* این بیانیه در ۱۷ فوریۀ ۲۰۲۵ در وبسایت «کمیتۀ هماهنگی بینالمللی احزاب و سازمانهای انقلابی» قرار گرفته و با تأخیر ترجمه و منتشر شده است. م

کمیتۀ مرکزی حزب مارکسیست-لنینیست آلمان
۱- سخنرانی معاون رئیس جمهور ایالات متحده جی.دی ونس در به اصطلاح کنفرانس امنیتی مونیخ، بحران علنی ناتو را برانگیخته و خود بیانگر آن است. چندین وزیر دولت ترامپ در حال سفر در اروپا هستند و به طور تحریکآمیزی دولتهای اتحادیۀ اروپا را فرامیخوانند تا از مسیر آشکارا فاشیستی آنها و تدارکات تهاجمیشان برای جنگ جهانی تبعیت کنند. آنها در حال ارتقاء فاشیسم هستند، بهشدت به دولتهای بورژوادموکراتیک حمله میکنند و از آنها میخواهند که با فاشیستهایی مانند آلترناتیو برای آلمان همکاری کنند یا آنها را به دولت وارد کنند. ونس میگوید: “هیچ جایی برای دیوار آتشین نیست.” این امر بحران علنی سیستم جهانی امپریالیستی و بحران سیاسی علنی در آلمان را تشدید میکند. این امر همچنین میتواند به یک بحران علنی در اتحادیۀ اروپا منجر شود. اتحادیۀ اروپا تقسیم شده است. برخی از دولتها، مانند دولت ویکتور اوربان در مجارستان یا جورجیا ملونی در ایتالیا، با اشتیاق مسیر ترامپ را دنبال میکنند که میتواند منجر به تضادهای شدید شود.
۲- دونالد ترامپ بلافاصله پس از روی کار آمدن، اقدام به برچیدن اشکال موجود سازمان سیاسی و همچنین ساختارها و نهادهای تولید سرمایهداری بینالمللی کرد. او در حال خروج از سازمان بهداشت جهانی و توافقنامۀ اقلیمی پاریس است و به شیوهای تحریکآمیز، قضات دیوان بینالمللی دادگستری را به آزار و اذیت تهدید میکند. او سازمان ملل را مسخره میکند و قطعنامههای آن را نادیده میگیرد. ترامپ به شیوهای استعماری مدعی سلطه بر گرینلند، کانادا، کانال پاناما و نوار غزه است. اینها اقدامات تجاوزگرانۀ آشکارا امپریالیستی و فاشیستی است. این امر همچنین توازن قوا را در سیستم جهانی امپریالیستی به نفع ایالات متحده تغییر میدهد. آیا بازسازی کل نظم امپریالیستی پس از جنگ در راه است؟
۳- مسیر تهاجمی امپریالیسم ایالات متحده بر نقش آن به عنوان جنگافروز اصلی در جهان تأکید میکند و خطر حاد جنگ جهانی را تشدید میکند. ترامپ بههمراه پوتین وعدۀ آرامسازی امپریالیستی جنگ اوکراین را – با خرج کردن از جیب خلقها – میدهد. ایالات متحده میخواهد منابع طبیعی عظیم اوکراین را تصاحب کند. استقرار “نیروی حافظ صلح” متشکل از ۵۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰۰ سرباز اروپایی مستقیماً در مرز روسیه مانند روشن کردن فتیلۀ یک جنگ جهانی است. عبارات صلحآمیز مختصر ترامپ سرپوشی برای تمرکز ظرفیتهای نظامی ایالات متحده بر رویارویی بزرگ برنامهریزیشده با سوسیالامپریالیسم چین است. جی.دی ونس با دروغگویی در مونیخ اعلام کرد: “ما فکر میکنیم این بخش مهمی از حضور در یک اتحاد مشترک با همدیگر است که در حالی که آمریکا بر مناطقی از جهان که در معرض خطر بزرگی قرار دارند تمرکز میکند، اروپاییها هم قدمی بردارند.” هیچکس نباید شک کند که این موضوع متوجه چین است. فراخوان “گام برداشتن اروپا” نهتنها از طرف امپریالیسم آلمان، بلکه از سوی فرانسه و بریتانیا نیز به عنوان چالشی برای مسلح کردن اتحادیۀ اروپا به سطوح بیسابقه و به عهده گرفتن نقش رهبری در اروپا دانسته شد. آنها سعی خواهند کرد موج جدیدی از سوسیال-شوونیسم، از جمله ترک مخاصمۀ داخلی، بر روی خط “ما اروپاییها علیه بقیۀ جهان” به راه بیندازند.
۴- ضد کمونیسم تهاجمی، راهنمای ایدئولوژیک تبلیغات فاشیستی ترامپ، ونس و ماسک است. ونس با عوامفریبی هرگونه محدودیت تحریکات فاشیستی در رسانهها را تحت عنوان “سرکوب آزادی بیان” و “سانسور” محکوم میکند. هدف از این کار این است که تبلیغات فاشیستی را که از زمان جنگ جهانی دوم توسط جامعه طرد شده است، اجرایی کند و دوباره آن را قابل قبول کند. ترامپ به همۀ مخالفان سیاسی با عنوان ادعایی “کمونیست” حمله میکند. طبیعتاً او قائل به آزادی بیان آنها نیست. این سطح جدید ضد کمونیسم موسیقی متنی برای تشدید سرکوب در خانه، علیه ضدفاشیستها، دمکراتها، پناهندگان، زنان، انقلابیون و کمونیستهای واقعی است. به ضد کمونیسم فرصت ندهید!
۵- درخواست ترامپ مبنی بر اینکه کشورهای اروپایی ناتو حداقل پنج درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف تسلیحات کنند، کیفیت جدیدی از تولید تسلیحات و حمله به منافع حیاتی تودهها را نشان میدهد. پنج درصد از تولید ناخالص داخلی – یعنی ۴۵ درصد از کل بودجۀ فدرال، حدود ۲۱۰ میلیارد یورو. این یک کیفیت جدید خواهد بود! آلیس وایدل فاشیست از آلترناتیو برای آلمان در حال حاضر با پنج درصد یا حتی بیشتر موافق است. سایر احزاب انحصاری نیز در این مسیر حرکت میکنند. چه کسی باور میکند که این احزاب پول را از جایی دیگر به جز “مردم عادی” دریافت کنند؟ این مبالغ احمقانه تنها در صورتی قابل جمعآوری است که تمام مزایای اجتماعی و اقدامات حفاظت از محیط زیست به طور اساسی کاهش یابد. هدف این است که آلمان تا سال ۲۰۲۹ “آمادۀ جنگ” باشد. به تبعیت از ایلون ماسک، دشمن کارگران، و دوستانش از حزب آلترناتیو برای آلمان، برای طبقۀ کارگر، اقتصاد جنگی همچنین به معنای بدتر شدن شرایط کار، ساعات کار و دستمزد، لغو حق اعتصاب، نظام چانهزنی جمعی و به حداقل رسیدن حقوق تعیین سرنوشت است. این که فاشیستها تا چه حد به مزایای اجتماعی رسیدگی میکنند را میتوان در برچیدن آژانس کمکهای توسعه، یو.اس.اِید، در ایالات متحده مشاهده کرد.
۶- آلترناتیو برای آلمان از زمان روی کار آمدن ترامپ زمان را برای خود فرارسیده میبیند. پیش از این، آن را در پس ابرهای تیرۀ بارانی ضد آمریکایی خود رشد داده بود. آلیس وایدل و شرکا باید زودتر از زمان برنامهریزی شده از فاشیسم مدرن به فاشیسم علنی روی بیاورند. هرکسی که وایدل را یک میانهرو و آلترناتیو برای آلمان را یک حزب صلحطلب میدید، باید حداکثر از هماکنون شروع به فکر کردن کند. وایدل اکنون اعلام میکند که بیورن هوکه، که با حکم دادگاه میتوان او را فاشیست نامید، برای او نامزد وزارت دولت است. ایالات متحده نشان میدهد که وقتی فاشیستها توسط سرمایۀ انحصاری به قدرت میرسند چه اتفاقی میافتد. حتی یک اینچ را هم به دست فاشیستها ندهید! رأی به آلترناتیو برای آلمان، رأی به فاشیسم است!
۷- تودهها و طبقۀ کارگر نمیخواهند در فلاکت، فاجعۀ زیستمحیطی جهانی، جنگ جهانی و فاشیسم تلف بشوند. به همین دلیل است که جنبشهای متقابل در سراسر جهان در حال شکلگیری هستند. کار اقناع جمعی اکنون باید به مردم کمک کند تا درک کنند که ریشۀ این تحول به سوی بربریت سرمایهداری و امپریالیسم است. تحریک علیه پناهندگان، کارگران یا بیکاران به منظور برانگیختن یک روحیۀ بههیجانآمده است که برای جنگ ضرورت دارد. طبقۀ کارگر و تودههای وسیع، از سوی دیگر، به یک حزب قوی مارکسیست-لنینیست، یک جبهۀ متحد ضد فاشیستی و سازمانها، اتحادها و جنبشهای غیرحزبی قوی نیاز دارند. روز یکشنبه، هر رأی به فهرست انترناسیونالیست/حزب مارکسیست-لنینیست آلمان، مبارزه برای صلح و علیه فاشیسم و برای آلترناتیوی در سوسیالیسم واقعی را تقویت میکند: عظمت را به سوسیالیسم بازگردانیم!

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.