هم اصلاحطلبان قلابی از پزشکیان ناراضیاند هم اصولگرایان مرتجع!
با گذشت نزدیک به ۱۰۰ روز از ریاستجمهوری پزشکیان، به نظر میرسد اصلاحطلبان قلابی از عملکرد وی ناراضی و ناخرسندند.
قاعده بر این است که وقتی کسی به ریاستجمهوری میرسد یا دولتی بر سر کار میآید، «۱۰۰ روز اول» را بسیار مهم میدانند.
اعتقاد بر این است که رئیسجمهور در این ۱۰۰ روز اول، برنامهها و سیاستهای خود را مشخص میکند، چه در سیاستهای ملی و چه در سیاستهای خارجی.
بیش از «۱۰۰ روز» از انتخاب پزشکیان گذشته است، اما کابینه او تنها «۸۲ روز» فعالیت خود را آغاز کرده است.
ابراهیم اصغرزاده، نماینده پیشین مجلس و رئیس دفتر سیاسی جبهه اصلاحطلبان قلابی، درباره عملکرد پزشکیان در این ۱۰۰ روز میگوید: «آمدن پزشکیان و تشکیل دولت او نتیجه نوعی بنبست شکلی بود. از هر زاویهای که به این موضوع نگاه کنیم، ایدهای که در ذهن سیاستمداران بود که اگر حکومت یکدست شود، جامعه به گلستان تبدیل میشود و همه با هم متحد میشوند، موفق از کار درنیامده است.»
او ادامه میدهد: «تصمیمی که حکومت گرفت و تدبیری که انجام داد و پزشکیان را پذیرفت، بهمنظور گذار از وضعیت انسداد قبل بود. شاخصهای کلان اقتصادی در دولت سیزدهم منفی بود و نشان نمیداد پروژه یکدستسازی و خالصسازی به نتیجه رسیده باشد. مشابه اتفاقی که در دولت احمدینژاد رخ داد.»
اصغرزاده میگوید: «پزشکیان در این ۱۰۰ روز راهبرد مشخصی نداشته است. او اساساً فاقد راهبرد است. او سعی دارد توافقی با حکومت انجام دهد و بگوید چرا سیاستهای قبلی به ویژه سیاستهای کلان نظام به بنبست رسیدهاند. در صورتی که این توافق انجام شود، کارها پیش میروند و این با دولت خاتمی تفاوت دارد.»
اصغرزاده ادامه میدهد: «دولت احمدینژاد و دولت رئیسی هر دو کارگزار سیستم بودند و فاقد ایدهای جدید بودند. آنها صرفاً میخواستند چارچوب را حفظ کنند.»
۸۰ درصد جامعه ناراضیاند
به گفته اصغرزاده، این ابهام میتواند مشکلاتی را برای پزشکیان ایجاد کند. او نمیتواند ایدهای مرکزی ارائه دهد که اعضای کابینه بر اساس آن حرکت کنند.
اصغرزاده میگوید: «یکی از اشکالات پزشکیان این است که وفاق را به دستگاههای اجرایی و دولت محدود کرده است. اگر وفاق قراردادی بین پزشکیان و حاکمیت باشد، باید در تمامی زمینهها همکاری وجود داشته باشد. در این ۸۲ روز، پزشکیان تنها در حال ساماندهی سازمان اداری خود بوده است.»
اصغرزاده ادامه میدهد: «آن ۵۰ درصدی که در انتخابات شرکت نکردند نیز باید در نظر گرفته شوند. اگر وفاق به این مفهوم باشد که رئیسجمهور این موضوع را به عنوان مأموریت خود قرار دهد و بگوید که من با حکومت به وفاق میرسم برای پیشبرد سیاستهای کلان نظام، این سؤال پیش میآید که مگر خاتمی یا روحانی وفاق نداشتند؟»
اصغرزاده میگوید: «وفاق ایدهای مشخص نیست، بلکه یک روش توافق است. باید مشخص شود بر سر چه موضوعی توافق میشود و این «چه» همان حلقه مفقوده است. در این کشور ۵۰ درصد در انتخابات شرکت نکردند و در نظرسنجیها حدود ۸۰ درصد جامعه ناراضی هستند. بنابراین، وفاق نمیتواند به تنهایی بقای سیستم را تضمین کرده و مشکلات حکومت را حل کند. وفاق باید این شکاف عمیق را نیز در نظر بگیرد.»
اصغرزاده اضافه میکند: «شاید پزشکیان در نظر دارد که اگر شرایط نرمال شود، بتوان کاری انجام داد. در دولت خاتمی برخی کفن پوشیدند، گروهی لباس شخصی بودند، گروهی خودسر عمل میکردند. به اتوبوس گردشگران آمریکایی حمله کردند و قتلهای زنجیرهای رخ داد. پزشکیان از این اتفاقات درس گرفته است و به جای اینکه از روز اول، کفنپوشان به خیابان بریزند، روشی به کار میگیرد که به شرایط نرمال بازگردد و مراحل را به تدریج طی کند.»
هشدار به پزشکیان از قیام و اعتراضات مردم عاصی
او ادامه میدهد: «در دولت حسن روحانی نیز با مقاومت روبهرو بودیم. در کشور دولت در دولت و دولت موازی داریم. این وضعیت ناشی از ساختار قدرت است. در دولتهای رئیسی و احمدینژاد دولتهای پنهان وارد کابینه شدند و پشت میزها نشستند. پزشکیان فکر میکند که میتواند کشور را به وضعیت عادی بازگرداند، اما تا کنون دستاوردهای او قابل توجه نبودهاند.»
اصغرزاده به نارضایتی مردم از دولت پزشکیان اشاره کرده و میگوید: «افکار عمومی تا اینجا نظر مثبتی ندارد و پیامهای مثبتی از افکار عمومی دریافت نشده است. ۵۰ درصد جامعه که رأی ندادهاند ناراضی هستند و ۲۷ درصدی که به پزشکیان رأی دادهاند، انتظار بیشتری از وضع موجود دارند و منتقد حکومت هستند. باید دید که آیا این احساسات مردم و قهر آنها مانع کار پزشکیان خواهد شد یا نه. در واقع، پزشکیان و انتخابات مسئله ثانویهای است. ما جامعهای ناراضی داریم که باور نمیکند این حکومت برای کشور کاری میکند. این مسئله اصلی دولت است.»
در نهایت او حرف اصلی را میزند که «اگر در خیابان مقاومت آغاز شود، دولت با مشکلات جدی روبهرو خواهد شد. در خیابان، کنترل در دست نیروهای نظامی است و نقشی برای پزشکیان باقی نمیماند. اگر اوضاع به خیابان کشیده شود، همان دستاوردهای اندک هم از دست خواهند رفت و به پایان خواهند رسید. قاعده این است که پزشکیان باید بگوید که نماینده رأیدهندگان و ناراضیان است. این حرف نیاز به شجاعت دارد. با چنین پشتوانهای میتواند با حاکمیت به توافق برسد نه با مردم.»
حرفها نه سخنان باند مقابل است و نه به قول مرتجعان ملایان، «دشمنان نظام». حرفها از بطن اصلاحطلبان قلابی برخاسته و هیچ توضیح اضافی نیست.
[چرا اصلاحاتیها از پزشکیان سرخورده شدهاند؟]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.