سپاه پاسداران اهرم اصلی سرکوب حاکمیت ملایان
از آغاز انقلاب ۱۳۵۷ در ایران و تشکیل حاکمیت ملایان، شکلگیری نهادهای جدید برای حفظ نظام و قدرت سیاسی، منجر به تأسیس سپاه پاسداران شد.
این نهاد در ابتدا بهعنوان محافظ انقلاب و دستاوردهای آن معرفی شد، اما بهمرور به یکی از اصلیترین ارگانهای سیاسی، نظامی و اقتصادی حکومت تبدیل شد.
در طول بیش از چهار دهه، سپاه پاسداران از قدرت و اختیارات بالایی برخوردار بوده و در سرکوب اعتراضات مردمی و مطالبات معیشتی و حقوقی نقش کلیدی داشته است.
در تاریخ اعتراضات مدرن ایران، سرکوب اعتراضات مدنی و سیاسی به ویژه در دوره حکومت ملایان به وضوح دیده میشود.
این اعتراضات که در موارد مختلفی در دورههای مختلف شکل گرفتهاند، پاسخ مشابهی از سوی حکومت و نهادهای امنیتی از جمله سپاه پاسداران دریافت کردهاند.
نخستین اعتراض بزرگ پس از انقلاب، اعتراضات تیرماه ۱۳۷۸ بود که دانشجویان به اصلاحات سیاسی و آزادیهای اجتماعی امیدوار بودند.
در جریان این اعتراضات، نیروهای امنیتی با خشونت علیه دانشجویان، نخستین نشانههای سرکوب سیستماتیک اعتراضات مدنی را به نمایش گذاشتند.
اعتراضات گسترده بعدی در سال ۱۳۸۸ به دنبال انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت.
در آن سال، اعتراضات میلیونی مردم به نتیجه اعلامشده انتخابات با سرکوب شدیدی مواجه شد.
مردم خواهان احترام به آراء خود بودند و با تظاهرات مسالمتآمیز، این خواستهها را اعلام کردند.
سپاه پاسداران و نیروهای بسیج با استفاده از زور، بازداشت گسترده و ضرب و شتم معترضان، تلاش کردند تا صدای مردم را خاموش کنند.
اعتراضات سالهای ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ نمونههای دیگری از سرکوب بیرحمانه معترضان توسط سپاه پاسداران و نیروهای وابسته به آن بود.
در دیماه ۱۳۹۶، اعتراضاتی در اعتراض به وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم آغاز شد.
سپاهی که نام ایران ندارد و حافظ انقلاب اسلامی ملایان است!
این اعتراضات که از مشهد شروع شد، مردم با شعارهای ضدحکومتی، اعتراض خود را به فساد و ناکارآمدی نشان دادند. سپاه پاسداران به سرعت وارد عمل شد و این اعتراضات را سرکوب کرد.
در آبان ۱۳۹۸، پس از افزایش ناگهانی قیمت بنزین، موج دیگری از اعتراضات آغاز شد که یکی از گستردهترین و خونینترین سرکوبهای حکومتی را به دنبال داشت.
بر اساس گزارش خبرگزاری رویترز، سپاه پاسداران در جریان این اعتراضات بیش از ۱۵۰۰ نفر را به قتل رساند و دهها هزار نفر را بازداشت کرد.
بسیاری از دستگیرشدگان در زندانها تحت شکنجه قرار گرفتند و تعدادی نیز جان خود را از دست دادند.
این سرکوب بیرحمانه و خشونتآمیز، عمق بیتفاوتی حکومت به خواستههای مردمی را نشان داد و نقش سپاه پاسداران بهعنوان بازوی سرکوبگر حکومت بیش از پیش آشکار شد.
از سوی دیگر، اعتراضات سال ۱۴۰۱ پس از قتل حکومتی مهسا امینی، شکل گرفت. این اعتراضات که در سراسر کشور به سرعت گسترش یافت، با واکنش خشن سپاه پاسداران و دیگر نیروهای امنیتی مواجه شد.
در جریان این اعتراضات، بیش از ۷۵۰ نفر توسط نیروهای امنیتی کشته شدند و صدها نفر نیز بازداشت و تحت شکنجه قرار گرفتند.
علاوه بر آن، بسیاری از معترضان از ناحیه چشم مجروح شدند و از بینایی خود محروم شدند.
این موج از اعتراضات نشان داد که سپاه پاسداران و دیگر نیروهای حکومتی، همچنان از هیچ ابزاری برای سرکوب و خفه کردن صدای اعتراض مردم دریغ نمیکنند.
اما سرکوب اعتراضات مردمی تنها محدود به اعتراضات سیاسی نبوده است. اقشار مختلفی از جامعه ایران نیز که خواستههای صنفی و اقتصادی داشتهاند، توسط سپاه پاسداران سرکوب شدهاند.
معلمان، پرستاران، کشاورزان، بازنشستگان و حتی مالباختگان که در پی دستیابی به حقوق صنفی و معیشتی خود بودهاند، نیز بارها با خشونت و سرکوب مواجه شدهاند.
سپاه پاسداران و سرکوب در تمامی حوزهها، حتی صنفی و معیشتی
سپاه پاسداران نهتنها در مسائل امنیتی و سیاسی، بلکه در حوزههای صنفی و اقتصادی نیز به ابزار سرکوب تبدیل شده است.
با توجه به این تاریخچه، روشن است که سپاه پاسداران به عنوان یک نیروی نظامی-سیاسی، برخلاف آنچه که بهعنوان «حفاظت از امنیت» معرفی میشود، در واقع به بازوی سرکوب مردم و ابزاری برای حفظ حاکمیت ملایان تبدیل شده است.
این نهاد نظامی با استفاده از منابع اقتصادی عظیمی که در اختیار دارد، بر بخشهای مختلف اقتصاد، سیاست و اجتماع مسلط شده و با هرگونه اعتراضی که تهدیدی برای حاکمیت ملایان محسوب شود، به شدیدترین شکل ممکن برخورد میکند.
در نتیجه، با توجه به نقشی که سپاه پاسداران در سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز مردم ایران ایفا کرده است، قرار دادن این نهاد در لیست گروههای تروریستی کشورهای مختلف و اتحادیه اروپا میتواند تأثیرات مهمی بر کاهش اقدامات سرکوبگرانه این نهاد داشته باشد.
این اقدام میتواند باعث محدودیت در منابع مالی، بینالمللی و همچنین کاهش قدرت سرکوب داخلی سپاه پاسداران شود.
لیستگذاری سپاه بهعنوان یک گروه تروریستی، به دیگر کشورها این امکان را میدهد تا از همکاریهای مالی و تجاری با این نهاد جلوگیری کنند و مانع دسترسی سپاه به منابعی شوند که برای سرکوب و کنترل جامعه ایران استفاده میشود.
بنابراین، این لیستگذاری نهتنها یک اقدام تنبیهی بینالمللی به شمار میآید، بلکه میتواند بهعنوان یک حمایت از حقوق مردم ایران در برابر سرکوبهای خشونتآمیز سپاه پاسداران و دیگر نهادهای امنیتی حکومت ایران عمل کند.
چنین اقدامی باعث محدود شدن قدرت و اختیارات سپاه در داخل کشور میشود و دست این نهاد را در سرکوب اعتراضات مردم ایران خواهد بست.
[سومین افشاگری در مورد دستوالعمل فرمانده کل سپاه پاسداران برای سرکوب قیام]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.