پیشهادنامه به حاکمیت روسیه درباره فوریت کمک به گذار سکولاردمکراسی در ایران
به حاکمیت فدراسیون روسیه، نمیخواهم سرگذشت خوش یا تلخ گذشت کشور پارسایران در چند قرن گذشته با روسیۀ تزاری و شوروی تکرارکنم، آنچه که عمدتا معلوم است، سرگذشت خوشآیندی برای عموم مردمان پارسایران نبوده است، چیزی همواره از علل بسیاری اقدامات ناخوشآیند گذشت بین کشورهای ایران (پارسایران) و روسیه بوده، تمایل حاکمیتهای وقت روسیه برای دسترسی به آبهای گرم حاره ای اقیانوس هند از راه سواحل جنوبی ایران بوده است، و افزون برآن رقابت با کمپانی هند شرقی بریتانیا و سایر رقبای اروپای غربی، موجب مداخلات بوده است، اما امروزه روسیه مرز خاکی مستقیم با کشور ایران ندارد و تنها از راه دریاچۀ کاسیپن (دریای خزر) ارتباط مستقیم دریایی و هوایی دارد، با این وجود همین همسایگی دریایی و هوایی بر فراز کاسپین، خود نیز دسترسی بدون واسطه کشور ثالثی برای روسیه فاهم کرده برای دسترسی به آبهای گرم حاره ای اقیانوس هند، چننی چیزی فقط با وجود تمامیت ایران کنونی ممکن است برای روسیه، جدا مباحث ارزشها دیگر ژئوپلتیک و ژئواکنونمی و غیره، اما روسیه در چند دهۀ اخیر پس فروپاشی شوروی، بنا برنظر بسیای کارشناسان، به نوعی هم میخ زدن و هم نعل زدن دربارۀ رابطۀ کشور ایران بوده است.
به طوری کلی نظر عمده این بوده، در این حدود ۳۵ از سال فروپاشی شوروی و اعلام رسمیت کشور فدراسیون روسیه، همواره ارتباط سوءاستفادهگرانه از موقعیتهای زئوپلیتک این و در عین حال عدم همکاری برای زوپاکونمی و ارتقای روبط اقتصدی بوده است، همواره روسیه طی این ۳۵ سال، حمایت رژیم دیکتاتوری تئوکراسی شیعی آخوندیسی بعنوان ابزار چانه زنی و کارت بازی و بازیچۀ امیال منافع درست یا غلط روسیه بوده است، بارها قراردهای مهم اقتصادی و نظامی معطل یا تعلیق کرده یا کارشکنی نموده است، در اغلب قریب به اتفاق مورد همراه تحریمهای غرب به رهبری امریکا بوده و با وجودی مکرر امثالهم خواهان دست کم لحاظ کانال بشردوستانه بوده ایم (در تهاتر نفت و بقیه صادرات از ایران در مقابل واردات کالاهای بشردوستانه و مواد اولیه تولید این نوع کالاها در ایران در شرایط تحریم/ و متاسافنه یک مورد به یاد ندارم اپوزیسیون پرمدعای ضد ج.ا از این خواسته حمایت کنند!) بعنوان منتقد و مخالفت با دیکتاتوری تئوکراسی و در حمایت گذار به حاکمیت سکولاردمکراسی مبتنی بر حقوق بشر و عدالت و بدون تبعیض و فساد که نمادش مخالفت با قتل عمد اعدام تا ترور است.
امروز که دیگر در همۀ زمینهها مهم حکمرانی این رژیم ورشکسته شده است و حتی بدیهیترین و سادهترین کار یعنی سلامت سیستم آموزشی و عدم انتقادپذیری دربارۀ مدرکگرایی (به تبعش فشاد مدرک فروشی به ظاهر قانونی و فروپاشی بنیانهای تعالی علمی و فرهنگی و هنری ایران برای نسلها! و عواقب این انحطاطها علاوه در داخل به خارج سرایت خواهد کرد) و فساد آموزشی و استخدامی کاری نمیکند و امروزبر امثالهم اثبات شده عامدا این کار سیستم فساد آموزشی نمیکند و چوبش هم در زمینۀ امنیت خورده قطعا تبدیل شدن نهادهای کشوری و لشکری و امنیت به اتوبان سرویسهای جاسوسی و ترریستی خارجی و یکی اخرین مواردش انفجار پیجرها یی عواقب همین فساد آموزشی مدرکگرایی استخدامی بوده است (و از جمله سهمیهها و آپارتاید عقدیت اسلام شیعی ولایی…)، دیگر نه زمان کافی است و نه امکان اصلاح این رژیم نیست، چرا اساسا بینادهای برساخته شن این رژیم غلط و ناکارآمد و فسادزا است که بر میگردد به مبانی تئوکراسی ورشکسته در تاریخ (نمونه اش قرون وسطای اروپا) و اینجا اسلامی و شیعی، اینان با سوءاستفاده از نام جمهوری و در عمل ضد جمهوری اند و اینکه اقلیت ملای اسلامی شیعی برای خودشان حق انخصاری حکومت بدانند این افکار ابلهانه و خردسوز که همه چیز را اسلام و قران دارد و بسیاری افکار توهمی و خرافی، که نمونه اش دشمنی نابخردنه با دیگران از جمله سیاستهای غربستیزی و امریکاستیزی و اسرائیلستیزی و…!، تنها راه گذار یا براندازی این رژیم است، براندازی سخت که بسیاری امیدوارند در پس بمباران مراکز هسته ای و نظامی ایران، زمینه قیام مردمی بیایدگزینه اصلی پراگماتیسمی است، بقیۀ کارهای اپوزیسیون در ادامه نصحیت و مشاوره تنها باعث گرا گیری اجانب بری خنثی سازی طرحهای اصلاحی شده است، بخشی ناکامی اصلاحات برمیگردد به کارشکنی اجانب و عانلان نفوذی داخلی اش، از جمله آنهایی دنبال متلاشی کردن و تجزیۀ ایران هستند مانند پان بازها، در حالی متلاشی شدن و تجزیه ایران، دقیقا به زیان منافع کشورهایی است دنبال ثبات و دسترسی به کریدورهای اقتصادی غرب به شرق و شمال به جنوب هستند که در درجۀ اول به زیان روسیه تمام خواهد شد این فروپاشی و تجزیۀ ایران و البته به زیان همۀ جهانیان.
پیشنهاد میشود، همان طور بسیاری معتقدند روسیه دارای نفوذ است در رژیم، قبل بروز جنگ خارجی و داخلی در ایران، کمک کند این شبه کودتای سکولاری یا خودبراندازی یا انقلاب از بالا یا انقلاب در حکمرانی (این قبیل مفاهیم مشابه) درهمین روزها سریعتر انجام شود و حکومت تئوکراسی شیعی اسلامی آخوندیسی با گذار بدون خونریزی به حاکمیت سکولاردمکراسی انجام شود.
قطعا اگر این کمک روسیه بنماید د گذار به کولاردمکراسی و سلامت از خطر فروپاشی.، در روابط احترام متقابل و متوازن حاکمیت بعدی مردمیامیهنی (ملی) سکولاردمکراسی پارسایران با همۀ کشورهای جهان، روسیه حتی میتوان سودمندی و مزایای بیشتری داشته باشد.
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.