چماقداری، سابقه پدیده سوپر تندروها!

در روزهای اخیر استفاده از اصطلاح «سوپر تندروها» در ادبیات سیاسی ایران رواج یافته و بسیاری پیرامون آن می‌نویسند و صحبت می‌کنند. پدیده‌ای که در حاکمیت ملایان مسبوق به سابقه است.

در سال‌های ابتدایی حاکمیت ملایان، که هنوز پایه‌های حاکمیت آخوندها تثیبت نشده بود، پدیده چماقداری رواج پیدا کرد.

سوپر تندروهای آن زمان ملایان چماق به دست، به زور به دنبال «انقلابی‌کردن» مردم ایران بودند.

سوپر تندروهای آن زمان سردامدار و شاخص‌ها و الگوهای خود را نیز داشتند.

افرادی چون صادق خلخالی که هزاران نفر را در کوچه و خیابان و… خارج از عرف‌‌های حقوقی و قضایی ترور و اعدام می‌‌کرد.

حتی می‌توان پیشتر رفت و الگوهای قدیمی‌تری برای سوپرتندورها در ایران یافت.

در زمان حکومت پهلوی، افراد و مهره‌‌های مرتجعی چون نواب صفوی، سردمدار و پیشرو، سوپر تندروها بودند.

آنان به اقتضاء منافع گروهی و باندی خود اقدام به ترور و کشتن مخالفان خود می‌کردند.

در بسیاری موارد نیز اندیشمندان و صاحب‌نظرانی را که با مطامع بنیادگرانه ایدئولوژیک آنها در تعارض بودند ترور می‌کردند.

از جمله قربانیان ترورهای سوپر تندروهای آن زمان می‌توان به احمد کسروی فقید، اشاره کرد که به دست مزدوران نواب صفوی ترور شدند.

این ترور پس از موضع‌گیری خمینی در مورد کسروی و مرتدخواندن وی انجام شد.

اما پس از آنکه جریان خمینی در ایران پس از انقلاب ۵۷ به قدرت رسید، ترور و تروریسم لباسی رسمی‌تر به خود پوشاند.

سوپر تندروهای آن زمان را دسته‌های چماقداری تشکیل می‌دادند که در کوچه و برزن بر سر مردم و مخالفان حاکمیت آخوندها می‌ریختند و آنان را به قتل می‌رساندند.

امری که همواره مورد تایید ملایان و به ویژه شخص خمینی واقع می‌شد. در واقع تایید مقدم خمینی بود که این سوپر تندروهای چماقدار را روانه خیابان‌ها می‌کرد و جان مردم را نشانه می‌گرفت.

سابقه ارعاب و چماقداری توسط لباس‌شخصی‌های ملایان

هدف نیز کاملا مشخص بود؛ حذف فیزیکی مخالفان سیاسی، بدون آن که قیمت سیاسی آن را جریانی بپذیرد و بپردازد.

بسیاری از مخالفان ملایان در سال‌های ابتدایی پس از انقلاب ۵۷ بدین ترتیب، آماج ترور و حذف فیزیکی سوپر تندروهای آن زمان یعنی چماقداران خمینی قرار گرفتند.

در سال‌های بعد و به خصوص در انتهای دهه ۶۰ و علی‌الخصوص پس از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ که خمینی توانست با سرکوب عریان و حداکثری، جامعه را به محاق فرو ببرد، شیوه و نحوه ترور سوپر تندروهای آن زمان تغییر کرد.

در تمامی سال‌های دهه ۷۰، یعنی حد فاصل سال‌های ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۰، بسیاری از مخالفان سیاسی حاکمیت ملایان در کشورهای اروپایی، توسط سوپر تندروها که به شکل جوخه‌های ترورهای ملایان تغییر روش داده بودند، ترور شدند.

پس از تثبیت نسبی حاکمیت ملایان و به محاق‌رفتن سپهر سیاسی و اجتماعی ایران، کارکرد سوپر تندروهای ملایان نیز تغییر کرد.

در فقدان حضور ملموس و آشکار گروه‌های سیاسی مخالف ملایان در ایران در سال‌های بعد، سوپر تندروهای آن زمان، به تصفیه‌های درون‌ کشور مشغول شدند.

قتل‌های زنجیره‌ای در دهه ۸۰ شمسی، نمود بارز و برجسته این اقدامات جوخه‌‌های ترور رسمی و غیررسمی حاکمیت ملایان بود.

اما اهداف و حذف سیاسی مخالفان، همواره به دست این جوخه‌های ترور و به نفع ملایان پیش می‌رفت.

پس از شقه حاکمیت ملایان به دو باند اصلاح‌طلبان قلابی و اصول‌گرایان مرتجع، کارکرد سوپر تندروهای ملایان نیز شامل تغییر ظاهر شد.

در واقع این قانونمندی مربوط به ماهیت سناریو و بازی «اصلاح‌طلبی» در حاکمیت ملایان بود.

هر زمان خامنه‌ای و ملایان نیاز به مدره‌نمایی و فریب غرب داشتند از اصلاح‌طلبان قلابی سود می‌جستند و هر زمان نیاز محسوسی به آنها نبود سوپر تندروها را جان آنها می‌انداختند.

تمامیت حاکمیت نیز وجود آنها را بدون به گردن‌ گرفتن مسئولیت اقدامات جنایت‌کارانه آنها، تایید می‌کرد.

عناوین مختلف سوپر تندروها در طول زمان

«ارگان‌های موازی اطلاعاتی»، «جریان‌های خودسر»، «امت همیشه در صحنه»، «حزب‌الله» و لباس‌شخصی‌ها، و… اسامی مختلف باندهای ترور و فشار و ارعاب ملایان طی سال‌های بعد بود.

اما کارکرد و استفاده از سوپر تندروها همواره یک هدف داشت. حذف مخالفان و پیشبرد سیاست‌ها و مطامع با اهرم ترور، ارعاب و فشار.

این کم‌هزینه‌ترین اهرم برای خامنه‌ای و حاکمیت نیز به شمار می‌رفت.

در سال‌های بعد که حاکمیت ملایان دچار به موضوع پرونده هسته‌ای و اختلافات با غرب شد نیز این جریان خود را در قالب «دلواپسان» بروز داد.

اما در وقتی خامنه‌ای در پی اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ و در ترس از سقوط، مجبور شد حاکمیت را یکپایه کند، سوپر تندروها مدتی ساکت شدند.

با انتصاب فضاحت‌بار رئیسی در مجریه ملایان و در حاکمیت یکپایه‌شده، پدیده سوپر تندروها، کارکرد چندانی نداشت و برای مدتی قیل‌وقال آنها کم شد.

چرا که هر گونه عرض‌اندام آنها، باید هدفی می‌داشت. در پی حذف اصلاح‌طلبان قلابی، هدفی نمی‌‌ماند تا سوپر تندروهای وقت آن را مورد تهاجم قرار دهد.

هر چه بود به نیابت از خامنه‌ای در سر کار بود چه در مجلس و چه در دولت.

اما پس از تلف‌شدن رئیسی و در پی ضربات هنگفت و کمر‌شکنی که خامنه‌ای خورد، حاکمیت بار دیگر در رأس مجریه شقه شد.

خامنه‌ای مجبور شد به پزشکیان تن دهد. در اینجا بود که عناصر فشار، ترور و ارعاب باند غالب، بار دیگر به کف خیابان فرستاده شدند.

این بار با نامی دیگر؛ سوپر تندروها. اینان از روی کار آمدن دولت پزشکیان بار دیگر به عرض اندام پرداخته و می‌پردازند. اما ماهیت همان است و اهداف همان اهداف. یک روز به نام چماقداری و حالا با نام سوپر تندروها.

[خاکستر وفاق بین کفن‌پوشان و مجلسیان رد و بدل می‌شود]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)