جمعبندی کمیسیون فدرالیسم مترقی حزب کمونیست
فدرالیسم مترقی
جمعبندی ۱ برای کمیسیون فدرالیسم مترقی حزب کمونیست بریتانیا
نوامبر ۲۰۲۱
اشارۀ مترجم: برنامۀ فدرالیسم مترقی در ۵۶مین کنگرهٔ حزب کمونیست بریتانیا (CPB) به تصویب رسیدهاست. این کنگره طی روزهای ۵-۷ نوامبر ۲۰۲۱ (۱۴-۱۶ آبان ۱۴۰۰) با شرکت بیش از ۱۴۰ نماینده در محل دفتر مرکزی حزب کمونیست بریتانیا واقع در مجتمع راسکینهاوس در جنوب شهر لندن برگزار شد. در این برنامه که پس از رخدادهایی مانند رفراندوم استقلال اسکاتلند در سال ۲۰۱۴، رفراندوم خروج بریتانیا از اتحادیۀ اروپا در سال ۲۰۱۶ و متعاقباً خروج بریتانیا از این اتحادیه از نیمهشب ۳۱ ژانویۀ ۲۰۲۰ نوشته شدهاست، کنگرهٔ حزب کمونیست بریتانیا به بیان استراتژی این حزب در مبارزه برای برقراری یک سیستم سیاسی فدرالیستی مترقی میپردازد که ضمن برقراری حاکمیت دموکراتیک مردمی همۀ ملیتهای ساکن بریتانیا دربردارندۀ رهیافتی ضدسرمایهداری در راستای مبارزه با انحصارها و نظام بازار باشد. این برنامه هرچند مختصر و موجز است، اما حاوی نکات مهمی است که میتواند برای مخاطب اهل ایران نیز جالب توجه باشد. به باور من توجه به ابتکارات کمونیستهای بریتانیایی و تلاش آنان برای ارائۀ طرح و برنامه برای حل مسئلۀ ملی بدون کنار گذاشتن استراتژی ضدسرمایهداری بهویژه در شرایطی که برخی از جریانات چپ ایرانی در رابطه با فدرالیسم در ایران موضعی بیتفاوت دارند و برخی دیگر در مخالفت با هر شکلی از آن حتی از برخی احزاب مرکزگرای ناسیونالیست ایرانی نیز جدیترند میتواند راهگشای افقهای نظری جدید و رهیافتهای متفاوتی به مسئلۀ ملی در ایران و خاورمیانه باشد. ترجمۀ این متن نیز با توجه به ضرورت همین افقهای تازه و با هدف دعوت به مطالعه و آشنایی بیشتر با مسائل مربوط بدان انجام شده و بنابراین نباید آن را به معنای تأیید همۀ موارد مطرحشده و یا تجویز جزءبهجزء آن در مورد ایران و خاورمیانه توسط مترجم دانست. م.
*****
“هیأت رئیسۀ دولت مدرن چیزی نیست به جز کمیتهای برای مدیریت مسائل عمومی کل بورژوازی“[۱]
۱- دولت و دموکراسی[۲]
دولت آپاراتوسی برای پیشبرد منافع سرمایه است.
نهادهای نمایندگی آن در اصل به صورت محض برای بازنمایی سرمایه وجود دارند. طبقۀ کارگر از طریق مبارزه بود که در سطح ملی و محلی حق رأی را به دست آورد. طبقۀ حاکم از طریق محدود ساختن قدرت این نهادهای نمایندگی و یا به شیوۀ مرگبارتری از طریق ادارۀ مشترک سازمانهای طبقۀ کارگر مطابق با میل خودش، خنثی کردن این دستاوردها را دنبال کرد. با این وجود، سرمایهداری نظامی در بحران دائمی است که به وسیلۀ تناقضاتی از قبیل گرایش به تمرکز و انحصار و گرایش نزولی نرخ سود به پیش برده میشود. کنترل این تناقضات مستلزم حملات تازهای به مردم کارگر، بخشهای غیرانحصاری سرمایه، و به میزانی نه کمتر از آن به صورت خارجی بر خلقها و ملتهای ضعیفتر است. این مسئله دفاع از دموکراسی و این باور که مردم به صورت جمعی حق تعینبخشی به آیندۀ خود را دارا هستند به مسئلۀ محوری زمانۀ ما تبدیل میکند. این مسئله زمینۀ بالقوهای را برای وحدت به وجود میآورد که میتواند سرمایۀ انحصاری را منزوی کرده و شکست دهد و طبیعت استثماری و سرکوبگر قدرت آن و خود دولت سرمایهداری را از طریق مبارزه به معرض نمایش بگذارد.
۲- موقعیت جاری چیست؟
مدل نامناسب دموکراسی بریتانیا در خلال سالها تضعیف شدهاست. ما شاهد بودیم که منافع سرمایۀ انحصاری آزادی عمل نهادها را محدود میکند. به عنوان مثال:
– اتحادیۀ اروپا پارلمانهای ملی ما را مقید کرد؛
– انکار قدرت پارلمانهای اسکاتلند و ولز که برای دخالت مؤثر در اقتصاد آنها ضروری است؛
– پارلمانهای ملی با تقلیل بسیار منابع مالی و خصوصیسازی خدمات حکومت محلی را پوچ ساختند؛
– شهرداران منتخب و نظام کابینه مسئولیتپذیری مدلهای نمایندگی عمومی را کاهش دادند؛
– مجلس اعیان غیرانتخابی است.
اعضای حزب محافظهکار شکلهای ریاکارانۀ دموکراسی را ترویج میکنند که درواقع تمرکز قدرت را در دستان شهرداران به صورت مستقیم انتخابشده، کابینههایشان و منافع تجارتهای بزرگ فاقد مسئولیت را به دنبال میآورد.
پس از خروج راستگرایانۀ بریتانیا از اتحادیۀ اروپا، دولت محافظهکار «قانون بازار داخلی» را وضع کرد تا مانع از نهادهای واگذارشدۀ ملی موجود شده و مداخلات یکجانبۀ حمایتگرانۀ استراتژیک دولتی (به عنوان مثال ارتقای صنایعی مشخص و یا حفظ مشاغل) را به وجود بیاورد.
در اسکاتلند «حزب ملی اسکاتلند» (اس.ان.پ) و نیز «سبز»ها فریاد استقلال اسکاتلند را سر دادند، اما همزمان خواهان پیوستن مجدد به اتحادیۀ اروپا شدند که اسکاتلند را در معرض خطر غل و زنجیر شدن به کل فشار نولیبرالی تجارت کلان قرار میداد و قدرت مداخلۀ دموکراتیک در اقتصاد خودش را از آن سلب میکرد.
این با پسزمینۀ «راه بریتانیا به سوی سوسیالیسم»[۳] در تضاد قرار دارد که تصریح میکند که “مبارزه برای ارتقای منافع اقتصادی و اجتماعی طبقۀ کارگر به صورت مستقیم با پیکار برای توسعۀ دموکراسی علیه قدرت سرمایۀ کلان در پیوند است.”
۳- فهم مارکسیستی از نقش ملتها و ملیت[۴]
مباحثه پیرامون استقلال در اسکاتلند مستلزم بازگشت اعضای حزب به بنیادها و در نظر گرفتن فهمی مارکسیستی از ملتها و ملیت است. مارکس فهمیدهبود که چنین موجودیتهایی ثابت نیستند، آنها محصول طبیعت نیستند، بلکه در نتیجۀ فرآیندهای اجتماعی-تاریخی به وجود آمدهاند.
هر طبقۀ حاکم جدید که در طول مبارزۀ طبقاتی به وجود میآید به دنبال از نو قالب زدن فرهنگ و ایدئولوژی ملی بر اساس تصور و منافع خود برمیآید. در هر نقطۀ مشخصی از تاریخ وفاداریها توسط طبقۀ مسلط است که تعیین میشوند.
نیاز است که از مطالبات احساسی اجتناب شود و تحلیل استراتژیک و اقدامات تاکتیکی ما بر فهمی از توازن گرایشها و نیروهای طبقاتی در هر لحظۀ معین مبتنی شود.
۴- فدرالیسم مترقی[۵]
گرایشی (قابل فهم) برای در نظر گرفتن طرحهای پیشنهادی برای اصلاحات حکومتی (مثلاً مسائل مربوط به قانون اساسی، سازمان حکومت منطقهای و محلی) بر زمینهای تکنوکراتیک وجود دارد. برنامۀ «راه بریتانیا به سوی سوسیالیسم» در عوض خواهان قضاوت سیاسی دربارۀ این امر است که نهادهای نوین به “تغییر توازن قوا به نفع اکثریت و قادر ساختن طبقۀ کارگر و متحدانش به عملی کردن افزایش کنترل بر تخصیص منابع در سطح فدرال، ملی و محلی” کمک میکنند.
«راه بریتانیا به سوی سوسیالیسم» به طور مشخص و در ارتباط با مباحثۀ کنونی دربارۀ تفویض قدرت پیش رو به پارلمانهای اسکاتلند و ولز خواهان موارد زیر است:
۱- پارلمان فدرال بریتانیا که توسط رأی منفرد قابل انتقال (STV) در حوزههای انتخابیهٔ چندکرسی انتخاب میشود در رابطه با امور خارجه، دفاع، سیاست اقتصادی کلان، بیمۀ کشوری، قدرت افزایش مالیاتها بر روی ثروت و درآمد، و مسئولیت بازتوزیع درآمد میان ملتها و مناطق بر مبنای نیاز اجتماعی صلاحیت قضایی دارد.
۲- پارلمانهای ملی در اسکاتلند، ولز و انگلستان به همراه مجامع منطقهای انگلستان میبایست بر همان اساس انتخاب شوند و قدرت افزایش عایدات و به طور مشخص پیشرفت دادن کنترل دموکراتیک از طریق مالکیت جمعی، سرمایهگذاری دولتی و تدارک عمومی را داشته باشند.
۳- یک مجمع کورنی[۶] با انتخاب به صورت مستقیم.
۴- یک اتاف فرادست فدرال که اعضای آن به وسیلۀ پارلمانهای ملی و مجامع محلی انتخاب میشوند.
۵- چه باید کرد؟
برخی ابتکارات کنونی برای ملاحظۀ کمیسیون
اتحادیههای تجاری – ما نیاز داریم که این مسئله را مورد توجه قرار دهیم که چگونه مسائل دموکراسی اقتصادی از طریقاتحادیههای تجاری به بهترین شیوه ارتقاء مییابند. به عنوان مثال در اسکاتلند کنگرۀ اتحادیههای تجاری اسکاتلند (STUC) مجموعهای از طرحهای پیشنهادی برای بهبود اقتصاد با عنوان «بهبود مردم» ارائه کرده است.[۷] همچنین کنگرۀ اتحادیههای تجاری ولز (Wales TUC) نیز به شکلی کمتر پیشرفتیافته خواهان “از نو شکل دادن اقتصاد ولز به صورتی که نتایجی واقعی برای کارگران فراهم آورد” شده است.
ساختمان ثروت جامعه – حتی در شرایط توأم با محدودیت نیز این امکان برایانجمنهای چپ-کارگری وجود دارد که رهیافت متفاوتی را در مورد پیشرفت اقتصادی اتخاذ کنند. به عنوان مثال در انجمن پِرِستون در شمال غربی انگلستان و انجمن آیرشایر شمالی در اسکاتلند با استفاده از رهیافت تدارکاتی و کار کردن با نهادهای لنگری[۸] دیگر برای تقویت اقتصاد محلی، تلاشهایی برای بازتعریف این مسئله انجام میگیرد که توسعۀ اقتصاد محلی چگونه و برای چه کسانی صورت میگیرد.[۹]
ایجاد اتحادهای گستردهتر– ما میتوانیم برای پیگیری دستور کارمان برای فدرالیسم مترقی با دیگران به فعالیت بپردازیم. به عنوان مثال در اسکاتلند کالکتیو کاغذ سرخ[۱۰] و رُز[۱۱] وجود دارند و ما همچنین در مناسبتهایی با سیاستمداران چپ-کارگری تحت شعار ادعای آینده[۱۲] و نیز در مناسبتهایی در کتابخانۀ یادبود مارکس[۱۳] همکاری کردهایم.
اما هنوز کارهای بسیار بیشتری وجود دارد که باید انجام داد. به عنوان مثال (این یک فهرست جامع نیست):
– ما میباید در درون حزب به فهمی واضحتر از نهادهای واگذارشدۀ ملی موجود، شامل ساختارهای محلی مانند شهرداریها برسیم و طرحهای پیشنهادی در حال توسعه نیز چه برای به کار بستن در مورد همه و چه در مورد برخی نهادهای مشخص واضح باشند.
– ما در هنگام مشارکت در مباحثات در رابطه با استقلال و یا انتقال قدرت میبایست به شیوهای عمیقتر به تنگناهای تکنوکراتیک فوری ارائهشده نگاه کنیم.
– ما میباید هر طرح پیشنهادی بر ضد چارچوب سیاسی را که در «راه بریتانیا به سوی سوسیالیسم» مطرحشده مورد تحلیل قرار دهیم.
– در رابطه با انگلستان ما باید به این عقیده ادامه دهیم که شهرداران منطقهای باید با انجمنهای دموکراتیک منطقهای جایگزین شوند.[۱۴] تغییرات در حال وقوع در انگلستان فَرای نواحی بزرگ کلانشهری مطرح شدهاند، مانند فرمانداران شهرستان، معاملات و یا تجدید ساختار شهرستانها و بخشها، که اعضای حزب نیاز دارند از آن مطلع شده و به آن واکنش نشان بدهند.
– ما بایستی به رسمیت شناسی ویژگیهای متمایز ملی، فرهنگی و اجتماعی کورنوال را که باید در یک انجمن کورنی انتخابشده با رأی مستقیم بیان شود را مجدداً مورد تأیید قرار دهیم.[۱۵]
– ما بایستی از هر شانسی برای برجستهسازی تأثیر مرکزیسازی و خصوصیسازی طرحهای متعدد تأمین مالی حکومت پادشاهی متحده، از قبیل صندوق افزایش سطح سرمایه استفاده کنیم.
– ما بایستی سودجویی آشکار نهادهایمان را برای تسهیل غلبه بر فهم ایدئولوژیک طبیعت این مرحله از سرمایهداری و برای پشتیبانی از استراتژی آلترناتیو اقتصادیمان برجسته بسازیم.
پانویسها:
[۱] مانیفست حزب کمونیستی، ۱۸۴۸.
[۲] برای بررسی اجمالی بیشتر، نگاه کنید به «پروندۀ کمونیسم»، ۲۰۰۶، حزب کمونیست بریتانیا؛ «بنا نهادن یک اقتصاد برای مردم: استراتژی آلترناتیو و سیاسی برای بریتانیای قرن بیست و یکم»، ۲۰۱۲، صص ۵۷-۵۸، انتشارات مانیفستو.
[۳] نگاه کنید به «راه بریتانیا به سوی سوسیالیسم»، ویراست نهم، ۲۰۲۰، ص ۵۴.
[۴] برای بررسی اجمالی بیشتر، نگاه کنید به «پروندۀ کمونیسم»، ۲۰۰۶، صص ۲۶-۲۷، حزب کمونیست بریتانیا.
[۵] نگاه کنید به «راه بریتانیا به سوی سوسیالیسم»، ۲۰۲۰، صص ۵۵-۵۶.
[۶] مربوط به اقلیت کورنی در منطقۀ «کورنوال» واقع در جنوب غربی جزیرۀ بریتانیا.
[۷] http://www.stuc.org.uk/files/Policy/Research-papers/peoples-draft-6.pdf
[8] Anchor institution که در فارسی به نهاد لنگری ترجمه شدهاست، در آمریکا و کشورهای انگلیسیزبان به سازمانهای بزرگ، معمولاً غیرانتفاعی و متعلق به بخش عمومی گفته میشود که پایداری درازمدت آنها با رفاه جمعیتی که به آنها خدمات ارائه میدهند ارتباط تنگاتنگی دارد. م.
[۹] برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به «مدل پرستون: یک بررسی اجمالی»؛ «مدل پرستون چیست؟»، انجمن شهر پرستون؛ «ساختن ثروت جامعه».
[۱۰] کالکتیو کاغذ سرخ (Red Paper Collective) – جنبشی کارگری برای تغییر رادیکال
[۱۱] https://www.radicaloptions.scot/
[12] https://claimthefuture.today/
[13] https://www.marx-memorial-library.org.uk
[14] نگاه کنید به «راه بریتانیا به سوی سوسیالیسم»، ۲۰۲۰، صص ۵۵.
[۱۵] همان.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.