اول سود، دوم اخلاق: شرکت‌های خارجی که جنگ تجاوزکارانۀ امپریالیسم روسیه را تأمین مالی می‌کنند

 

گزارشی که به تازگی توسط سه سازمان اوکراینی منتشر شده، شرکت‌های خارجی که مالیات بر درآمد آن‌ها در روسیه به تأمین مالی جنگ تجاوزکارانۀ امپریالیسم روسیه علیه اوکراین کمک می‌کند را افشا می‌کند.

شرکت‌های غیرروسی از طریق مالیات‌هایی که می‌پردازند، زنجیره‌های تأمینی که پشتیبانی می‌کنند و فناوری و آموزش‌هایی که ارائه می‌دهند، در جنگ روسیه علیه اوکراین مشارکت دارند. این گزارش بر یک زاویۀ خاص تمرکز دارد: درآمد شرکت‌های چندملیتی و مالیات‌های مرتبط با عملیات در داخل روسیه.

این گزارش نشان داد که در سال ۲۰۲۳، ۱۶۰۰ شرکت چندملیتی در تقویت اقتصاد روسیه نقش اساسی ایفا کرده و به جنگ تجاوزکارانۀ غیرقانونی این کشور در اوکراین کمک کرده‌اند. این شرکت‌ها حدود ۲۱.۶ میلیارد دلار مالیات کل پرداخت کرده‌اند که از زمان تهاجم گسترده در سال ۲۰۲۲ به ۴۱.۶ میلیارد دلار رسیده است. ۴۱.۶ میلیارد دلار برابر با کمتر از یک‌سوم بودجۀ نظامی تخمینی روسیه برای سال ۲۰۲۵ است.

بر اساس این گزارش، بانک‌ها بیشترین سهم را در درآمد مالیاتی روسیه داشته‌اند. مشخص شد که بانک بین‌المللی رایفیزن اتریش (Raiffeisen Bank International (RBI)) تا کنون در سال ۲۰۲۳ بزرگ‌ترین مالیات‌دهندۀ شرکتی در روسیه بوده است. کمک‌های مالیاتی روسیه در سال ۲۰۲۳ بالغ بر ۴۹۱ میلیون دلار بوده که بیش از دو برابر سهم دومین شرکت بزرگ مالیات‌دهنده، چری‌اتومبیل چین، و بیش از مجموع سهم مالیاتی سایر بانک‌های بین‌المللی بوده است.

بر حسب کشور، شرکت‌های آمریکایی بیشترین درآمد کل را در روسیه ایجاد کرده‌اند و با پرداخت ۱.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به عنوان مهم‌ترین یاری‌دهندگان کرملین از طریق پرداخت مالیات بر سود ظاهر شده‌اند. پس از آن آلمان قرار دارد که شرکت‌هایش در همان سال ۶۹۲.۵ میلیون دلار مالیات بر سود به روسیه پرداخت کرده‌اند.

اگرچه بسیاری از شرکت‌های خارجی پس از حملۀ روسیه به اوکراین از روسیه خارج شدند، شرکت‌های چینی برای تصاحب سهم بازار و افزایش درآمد به‌ویژه در بخش‌های خودرو و فناوری حرکت کرده‌اند. با این حال، علیرغم پیشرفت‌ها در این زمینه‌ها، هنوز هم این شرکت‌هایی که مقر آن‌ها در کشورهای جی۷ و اتحادیۀ اروپا قرار دارند هستند که در مجموع بالاترین پرداخت‌کنندگان مالیات بر سود به روسیه در سال ۲۰۲۳ بوده‌اند، که ۱۶ کشور از ۲۰ کشور بزرگ مشارکت‌کننده را نمایندگی می‌کنند. شرکت‌هایی از چین – که توسط روسیه به عنوان یک کشور “دوست” در نظر گرفته می‌شود – درآمدهای بالاتری نسبت به شرکت‌های آلمانی گزارش کرده‌اند، اما سهم مالیات بر سود آن‌ها کم‌تر بوده است.

شرکت‌های چینی در فهرست ۲۰ شرکت برتر مالیات‌دهندۀ خارجی در روسیه عبارت‌اند از چری‌اتومبیل، بانک صنعتی و تجاری چین و هاوال موتور. مجموع مالیات بر سود آن‌ها در سال ۲۰۲۳ بالغ بر ۳۲۸ میلیون دلار بوده که هنوز کمتر از پرداخت‌های بانک اتریشی است.

۳ شرکت چینی در ۲۰ شرکت برتر با ۸ شرکت آمریکایی مقایسه شده است.

افشای شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و چینی که از طریق پرداخت مالیات بر سود به روسیه از تجاوز روسیه حمایت می‌کنند، یادآور شرکت‌هایی است که در آلمان نازی سرمایه‌گذاری کردند و پس از آغاز تجاوز نازی‌ها و شروع جنگ جهانی دوم به فعالیت خود ادامه دادند.

آن شرکت‌ها شامل فورد و جنرال‌موتورز -هر دو متعلق به تحسین‌کنندگان یهودی‌ستیز هیتلر-، کوکاکولا، آی‌بی‌ام (IBM) و اِی‌تی‌اَندتی (IT&T) بودند. کارخانه‌های فورد و کارخانۀ فرعی شرکت جنرال‌موتورز در آلمان –اُپل-، پس از سال ۱۹۳۹ به تولید جنگی روی آوردند. پس از جنگ، جنرال موتورز ۳۲ میلیون دلار توسط دولت ایالات متحده غرامت دریافت کرد زیرا کارخانه‌های آلمانی آن توسط نیروهای آمریکایی در طول جنگ بمباران شدند. مبلغ هنگفتی نیز به فورد پرداخت شد، اگرچه مبلغ دقیق آن هرگز فاش نشد، و این در حالی بود که در کارخانۀ فورد-وِرکِه (Ford-Werke) از نیروی کار بردگان اردوگاه‌های کار اجباری استفاده می‌شد.

سرمایۀ مالی امپریالیستی در طول تاریخ خود همواره سود را بر فراز اخلاق قرار داده است. این‌که این شرکت‌ها به کشوری که به آن‌ها تجاوز کرده مالیات می‌پردازند به کنار، اما وقتی که آن‌ها با دولت‌هایی همکاری و از آن‌ها حمایت می‌کنند که دولت‌های خودشان با آن‌ها مخالف‌اند یا در واقع علیه آن‌ها می‌جنگند، این دیگر به افلاس افتادن‌شان در رابطه با اخلاق را نشان می‌دهد.

 

*****

 

گرینلند: ایالات متحده و مسیر انزواطلبانۀ آن

با گسترش قدرت‌های امپریالیستی ضد هژمونیک، روسیه و به‌ویژه چین، آمریکا به‌سرعت در حال افول است و همچنان که تلاش می‌کند موقعیت خود را به‌ویژه در برابر دشمنان خود در همان بازار استثمار در رأس سلطۀ امپریالیستی تحکیم بخشد، به سمت فاشیسم می‌شتابد.

در روز سه‌شنبه هفتم ژانویه، دونالد ترامپ کمتر از دو هفته مانده به روی کار آمدنش، در یک کنفرانس مطبوعاتی در مار-ئه-لاگو، بار دیگر نقاب از چهرۀ امپریالیسم آمریکایی برداشت. اگرچه این تنها باری نیست که ترامپ در مورد نقشۀ خود یا به عبارت بهتر نقشۀ طبقۀ حاکمۀ آمریکا برای جهان این‌قدر صادقانه صحبت می‌کند، اما این کنفرانس مطبوعاتی به‌ویژه در لفاظی‌های خود انزواطلبانه و امپریالیستی بود.

ابتدا ترامپ اعلام کرد در صورت لزوم از اقدام نظامی برای کنترل گرینلند و کانال پاناما استفاده خواهد شد. در حین انجام این کار متوجه چیزی شدیم که ترامپ در مورد جیمی کارتر رئیس جمهور سابق آمریکا می‌داند، به قول او: “کانال پاناما مایۀ شرمساری است، آنچه در کانال پاناما رخ داد. جیمی کارتر آن را به قیمت ۱ دلار به آن‌ها (پاناما) داد و قرار بود با ما خوب رفتار کنند. فکر می‌کردم این کار وحشتناکی است.”[۱] ترامپ همچنین متواضعانه اعلام کرد که خلیج مکزیک باید به “خلیج آمریکا” تبدیل شود.[۲] با این حال مسئله به اینجا ختم نمی‌شود. ترامپ همچنین بارها اعلام کرد که همسایۀ استعماری شهرک‌نشین آمریکا در شمال، یعنی کانادا، باید به پنجاه و یکمین ایالتِ ایالات متحدۀ استعماری شهرک‌نشینِ آمریکا تبدیل شود! چه خوش‌اشتها!

حال، بیایید بکوشیم و بررسی کنیم که چرا ترامپ اینچنین ناچار بود که یک ساعت و نیم یاوه‌سرایی کند که به نظر می‌رسید آمریکا “سرنوشت آشکار”[۳] را از آلمان برای خودش پس می‌گیرد. ما همچنین در حین انجام این کار، خواهیم کوشید تا شرایط تاریخی پشت این تصمیمات و اهمیت مناطقی که آمریکا به آن‌ها چنگ انداخته است را توضیح دهیم.

تاریخ گرینلند، شباهتی بالا به تاریخ استرالیا دارد و تا حد زیادی تاریخ استعمار شهرک‌نشینی است. گرینلند و جمعیت اینویت‌های بومی آن که از سه گروه اصلی بومی تشکیل شده‌اند، قرن‌ها توسط دانمارک در معرض استعمار و نواستعمارگری بوده‌اند. نمایش آشکار این استعمار این است که اگرچه گرینلند به عنوان بخشی خودمختار از دانمارک که در رتبۀ دوم شادترین کشورهای جهان توسط بررسی جمعیت جهانی[۴] قرار گرفته است، اما خود گرینلند بیشترین میزان خودکشی را در جهان داراست.[۵] سوای دانمارک گرینلند به دلیل موقعیت جغرافیایی مهم و منابع فراوانش، در چنگال امپریالیست‌های تیزچنگ سراسر جهان، به‌ویژه آمریکا، روسیه و چین نیز بوده است. ایالات متحده از زمان جنگ جهانی دوم در گرینلند حضور نظامی داشته است[۶] و ترامپ یک بار نیز در اوایل سال ۲۰۱۹ به دلیل اهمیت گرینلند در تلاش برای خرید آن بود.[۷] تلاش آمریکا برای خرید گرینلند برای چندین دهه، حتی از سال ۱۹۴۶، استمرار داشته است.[۸] این نشان‌دهندۀ این واقعیت است که جاه‌طلبی‌های امپریالیستی آمریکا از مدت‌ها قبل از ترامپ وجود داشته و پرجلوه بوده است و این‌که ترامپ یک “مرد بزرگ” در جاه‌طلبی‌های امپریالیستی گذشته و آیندۀ آمریکا نیست، بلکه صرفاً دست‌نشاندۀ بزرگ طبقۀ حاکم سرمایه‌دار آمریکاست.

همان‌طور که قبلاً اشاره کردیم، اهمیت گرینلند از نظر ژئوپلیتیکی یک‌طرفه نیست و در ذهن دیگر قدرت بزرگ امپریالیستی، چین، نیز غایب نیست. علاقۀ چین امری متأخر است، اما با این وجود، این علاقه از دیدارهای وزیر زمین و منابع چین برای خرید سهام در شرکت مواد معدنی و انرژی گرینلند که یک سایت اورانیوم و خاک‌های کمیاب را در کوانرسوییسات (کوانه‌فیلد) توسعه می‌دهد، آشکار می‌نماید.[۹] هم ایالات متحده و هم چین به صورت نیابتی از طریق دو شرکت معدنی استرالیایی به‌ویژه شرکت هلدینگ گرینلند مینرالز استرالیا و شرکت آیرونبارک در استخراج بسیاری از منابع ارزشمند گرینلند به عنوان قدرت‌های امپریالیستی رقیب با یکدیگر رقابت کرده‌اند.[۱۰] این مورد کاملاً به صادرات سرمایۀ مالی چین از طریق شرکت‌های استخراج معدن استرالیایی در آفریقا شباهت دارد.

آنچه واضح است این است که چرا گرینلند تا این حد برای قدرت‌های امپریالیستی دارای ارزش است. مسئله این است که گرینلند جمعیتی بومی دارد که نمی‌خواهند تحت سلطۀ امپریالیسم باشند. اینوئیت‌ها حق تعیین سرنوشت کشور خود را نداشته‌اند و صدها سال است که مجبور بوده‌اند از انقیاد قدرت‌های استعماری رنج ببرند. آمریکا، چین و حتی دانمارک حق ندارند تعیین کنند که چه کسی کنترل گرینلند را در دست داشته باشد، این حق متعلق به گرینلند و توده‌های آن است.

تاریخچۀ امپریالیسم و چگونگی ادامۀ آن تا امروز به کنار، همین خودنمایی و بیهودگی دونالد ترامپ در آخرین کنفرانس مطبوعاتی‌اش، در ایده و لفاظی‌های متکی بر آنِ طبقۀ حاکمه، گسستی آشکار از نظم مبتنی بر قوانین ایجاد می‌کند. نظم مبتنی بر قوانین وجود ندارد، فقط امپریالیسم و ضرورت آن برای پیگیری منافع در خارج و تکه‌تکه کردن جهان در قالب پاسگاه‌های مرزی امپریالیسم است که وجود دارد. تنها یک قانون وجود دارد و آن سود است. این اجتناب‌ناپذیری یک جامعۀ سرمایه‌داری در مراحل مرگ خود است. تنها راه‌حل، راه‌حل علمی است.

تنها راه‌حل مبارزۀ توده‌های جهان علیه امپریالیسم برای سوسیالیسم و استقلال است. هیچ چیز دیگری نمی‌تواند بشریت را به پیش ببرد.

 

منابع:

[۱] کنفرانس مطبوعاتی دونالد ترامپ، مار-ئه-لاگو، ۷ ژانویۀ ۲۰۲۴.

[۲] کنفرانس مطبوعاتی دونالد ترامپ، مار-ئه-لاگو، ۷ ژانویۀ ۲۰۲۴.

[۳] Manifest destiny سرنوشت آشکار یک باور ایدئولوژیک امپریالیستی بود که در قرن نوزدهم در میان مهاجران سفیدپوست اروپایی در آمریکای شمالی ترویج می‌شد. بر اساس این ایدئولوژی مهاجران آمریکایی رسالت داشتند در سراسر آمریکای شمالی پخش بشوند و فضایل خاص خود را ترویج کنند، و غرب را همانند روند مشابهی در شرق بخرند و بازسازی کنند و “بهشتی نو” را در آن به وجود بیاورند. “سرنوشت آشکار” مبنایی ایدئولوژیک برای تصاحب آمریکای شمالی و استعمار آن فراهم می‌کرد و به نسل‌کشی سرخپوستان مشروعیت می‌داد. م

[۴] شادترین کشورهای جهان ۲۰۲۴.

[۵] ان‌پی‌آر: بزها و سودا؛ “گرینلند دارای بالاترین میزان خودکشی در جهان است و به طور ویژه پسران نوجوان در معرض آسیب هستند

[۶] روابط گرینلند، دانمارک و ایالات متحده

[۷] روابط گرینلند، دانمارک و ایالات متحده

[۸] گرینلند: چین در آنجا چه می‌کند و چرا؟، حضور در برابر قدرت

[۹] گرینلند: چین در آنجا چه می‌کند و چرا؟، حضور در برابر قدرت

[۱۰] استرالیا، چین و ایالات متحده در تب فلزات گران‌بهای گرینلند – ریسورس اِرِکتورز

 

*****

 

کمک چین به کوبا: کمک کردن در مقام امپریالیسم به اندازۀ خود امپریالیسم قدمت دارد

وب‌سایت “دوستان چین سوسیالیست” که در بریتانیا مستقر است و تحت حمایت تجدیدنظرطلبان قرار دارد، مقاله‌ای را با عنوان “چین ۷۰ تن تجهیزات برای کمک به کوبا برای بازسازی سیستم الکتریکی خود اهدا می‌کند ” منتشر کرده است.

“دوستان چین سوسیالیست” که توسط دنی هایفونگ و تاجری به نام کیث بِنِت اداره می‌شود، بهتر بود “مأموران تبلیغات برای چین سرمایه‌داری” نام‌گذاری می‌شد. با این حال، منصب آن‌ها نمی‌تواند پنهان کند که این هدیه نمونه‌ای از ترفندهای معمول جمهوری خلق چین است: مذاکره برای یک معاملۀ تجاری بزرگ با یک کشور، چسباندن یک عروسک در قالب کمک‌های مخلصانه و در بوق و کرنا کردن دومی.

برای مثال، زمانی که شرکت‌های چینی واکسن‌های کووید-۱۹ را در طول همه‌گیری صادر می‌کردند، از این تاکتیک استفاده شد. اولین دستۀ اهدایی می‌رسید و طرف چینی یک عکس تبلیغاتی ترتیب می‌داد. بخش عمدۀ تحویل‌ها با شرایط تجاری به دنبال آن می‌آمد.

مسئول “دوستان چین سوسیالیست” تصدیق کرد، “معاون وزیر (کوبایی) همچنین اظهار داشته که دولت جزیره تخمین می‌زند که این کمک مالی به حدود ۵۳۲۰۰ خانه در کشور کمک کند.” به بقیۀ کوه یخ هم اشاره شده است: “این کمک‌ها بخشی از توافق‌نامه‌هایی است که بین میگل دیاز-کانل، رئیس‌جمهور کوبا و شی جین پینگ، همتای چینی‌اش امضا شده است که به دنبال گسترش همکاری‌ها در طرح‌های ابتکارات استراتژیک مانند انرژی، حمل‌ونقل، امنیت غذایی و تجارت هستند.”

دو ماه پیش یک گزارش خبری در مورد این “ابتکارات استراتژیک” توضیح بیشتری داد.

مدیر اجرایی می‌گوید: شرکت چینی از درایو خورشیدی کوبا استقبال می‌کند (گزیدۀ گزارش)

رویترز، ۴ نوامبر ۲۰۲۴

هاوانا – شرکت هانگژو دوجیا تکنولوژی، که فناوری خورشیدی را در کوبا توزیع می‌کند، طرح کوبا برای افزایش چشمگیر تولید خورشیدی را یک پیروزی برای هر دو کشور خواند و از وزن تولیدی چین و آب و هوای آفتابی جزیره یاد کرد.

قیائومینگ هوانگ، رئیس شرکت هانگژو دوجیا تکنولوژی در مصاحبه‌ای به رویترز گفت که شرکت او که فناوری خورشیدی را از چین برای پروژه‌های تجاری کوچک تا ۲۰ کیلووات در کوبا تأمین می‌کند، ۱۰ کانتینر پانل‌های خورشیدی و باتری‌های لیتیومی از چین در راه دارد.

کوبا در ماه آوریل موافقت کرد که چین به این کشور کمک کند تا نقش انرژی خورشیدی را در شبکۀ خود تقویت کند، اگرچه هیچ یک از دولت‌ها جزئیاتی در مورد جزئیات مالی ارائه نکردند. به گفتۀ رسانه‌های دولتی، پس از خاموشی سراسری اکتبر در سراسر کشور، به نظر می‌رسد که رهبری عالی کوبا این طرح را دوبرابر کرده است، که حداقل بخشی از آن از اعتبارات توسعۀ چین تأمین می‌شود.

باید توجه داشت که هانگژو دوجیا تکنولوژی “فناوری خورشیدی را برای پروژه‌های تجاری کوچک تأمین می‌کند.” این شرکت، یک شرکت بازرگانی است، نه تولیدکنندۀ پنل‌های خورشیدی و نه باتری‌های لیتیومی. کسب و کار اصلی هانگژو دوجیا تکنولوژی به عنوان یک توزیع‌کنندۀ جهانی بین “بیش از ۳۰۰۰ سازندۀ قطعات خودرو” در چین و خرده‌فروشان در ۵۰ کشور است. این شرکت دارای یک انبار بزرگ در هانگژو برای شمع، روکش فرمان و غیره است. بدیهی است که این شرکت می‌خواهد وارد توزیع انرژی سبز شود، از این رو با کوبا قرارداد می‌بندد.

هرگونه کمک مالی به کوبا برای شکستن تحریم ایالات متحده چیز خوبی است. اما بیایید خودمان را دربارۀ این مسئله فریب ندهیم که جمهوری خلق چین بین همبستگی سوسیالیستی و تجارت سرمایه‌داری آویزان است. ۹۸ درصد دومی است – مثلاً ۵۳۰۰۰ خانه، در نسبت با شاید سه میلیون خانوار کوبایی قرار دارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)