برجام ظریف و فرجام ضخیم
در هفتههای اخیر، حاکمیت ملایان شاهد موجی از حملات سیاسی جبهه پایداری علیه مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ملایان، به دلیل انتصاب محمدجواد ظریف، وزیر خارجه پیشین دولت روحانی، به عنوان معاون راهبردی دولت بوده است. این حملات به بهانه دوتابعیتی بودن فرزند ظریف، اما با انگیزهای فراتر از آنچه علنی بیان میشود، نشاندهنده یک نبرد سیاسی عمیقتر است.
حملات جبهه پایداری: ظاهر قضیه
قرار بود گزارش کمیسیون امنیت ملی مجلس درباره تخلف پزشکیان در انتصاب ظریف به دلیل دوتابعیتی بودن فرزندش، سهشنبه گذشته در مجلس قرائت شود. با این حال، جلسه لغو و موضوع به چهارشنبه موکول شد. اما این وعده نیز عملی نشد.
نمایندگان جبهه پایداری، از جمله امیرحسین ثابتی، نه تنها از این تعویق انتقاد کردند، بلکه رئیس مجلس، محمدباقر قالیباف، را نیز هدف حملات لفظی قرار دادند و تلاش کردند اختیارات هیئترئیسه مجلس را زیر سؤال ببرند.
نمایندگان پایداری، به بهانه قانون نحوه انتصاب اشخاص در مشاغل حساس و استناد به ماده ۲۳۴ این قانون، تلاش میکنند تا پزشکیان را به استنکاف از اجرای قانون متهم کنند. این جریان، ظاهراً با هدف نقد شخص ظریف و انتصاب او به دولت، در واقع مسعود پزشکیان را نشانه گرفته است.
ریشههای سیاسی حملات: برجام و روحانی در پسزمینه
اگرچه جبهه پایداری ادعا میکند دغدغهاش قانون و منافع ملی است، اما بررسی پیشینه این جریان نشان میدهد که مسائل فراتر از ظریف یا قانون مشاغل حساس است. از زمان آغاز کار دولت پزشکیان، جبهه پایداری سعی کرده است سیاستهای این دولت را به دوران حسن روحانی و توافق برجام پیوند دهد. یکی از نمایندگان تندرو در جریان این جدال گفت: «مسئله فقط یک نفر نیست؛ بلکه جریانی است که هشت سال کشور را به قهقرا برد و امروز کنار رئیسجمهوری ایستاده است.»
این اظهارات نشان میدهد که جبهه پایداری از حضور ظریف در دولت به عنوان ابزاری برای تسویهحساب با حامیان برجام استفاده میکند. به عبارت دیگر، این جریان سیاسی، هرگونه تلاش برای بازگشت به توافق هستهای و گشایش روابط بینالمللی را تهدیدی برای گفتمان خود میداند.
دوتابعیتیها: بهانه یا بحران واقعی؟
نمایندگان جبهه پایداری ادعا میکنند که انتصاب مقامات با فرزندان دوتابعیتی میتواند به انتقال اطلاعات و منابع حساس به خارج از کشور منجر شود. مسئله دوتابعیتی بودن فرزند ظریف، که در چارچوب مأموریتهای دیپلماتیک و مسئولیتهای بینالمللی به وجود آمده، ظاهرا بین سران سه قوا به توافق رسیده است. اما اصرار بر حذف ظریف، نه از دغدغههای امنیتی، بلکه به دلیل اختلافات سیاسی و تلاش برای حذف نمادهای سیاست خارجی دولت روحانی یعنی جناح مغلوب حاکمیت از صحنه سیاسی است.
تاکتیکهای جبهه پایداری: تکرار گذشته
حملات جبهه پایداری به ظریف و پزشکیان، بخشی از استراتژی بلندمدت این جریان برای کنترل کامل سیاستگذاری کشور است. این گروه، پیشتر نیز در زمان دولت روحانی، از برجام و سیاستهای خارجی انتقاد کرده و تلاش کرده است تا با ابزارهای قانونی و سیاسی، مسیر این دولتها را مسدود کند.
در انتخابات مجلس و ریاستجمهوری اخیر، جبهه پایداری امیدوار بود تا کنترل کامل را به دست گیرد. اما ناکامی در به دست آوردن ریاست مجلس و عدم موفقیت نامزد موردنظرشان در انتخابات ریاستجمهوری ملایان، آنها را به استفاده از روشهای تهاجمیتر از جمله به ظریف سوق داده است.
پیامدها برای دولت پزشکیان
مقابله با جبهه پایداری، یکی از چالشهای اصلی دولت پزشکیان است. این دولت که با وعده بازگشت به توافق هستهای و بهبود شرایط اقتصادی به قدرت رسید، اکنون با حملات سیاسی مداوم مواجه است. در عین حال، مقاومت پزشکیان در برابر این حملات، با واکنشهای حمایتی از سوی دیگر نمایندگان و رسانهها همراه بوده است. برخی از کنشگران سیاسی، بر این باورند که تداوم حضور ظریف در دولت، بر جدال باندی اردوی خامنهای با اصلاحطلبان قلابی دامن زده و ادامه پیدا خواهد کرد.
یعنی حملات جبهه پایداری علیه محمدجواد ظریف و مسعود پزشکیان، بیش از آنکه به قانون و امنیت ملی ملایان مرتبط باشد، نشاندهنده یک نبرد سیاسی عمیق بر سر آینده سیاست خارجی حاکمیت ملایان است. این جدال، بیانگر اختلافات سیاسی میان جریانهایی است که خواهان گشایش روابط بینالمللی هستند و گروههایی که بر سیاستهای غربستیزانه اصرار دارند.
تلاش برای حذف ظریف، نهتنها نشانهای از قدرتنمایی جبهه پایداری است، بلکه آزمونی برای دولت پزشکیان در مواجهه با فشارهای سیاسی محسوب میشود. هرگونه عقبنشینی، به معنای عقبنشینیهای پی در پی ظریفها و ضخیمها خواهد بود. با وجود آنکه پزشکیان به تمام و کمال سهم باند خامنهای را در دولت داده است.
از این رو باید منتظر ادامه این جدال ماند.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.