سیاستهای ضدانسانی ملایان در مورد پزشکان و مردم محروم از درمان
مهاجرت گسترده داوطلبان برای تحصیل پزشکی و دندانپزشکی در خارج، به بحرانی نگرانکننده در مورد درمان تبدیل شده است. آمار رسمی از حضور بیش از ۸ هزار دانشجوی پزشکی و دندانپزشکی ایرانی در روسیه خبر میدهد. اگر کشورهای دیگر نیز در نظر گرفته شوند، شمار این دانشجویان به بیش از ۲۰ هزار نفر میرسد.
این جوانان، برای تحقق آرزوی پزشکی، به دانشگاههای خارجی روی آوردهاند. مقصدهایی چون مجارستان، اوکراین، ترکیه، هند و گرجستان در این میان نقش پررنگی دارند. دلیل انتخاب این کشورها، دسترسی سادهتر به پذیرش و شرایط آموزشی است.
تحصیل و درمان هدف اصلی این مهاجرتهاست. با این حال، داستان تنها به تحصیل محدود نمیشود. دشواری اصلی زمانی آغاز میشود که دانشجویان پس از پایان تحصیل، تصمیم به بازگشت میگیرند. آزمونهای ارزشیابی وزارت بهداشت، نخستین مانع این مسیر محسوب میشوند.
روند درمان و طبابت در کشور نیازمند عبور از آزمونهایی است که اغلب با سختگیری و روندهای مبهم همراهاند. این آزمونها به جای تسهیل بازگشت، به مانعی بزرگ بدل شدهاند. بسیاری از دانشگاههای خارجی مورد تأیید وزارت بهداشت نیستند.
سنگاندازی بر سر راه پزشکان برای درمان
روند درمان و طبابت در این شرایط، به چالشی جدی برای بازگشتکنندگان تبدیل شده است. مدرک تحصیلی بسیاری از آنها پیش از آزمون نیز در بلاتکلیفی قرار دارد. هماهنگی ضعیف آزمونها با محتوای درسی، مشکل دیگر این فرآیند است.
نرخ قبولی بسیار پایین است. آمارهای غیررسمی نشان میدهد کمتر از ۱۰ درصد داوطلبان موفق میشوند. روند درمان و طبابت در کشور، برای بسیاری به رؤیایی دستنیافتنی بدل میشود. این در حالی است که آنها سالها برای رسیدن به این هدف تلاش کردهاند.
دانشجویانی که سالها در کشورهای دیگر زندگی کردهاند، با هزینههای سنگین به تحصیل پرداختهاند. گاهی این هزینهها از ۱۰۰ هزار دلار نیز بیشتر میشود. خانوادهها، با امید به آینده فرزندشان، این فشار را تحمل کردهاند.
روند درمان و طبابت در وطن، خواسته مشترک این دانشجویان است. اما واژه «عدم ارزشیابی» به کابوسی برای آنها و خانوادههایشان تبدیل شده است. این واژه، تمام تلاشها را زیر سؤال میبرد و آسیبهای روحی، مالی و اجتماعی به همراه دارد.
برخی از این دانشجویان، پس از چند تلاش بینتیجه، مسیر مهاجرت دائم را انتخاب میکنند. درمان در کشور خود را فراموش میکنند. گروهی دیگر در ناامیدی، زندگی خود را تغییر میدهند. این روند، منجر به از دست رفتن سرمایه انسانی میشود.
مسؤولان وزارت بهداشت همواره از کیفیت بالای آموزش پزشکی در کشور سخن گفتهاند. با این حال، روند درمان و طبابت در داخل با کمبودهایی جدی مواجه است. اگر آموزش پزشکی ممتاز است، چرا برای بازگشت دانشجویان برنامهریزی نشده؟
تا این حاکمیت برجاست انتظار سیستم درمانی سالم ناشدنی است
چرا سرمایهای که برای روند درمان و طبابت آینده کشور مفید است، در پیچ و خم بوروکراسی از بین میرود؟ چرا این سرمایه انسانی، فرصتی برای بازسازی نظام درمان نمیشود؟ این در حالیست که کشور با بحرانهایی روبهروست.
موضوع درمان در سالهای آینده با کمبود پزشک متخصص و بازنشستگی گسترده پزشکان مواجه میشود. نبود تمایل برای کار در مناطق محروم، مشکل دیگریست. در چنین شرایطی، استفاده از نیروی انسانی تحصیلکرده حیاتی است.
بسیاری از دانشجویان حاضرند برای روند تحصیل و طبابت در کشور، هزینه بپردازند. آنها پیشنهاد دادهاند شهریهای برای ورود به چرخه درمان داخلی بپردازند. این هزینهها میتواند صرف ساخت بیمارستانهای آموزشی و توسعه امکانات شود.
درمان و خدمات پزشکی داخلی با استفاده از این منابع، میتواند تقویت شود. اما مسؤولان، بدون توجه به این فرصت، همچنان راه بازگشت را مسدود نگه داشتهاند. در نتیجه، کشور با کمبود پزشک مواجه شده و درمان با چالش جدی روبهرو میشود.
روند درمان و طبابت تنها زمانی رونق میگیرد که سیاستگذاران، واقعیت را بپذیرند و برای استفاده از نیروی انسانی تحصیلکرده، تصمیمی اصولی بگیرند. واژه «عدم ارزشیابی» باید جای خود را به «استفاده حداکثری» بدهد تا نظام درمانی کشور از بحران نجات یابد.
امری که انتظار آن در حاکمیت ملایان مانند انتظار آب از سراب است. بدین ترتیب بسیاری از مردم ایران به صورت جدی نگرانی وضعیت درمانی خود هستند.
[پزشکیان و درد بیدرمانی بنام اقتصاد]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.