بهاره هدایت و مجری‌گری پروژه شاه‌پرستی اطلاعات سپاه

بهاره هدایت، سخنگوی پیشین شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ساخته خمینی و از مجیزگویان سران اصلاح‌طلبان قلابی یا همان شکنجه‌گران دهه ۷۰ که اکنون لباس پاره اصلاحات تن کرده‌اند، پس از آزادی زودهنگام دین خود به خامنه‌ای را پرداخت کرد. وی با ادعای «افتخارکردن محمدرضا پهلوی به نسل جدید ایران» پیوند مکروه و اخیرا مدشده اصلاح‌طلان قلابی و سلطنت‌طلبان قلابی‌تر را برای تخطئه نیروی اصلی سازمان‌یافته خواهان سرنگونی ولایت فقیه را مجدد تکرار کرد که اعتراضات بسیاری را در پی داشت.

بهاره هدایت، زندانی سیاسی پیشین اخیرا اعلام کرده است: «اگر محمدرضاشاه زنده بود و نسل جدید ایرانی را می‌دید، به آن‌ها افتخار می‌کرد. مسیری که شاه پایه گذاشت، درست بود و نسل امروز در امتداد رویای او هستند و امیدوارم این مسیر را تا انتها پشت سر بگذارند.»

آدمی با شنیدن این سخنان غرق در تعجب می‌شود. یک زمان صحبت از فردی است که ادراک سیاسی کافی ندارد یا اشراف کافی به تاریخ و وقایع تاریخی کشورش ندارد، خب در اینجا زیاد جای تعجب نیست.

اما در مورد بهاره هدایت فرق دارد. فردی که ظاهرا به خاطر فعالیت سیاسی به زندان ملایان رفته، در زندان با زندانیان سیاسی نشست و برخاست کرده و قطعا آگاهی‌اش بیشتر شده است.

اما در اینجا بحث بر سر آگاهی و ادراک نیست بحث بر سر توطئه‌ای است که نیروهای امنیتی ملایان ابداع و توسط گونه‌های مختلف اصلاح‌طلبان قلابی تبلیغ می‌کند. بهاره هدایت وقتی از زندان بیرون می‌آید بلافاصله بر طبل شاه‌پرستی می‌کوبد و سعی در ترسیم اتحاد ناشدنی ریزشی‌های ملایان و شکنجه‌گران دیروز که امروز لقب اصلاح‌طلبان را یدک می‌کشند دارد.

تبلیغ سلطنت، جواز هدایت هدایت به بیرون از زندان

بسیاری بر این عقیده هستند که این اظهارات،‌ پیش درآمد و جواز خروج او از زندان بوده است. مانند بسیاری دیگر از این سنخ. نمونه چندش‌آور فائزه هاشمی در مورد زنان زندانی هم‌بندش که بلافاصله منجر به آزادیش‌اش شد در این راستا گویاست. وی بعد نیز تلاش بیشتری برای اتحاد شوم فوق انجام داد.

اظهارات بهاره هدایت چنان چندش‌آور بود که بسیاری را به واکنش برانگیخت. از جمله گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در اوین و هم‌بند سابق بهاره هدایت،  به این اظهارات واکنش نشان داد.

ایرایی در مورد شاه‌پرستی بهاره هدایت نوشت: «جوانان انقلابی ایران اقتدار و استبداد را در هیچ چارچوب و لباسی بر نمی‌تابند و جملات قصار روشنفکران فرصت‌طلب، آن‌ها را از مسیر مبارزه با اقتدارگرایی خارج‌ نمی‌کند.»

نوشته ایرایی البته طولانی‌تر و  مستدل‌تر است و شکی در آلت‌دست قرار گرفتن بهاره هدایت که نه «بهاریتی» دارد و نه «هدایتی» باقی نمی‌گذارد.

[نامه گلرخ ایرایی از اوین در مورد همبستگی سلطنت‌طلبان و اصلاح طلبان!]

ایرایی به درستی بهاره هدایت را فرصت‌طلب توصیف می‌کند که استبداد سلطنتی را ترویج می‌‌کند. آن هم کسی که به دست حاکمیتی مشابه یعنی استبداد دینی به زندان افتاده است.

یعنی هیچ سخنی از تغییر و سرنگونی استبداد فعلی نمی‌زند و استبداد پیشین را می‌ستاید. ترجمان اینکه همین حاکمیت باقی بماند حتی اگر ما را به دلیل یک اعتراضی ساده زندانی می‌کند.

این اظهارات چنان که ذکر شد بازی زندانی‌کردن مهره‌های اصلاح‌طلبان قلابی است که توسط باند غالب حاکمیت پیش می‌رود و امری کاملا شناخته شده است.

مشترکات بهاره هدایت و دیگر اصلاح‌طلبان قلابی که گاهی برای ماموریت به زندان ارسال می‌شوند!

این اصلاح‌طلبان قلابی زندانی مشخصات و ویژگی‌های مشترک و مشخصی دارند و بعد برای اهداف مشخص و مشترکی به کار گرفته می‌شوند.

اول اینکه این افراد به ظاهر سیاسی زندانی از آزادی عمل مفرطی در زندان ملایان برخوردارند، با شبکه‌‌ها و رسانه‌‌ها به راحتی مصاحبه می‌کنند و… مکررا به مرخصی می‌روند و…

دوم اینکه به دلیل اعتراض مدنی ساده که حق هر شهروند است و در قانون اساسی ملایان نیز تصریح شده، به زندان می‌افتند که اصلا قابل درک نیست چرا که جرمی جدی مرتکب نشده‌اند، اما با این وجود با همین حاکمیت دیکتاتور مطلقه، از سر دوستی و مبارزه مسالمت‌آمیز و نافرمانی مدنی در می‌آیند. (اظهارات بهاره هدایت با فیگارو در ۲۵ شهریور ۱۴۰۳).

سوم اینکه اخبار مربوط به اینان با تکثر و آب و تاب فراوان توسط رسانه‌‌های فارسی‌زبان خارجی نشر می‌‌یابد. به اذعان بسیاری، عمده نویسندگان این رسانه‌ها، ریزشی‌های نظام و اصلاح‌طلبان قلابی هستند که در این رسانه‌‌ها به کار گماشته می‌شوند تا له هم‌کیشان خود قلم بزنند و علیه اپوزیسیون سازمان یافته مردم ایران قلم‌فرسایی کرده یا حداقل سانسور اعمال کنند.

چهارم اینکه مانورهای تبلیغاتی مانند اعتصاب آب و آبکی می‌کنند و چند روز بعد بفرموده بزرگترهای اصلاح‌طلبان قلابی آن را می‌شکنند. امری که در مورد بهاره هدایت نیز مصداق دارد و در شهریور ۱۴۰۲ رقم خورد.

پنجم اینکه با موارد فوق‌الذکر و سایر نمایشاتی که ترتیب داده می‌شود مهره‌های‌ اصلاح‌طلبان قلابی اسم‌ورسم زندانی سیاسی را به پشت خود یدک می‌کشند تا در آینده از آن استفاده که نه سوءاستفاده کند.

هدف هدایت از ترویج و تعریف از سلطنت چیست؟

شاه‌پرستی و سلطنت‌ترویجی بهاره هدایت در حالی است که وی در خرداد ۱۴۰۲ ضمن اشاره به شکست شاه‌پرستان و پروژه سلطنت نوشته بود «نمونه‌ی جورج‌تاون مثال روشنگری‌ست، گرچه این مسئله محدود به جورج‌تاون نیست. آن ائتلاف و فروپاشی زودهنگامش به وضوح نشان داد که ما در درجه‌ی اول با نوعی هرج‌ومرج در ایده‌ها مواجهیم… اتکای صرف به نیروهای داخلی یا تغییرات صرفا درون‌زا، همان اصلاحات است…»

بهاره هدایت که پیشتر سخنگوی شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بوده است، آشکارا از افرادی چون کروبی و دیگر سران اصلاح‌طلبان قلابی که شکنجه‌گران و سرکوبگران دهه‌‌های اول استقرار ملایان بوده‌اند، حمایت و تملق و تمجید کرده و در نعش‌کشی هاشمی رفسنجانی شرکت جسته بود.

حالا اما بفرموده اتاق‌های فکر باند خامنه‌ای و در معیت اصلاح‌طلبان قلابی از زندان به بیرون هدایت می‌شود تا سلطنت‌ترویج‌کن شود و نیروی اصلی متشکل، سازمانیافته و سرنگونی‌طلب ملایان را که پایگاه و نیروهای بالفعل کانون شورشی در کف خیابان دارند و قدم در راه سرنگونی ملایان برمی‌دارند را تخطئه و سانسور کنند؛ زهی خیال باطل. «اصلاح‌طلب،‌اصول‌گرا، شاه‌گرا، خامنه‌ای‌گرا، دیگه تمومه ماجرا». بهاره هدایت هدایت نشد اما مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته‌اش حاکمیت ملایان را به زباله‌دان تاریخ هدایت خواهد کرد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)