جماعت ادارات در نماز جماعت مدارس هستم»، «توسعه فرهنگ اقامه نماز از اولویتهای اصلی من در نظام تعلیم و تربیت ایران است.»، «ما دهها برنامه برای نماز در مدارس داریم.» این تمرکز، آموزش مهارتهای پایه را تضعیف کرده است.
در ۱ مهر ۱۴۰۳، مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان، عبدالله حبیبی، گفت: «فرهنگ ایثار و شهادت و عفاف و حجاب را جزو درسهای آموزشی مدارس میدانیم و این دو موضوع مهم آموزش و پرورش که ماموریتهای اصلی ما هستند باید با جدیت در مدارس آموزش داده شوند.»
فقر معلمان عامل دیگر افت آموزش در ایران
افت آموزش در ایران به دلیل فقر معلمان نیز به شدت تشدید شده است. حقوق پایین، تمرکز معلمان را کاهش میدهد. بسیاری از معلمان به بازنشستگی پیش از موعد تمایل دارند. آنها به دنبال شغلهای پردرآمدتر در بازار آزاد هستند.
روزنامه هممیهن در ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ گزارش داد: «تعداد زیادی از معلمان در شهرهای مختلف، راننده تاکسی و سوختبر شدهاند. آنها که خرید خدمتیاند و قراردادی، شغل دوم گرفتهاند یا مسافرکشی میکنند یا کارمند ادارههای دیگر شدهاند. در شهرهای دیگر هم کشاورزی و سوختبری میکنند. تعدادی هم دلال دلار یا در کافهها و رستورانها کارگری میکنند. حقوقهای ۵-۴میلیونی دیگر کفاف زندگیشان را نمیدهد. معلمان زن هم اگر هنری داشته باشند در خانه کارهای هنری و سوزندوزی میکنند.»
معلمان حقالتدریس، حقوق کافی دریافت نمیکنند. بیمه کامل برای آنها وجود ندارد. قراردادهای شرکتی، بخشی از حقوقشان را کاهش میدهد. در تابستان، حقوق و بیمهای دریافت نمیکنند. معلمان میگویند حق اعتراض ندارند. آموزش و پرورش آنها را به رسمیت نمیشناسد. شرکتها مسئول پرداخت حقوقشان هستند. تأخیر چندماهه در پرداخت حقوق، معلمان را تحت فشار قرار داده است. افت آموزش از این شرایط متأثر است.
افت آموزش به دلیل فقر دانشآموزان و خانواده آنها
فقر دانشآموزان، عامل دیگری در افت آموزش در ایران است. در مناطق محروم، دانشآموزان توانایی خرید کتاب ندارند. معلم زرآبادی میگوید دانشآموزان ابتدایی زغالفروشی میکنند. هر کیسه ۱۰ کیلویی را ۴۰ هزار تومان میفروشند. درآمد روزانه چندصد هزار تومانی، ذهن آنها را مشغول میکند. درس و مدرسه برایشان اولویت نیست.
دختران به دلیل نبود مدرسه ترک تحصیل میکنند. پسران به دلیل فقر، بنزینفروشی میکنند. آنها از صبح تا ظهر برای ۱۰ لیتر بنزین کار میکنند. این فعالیت، ۲۰۰ هزار تومان درآمد دارد. دانشآموزان در کافهها تا صبح کار میکنند. خستگی، آنها را در کلاس خوابآلود میکند. افت آموزش با افزایش ترک تحصیل همراه است. معدلها هر سال کاهش مییابد. فشار فقر، خانوادهها را تحت تأثیر قرار داده است. برخی دانشآموزان صیادی یا کارگری میکنند. خانوادهها هزینههای تحصیلی را تأمین نمیکنند. در روستایی مرزی، هیچ دانشآموزی نمره قبولی نگرفت. دانشآموزان میگویند درس خواندن فایدهای ندارد. آنها فارغالتحصیلان بیکار را مثال میزنند.
فقدان امکانات برای آموزش یکی دیگر از دلایل افت آموزش در ایران
کمبود امکانات آموزشی، افت آموزش را تشدید کرده است. در مناطق محروم، خوابگاههای دانشآموزی تعطیل شدهاند. سرویس مدرسه وجود ندارد. مدارس، دبیر تخصصی برای علوم پایه ندارند. معلم علوم تجربی، زیست و شیمی را تدریس میکند. معلم ریاضی، فیزیک را آموزش میدهد. این وضعیت در مقطع متوسطه اول دیده میشود. دانشآموز ابتدایی باید ۱۲-۱۰ کیلومتر راه برود. دانشآموز متوسطه، تا ۳۰-۲۰ کیلومتر مدرسه ندارد. کمبود معلم، کیفیت آموزش را کاهش داده است. افت آموزش در سیستان و بلوچستان مشهود است. نبود سهمیه برای رشتههای تخصصی، مشکل را تشدید کرده است. معلمان غیرتخصصی، آموزش را بیکیفیت میکنند. دانشآموزان از امکانات اولیه محروم هستند. فقر و کمبود امکانات، آینده تحصیلی را تهدید میکند.
معلم دیگری از سیستان و بلوچستان میگوید: «استان سیستانوبلوچستان بهگفته مسئولان آموزشوپرورش ۱۶ هزار معلم کم دارد، درحالیکه امسال در دفترچه کنکور فرهنگیان، استان سیستانوبلوچستان تنها استانی بود که در ۶-۵ رشته تخصصی هیچ سهمیهای برای دبیر تخصصی نداشت. برای درسهایی مثل فیزیک، ریاضی و چند درس دیگر، یک سهمیه هم به استان سیستانوبلوچستان نداده بودند.»
کمبود امکانات و معلم و جایگزینی معلمان با آخوندهای حکومتی دلیل دیگر افت آموزش
افت آموزش در ایران به دلیل کمبود امکانات و معلمان متخصص شدت یافته است. در سیستان و بلوچستان، سرباز معلمان تدریس میکنند. معلمان خرید خدمتی و نهضتی، کیفیت پایینی دارند. امکانات مدارس بسیار محدود است. سیستم آموزشی با ویژگیهای منطقهای هماهنگ نیست. این مشکل، افت آموزش را تشدید کرده است. معلمان درگیر سیاستهای نادرست آموزش و پرورش هستند.
طرح امین، استخدام آخوندها را در مدارس ترویج میکند. این طرح با همکاری حوزه علمیه اجرا میشود. دبیر ستاد همکاریها بین حوزه آموزش و پرورش و حوزه علمیه اعلام کرد: «۲۴ هزار روحانی در مدارس کشور در قالب طرح امین فعالیت میکنند.»
معلمان میگویند: «این افراد به سرعت جذب آموزشوپرورش میشوند. در قالب این طرح آخوندهایی از حوزههای علمیه برای مدارس فرستاده میشوند و با اینکه رشته تحصیلیشان مرتبط نیست اما بلافاصله استخدام میشوند. در صورتی که معلمان خرید خدمتی رشته مربوطه آموزشی دارند و سالیان سال با دانشآموزان در ارتباط نزدیک بودهاند. یعنی معلمان خود آموزشوپرورش که میتوانند استخدام شوند، کنار گذاشته میشوند و آن آخوندها در اولویت استخدام قرار میگیرند.» معلمان متخصص کنار گذاشته میشوند. این سیاست، افت آموزش را افزایش داده است.
تغییر عملکرد حاکمیت ملایان پس از اعتراضات ۱۴۰۱ در مورد آموزش و پرورش
آموزش و پرورش بعد از اعتراضات ۱۴۰۱، دچار تغییرات ایدئولوژیکی برای ملایان شد. سهمیه دانشگاه فرهنگیان برای سیستان و بلوچستان به طور چشمگیری کاهش پیدا کرد.
یک معلم میگوید: «بعد از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و روی کار آمدن دولتهای افراطی، به آموزشوپرورش یک نگاه انقلابی و پرورشی شد و گفتند، باید در آزمون فرهنگیان ۲۵ درصد نمره را به روند مصاحبه و گزینش اختصاص داده شود. برای نیروهای استخدامی شرایط را سختتر کردند و گفتند، باید ۴۰ درصد نمره علمی باشد و ۶۰ درصد فرآیند مصاحبه و گزینش.»
گزینشهای سخت، معلمان متخصص را حذف کرد. اولویت ملایان، ایدئولوژی به جای تخصص است.
در آذر ۱۴۰۱، وزیر آموزش و پرورش از حوزه علمیه ملایان کمک خواست. هدف، تغییر باورهای دانشآموزان بود. رئیس سازمان مدارس غیردولتی، از تأسیس مدارس انقلابی خبر داد که «دانشآموزان تراز انقلاب اسلامی» تربیت میکنند.
با توصیفاتی که گذشت به نظر میرسد دیگر ابهامی باقی نمیماند که چرا در مدارس ایران افت آموزش، آن هم به طرز دهشتناکی در حال وقوع است.
[کودکان ایرانی «زبان فارسی» را از یاد میبرند!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.