مضحکه پشت مضحکه؛ دیروز بنیاد رئیسی امروز قبر نمادین!

به دنبال مضحکه‌ای که پیرامون تشکیل بنیاد رئیسی در فضای مجازی به راه افتاد رسانه‌های حکومت ایران از ساخت قبر نمادین با پول مرکز نوسازی مدارس استان آذربایجان شرقی در محل کشته‌شدن او خبر داده‌اند.

بالگرد حامل رئیسی و هیئت همراه، صبح ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۳ برای افتتاح سد قیز قلعه‌سی به مرز جمهوری آذربایجان و ایران رفت. این بالگرد هنگام بازگشت از مسیر سد خداآفرین تا معدن تبریز، نزدیک روستای اوزی ورزقان در شمال آذربایجان شرقی سقوط کرد.

به دنبال مجسمه‌سازی‌های مضحک از نوع مجسمه‌سازی برای قاسم سلیمانی، کارگزاران که نتوانستند برای زنده رئیسی، دستاوردی بسازند پس از معدوم‌شدنش، ظاهرا به دنبال نمادسازی از رئیسی برآمده‌اند.

اخیراً کلیپی در فضای مجازی منتشر شده که ساخت مکانی به عنوان مزار یا یادبود سرنشینان حادثه سقوط بالگرد رئیسی را نشان می‌دهد. این مکان در محل سقوط بالگرد، حوالی روستای اوزی شهرستان ورزقان، ساخته شده است. در این محل، قبرهای نمادینی برای رئیسی، خلبانان بالگرد و استاندار آذربایجان شرقی ایجاد شده است. کمی دورتر، کانکس‌هایی برای استراحت نگهبانان و تجهیزات مربوطه تعبیه شده است.

انتشار خبر این ساخت‌وساز پسابنیادسازی برای رئیسی، واکنش‌های بسیاری را برانگیخت.

رسانه‌های حکومتی نوشتند ساخت مزار برای افرادی که در آنجا دفن نشده‌اند، منطقی به نظر نمی‌رسد. اگر هدف یادآوری بود، نصب یک تابلو برای معرفی محل سقوط و نام کشته‌شدگان کافی بود. انتقال کانکس‌ها با جرثقیل و هزینه‌های سنگین، فقط برای استقرار نگهبانان قبرهای نمادین، توجیه ندارد.

بودجه نوسازی مدارس آذربایجان شرقی خرج ساخت قبر خالی رئیسی و نگاهبانانش!

اما بخش دردناک موضوع زمانی بود که منابع چنین ساخت‌وسازی مشخص گردید. بنا بر اعلام رسانه‌ها، هزینه تجهیزات و سازه‌های این پروژه از اعتبارات سازمان نوسازی و تجهیز مدارس آذربایجان شرقی تامین شده است.

این در حالی است که روستاهای مجاور محل سقوط، مدارس کپری و کانکسی دارند. سازمان نوسازی به این مدارس بی‌توجهی کرده و بودجه را بی‌فایده خرج کرده است. مشخص نیست چرا این هزینه‌ها برای محرومان منطقه و آموزش دانش‌آموزان صرف نشده است.

شوری آش به اندازه‌ای بود که رسانه‌های حکومتی نیز صدایشان درآمد. آنها نوشتند «اگر این هزینه‌ها به بهبود شرایط محرومان اختصاص می‌یافت، یاد رئیسی بهتر زنده می‌ماند. ساخت مزار برای کسی که از بحران اقتصادی کشور آگاه بود، چه توجیه منطقی یا شرعی دارد؟ شاید مسئولان تصور کرده‌اند خاکسپاری رئیسی در مجاورت حرم مطهر رضوی کافی نیست و باید در دامنه کوه‌ها یاد او را زنده نگه دارند.»!

برخی دیگر از رسانه‌های حکومتی نوشتند «این روزها که بحث وفاق مطرح است، اگر از مردم سوال می‌شد که یاد رئیسی چگونه زنده می‌ماند، کمتر کسی به ساخت قبر خالی فکر می‌کرد. چنین اقدامات بی‌فایده‌ای فقط فاصله مسئولان با مردم را بیشتر می‌کند. چرا بودجه عمومی برای قبور نمادین یا بنیادها هزینه می‌شود، در حالی که کشور با مشکلات اقتصادی فراوان روبه‌روست؟ بودجه باید صرف کاهش فقر و بهبود امکانات رفاهی، بهداشتی و آموزشی شود. ساخت قبور نمادین و بنیادها اگر برای حفظ یاد کسی است، باید از سوی خانواده یا علاقمندان تامین شود. بسیاری از نهادهای موازی وزارتخانه‌ها بودجه‌های هنگفت دریافت می‌کنند، اما پاسخگویی و نتیجه‌ای از آن‌ها مشاهده نمی‌شود.»!

دیروز بنیاد امروز قبر خالی

چنان که ذکر شد پیش از این و در روزهای اخیر، خبر تصویب اساسنامه بنیادی به نام «بنیاد بین‌المللی رئیسی» در «شورای عالی انقلاب فرهنگی» ملایان منتشر شد.

افزون بر سخره‌ای که این اقدام در بین کاربران فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی داشت، بسیاری از رسانه‌ها و کارگزاران حکومتی نیز به این موضوع واکنش منفی نشان دادند.

برخی از رسانه‌های حکومتی پیرامون تاسیس این بنیاد نوشتند «این اقدام نشان‌دهنده رویکرد نادرست مسئولان در این زمینه است. تصویب این اساسنامه واکنش‌های زیادی در افکار عمومی به همراه داشته است. هزینه‌های این بنیاد از بودجه دولت، وام بانکی و منابع دیگر تامین خواهد شد. منتقدان می‌گویند ایجاد چنین بنیادهایی با استفاده از منابع دولتی و بانکی، توجیهی ندارد.»

کاربری در شبکه ایکس نوشته است «شورای انقلاب فرهنگی، اساسنامه بنیاد بین‌المللی رئیسی را بریاست دائمی همسرش، ابلاغ کرد. خانم قرارست از بیت‌المال بردارد و اندیشه و سیره شوهرش را در سطحِ جهان، ترویج کند!! انصافا ژن علم‌الهدی در طرح بیزنس پلن اعجوبه‌ست. پول‌کردن اندیشه رئیسی، از فروش یخ به قطب دشوارترست!»

حالا و در شرایطی که ماله‌به‌دستان حاکمیت از باند خامنه‌ای توجیه و تفسیر می‌کردند که هزینه این بنیاد از محل اعتبارات دولتی نیست، موضوع ساخت قبر خالی و نگهبان برای آن در قله کوه از بودجه نوسازی مدارس جنجالی شده است.

به نظر می‌رسد آلت‌دست‌شدن و اسباب مضحکه عموم‌شدن رئیسی به دلیل گاف‌های بی‌شمار «گاماباتا، پرپکانی، آنگوزمانی» وی در زمان زنده‌بودنش کافی نبوده و پس از مردنش نیز می‌خواهند بر سیاهه دستاوردهای وی در این زمینه بیفزایند و بیشتر اسباب تمسخر و مضحکه را فراهم آورند!

[بنیاد رئیسی و تپق زدن‌های یک اصول‌گرای پشیمان!]

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)