قطع درختان و تبری بر ریشه محیط زیست
تهران در سالهای اخیر با موج گستردهای از قطع درختان روبهرو شده است. این روند در بسیاری از مناطق پایتخت شدت گرفته است. بسیاری از خیابانها، کوچهها و فضاهای سبز قدیمی قربانی این سیاست شدهاند. درختان کهنسال بدون هیچ توضیحی بریده میشوند. جای خالی آنها اغلب با بتن، آسفالت یا ساختمانهای جدید پر میشود.
این حجم از قطع درختان در تهران بیسابقه است. بهویژه در مناطق شمالی و مرکزی شهر، بخش زیادی از پوشش سبز نابود شده است. درختان کهنه و بالغ که دههها عمر داشتند، ناگهان از میان میروند. بسیاری از آنها بهنام توسعه و نوسازی شهری حذف میشوند. اما در واقع پشت این اقدامات منافع مالی و سوداگری نهفته است.
حکومت ایران در این زمینه مسئولیت مستقیم دارد. مدیریت شهری تابع سیاستهای کلان حکومتی است. بودجه و برنامهها اغلب در جهت ساختوسازهای بیرویه هزینه میشود. هیچ نظارت مستقلی بر روند قطع درختان وجود ندارد. رسانههای وابسته نیز در این باره سکوت میکنند. اعتراضهای مردمی نیز نادیده گرفته میشود.
درختان در تهران فقط زیبایی ایجاد نمیکردند. آنها در پاکسازی هوا نقش کلیدی داشتند. با کاهش پوشش درختی، آلودگی هوا تشدید شده است. ذرات معلق و گازهای سمی در نبود درختان افزایش یافتهاند. این وضعیت سلامت شهروندان را به خطر انداخته است. آمار بیماران تنفسی و قلبی در تهران بالا رفته است.
قطع درختان همچنین به افزایش دمای شهر منجر شده است. سایهی درختان نقش مهمی در تنظیم گرمای محیط داشت. در روزهای گرم تابستان، درختان شرایط زیستی را تحملپذیرتر میکردند. اکنون مناطق شهری به جزایر گرمایی تبدیل شدهاند. آسفالت، بتن و فلز، گرما را نگه میدارند و به شبها نیز منتقل میکنند.
قطع درختان، سیاستهای ضد محیط زیستی حکومت ایران
درختان همچنین در کاهش صداهای مزاحم نقش داشتند. آنها دیوارهای طبیعی صوتی بودند. حذف آنها موجب افزایش آلودگی صوتی شده است. مناطق مسکونی حالا در معرض صدای شدید خودروها و ساختوسازها هستند. این مسئله بر سلامت روان ساکنان تأثیر گذاشته است.
قطع درختان همچنین به از بین رفتن زیستگاههای پرندگان و حشرات منجر شده است. درختان خانهی گونههای زیادی از جانوران شهری بودند. با حذف آنها، تعادل طبیعی شهر به هم خورده است. برخی گونهها کاملاً ناپدید شدهاند. برخی دیگر برای بقا به نقاط دیگر مهاجرت کردهاند.
این نابودی گسترده بدون جایگزینی اتفاق میافتد. نهالکاری عمومی بسیار محدود و نمادین است. درختانی که کاشته میشوند اغلب کوچک و بیاثر هستند. بسیاری از آنها خشک میشوند و نگهداری نمیشوند. برنامهریزی مؤثری برای بازسازی فضای سبز وجود ندارد.
حکومت ایران نهتنها اقدام بازدارندهای انجام نمیدهد، بلکه سیاستهایش به این بحران دامن زده است. نهادهای وابسته به حکومت اغلب خود مجری پروژههای عمرانیاند. شهرداریها نیز در خدمت اهداف تجاری قرار گرفتهاند. سود حاصل از برجسازی و فروش زمین، انگیزهی اصلی قطع درختان است.
بخشهایی از بوستانها، باغها و فضاهای عمومی به تملک نهادهای نظامی و حکومتی درآمده است. این نهادها برای توسعهی دفاتر، پادگانها یا پروژههای اختصاصی، بدون پاسخگویی درختان را حذف میکنند. حتی مجوزهای قانونی نیز در بسیاری موارد رعایت نمیشود.
در چنین شرایطی، هیچ ارادهای برای حفظ طبیعت شهری دیده نمیشود. تخریب فضای سبز تهران نهفقط یک خطای محیط زیستی، بلکه اقدامی ضد انسانی است. این تصمیمها، زندگی میلیونها نفر را به خطر انداخته است.
قطع درختان تنها یک بحران زیستمحیطی نیست. این نشانهای از نادیدهگرفتن حقوق شهروندان است. مردم از نفس کشیدن در شهر خود نیز محروم شدهاند. سیاستهای تخریبی حکومت ایران همه جنبههای زیست شهری را نابود کرده است.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.