رشد بیسابقۀ اعتیاد و مصرف سوء مواد مخدر بویژه مخدرهای صنعتی در جامعۀ ایران بیداد می کند. کشیده شدن فزایندۀ زنان به این ورطه نیز پیامدهای وخیم تری به بار آورده است. زنان که در این زمینه آسیب پذیرتر از مردانند، با لطمات دردناکتری روبرو اند. شیوع این پدیده در زنان زمانی چشمگیرتر می شود که با بی خانمانی، کارتن خوابی و تکدی وسیع زنان معتاد و رانده شده از سرپناه و جامعه مواجه ایم. زنانی که بدون هیچ گونه حمایت مادی و عاطفی به حال خود واگذاشته شده و در خیابان ها رها گشته اند، بیش از هر زمان تحت انواع آزارها، تحقیر، خشونت و مشکلات از هویت مستقل انسانی خود تهی می گردند. در این میان نهادهای دولتی و مسئول مطابق معمول، با بودجه هایی که حیف و میل می کنند، از زیر بار وظایف خود شانه خالی می کنند و بیشرمانه به معضلاتی که حاکمیتشان مسبب آن است دامن می زنند.

“۱۵ درصد از معتادانی که در تهران ولگردی می کنند، زن هستند … شهرداری هنوز نتوانسته برای زنان گرمخانه ایجاد کند تا حداقل این گونه زنان حداقل شب ها در پارک ها و مکان های نامناسب نباشند و این به دلیل عدم پذیرش اجتماع برای ایجاد چنین مکانی است. ” (آرمان ۹/۸/۹۲)

“۲۵ درصد متکدیان را زنان و مابقی را مردان تشکیل میدهند که این میزان نشان دهندۀ رشد متکدیان زن نسبت به سال های گذشته است … در کنار متکدیان زن، تعداد زنان بی خانمان هم افزایش پیدا کرده … زنان متکدی دو گروه هستند، یک گروه کسانی که به همراه خانواده تکدی گری می کنند، یک عده دیگر هم زنانی هستند که تنها هستند و چون درآمدی ندارند برای امرار معاش خودشان این کار را می کنند. این موارد همراه با سایر آسیب های اجتماعی افزایش پیدا می کند. وقتی اعتیاد، ایدز، طلاق و بیکاری زیاد می شود باید منتظر افزایش تکدی گری اقشار مختلف هم بود. عده ای از زنانی که در خیابان به دنبال کسب درآمد از راه تکدی گری هستند، معتادند، عده دیگری مبتلا به ایدز هستند، برای عده ای از آنها جایی در خانه نیست و عده ای هم برای تأمین معاش این کار را انجام می دهند. اگر به ۱۰ ، ۱۵ سال گذشته برگردیم با متکدیان زن و دختر کمتری مواجه بودیم اما الآن اینطور نیست.” (شرق ۲۲/۴/۹۲)

ابعاد وسیع به خیابان کشیده شدن زنان به دنبال کسب درآمد در تمامی اشکال از دستفروشی تا تکدی، روسپیگری و اعتیاد در کنار کودکان کار و خیابان، به دنبال موج فزاینده بیکاری، اخراج سازی، عدم پرداخت دستمزدهای معوقه، دریافتی ناچیز بازنشستگان و مستمری بگیران، امری اجتناب ناپذیر گردیده و بازتاب این شرایط بر محیط زندگی توده های زحمتکش بازتولید همین چرخۀ فلاکت بار می باشد. در خانواری که ماه ها حقوق به تعویق افتاده، درآمد ناچیز یا فاقد درآمد است، مسکن و تغدیه، بهداشت و درمان، تحصیل، تفریح و سرزندگی، معنایی ندارد، پس زنان و کودکان تحت فشار ناچار به حضور در خیابانند. برای اقلیت سرمایه دار و زمیندار حاکم تنها حفظ موقعیت موجود و بقای خود که با پشتوانۀ اعمال سیاست سرکوب و ستم قرون وسطایی درهم تنیده است، قابل اعتنا بوده و تمامی مصائب درگیر جامعه را یا  کتمان و پرده پوشی می نمایند و یا از گردۀ توده ها خرج وصله پینه کردن سیستم معیوب سرمایه داری حاکم را بیرون می کشند:

“مبارزه با اعتیاد نباید محدود به ستاد مبارزه با مواد مخدر باشد. کل بودجه ای که مجلس برای این کار در نظر می گیرد عدد کوچکی است که کفاف هزینه هایی که در این بخش می شود را نمی دهد. … برای درمان اعتیاد هر فرد در ایران ۵۰۰ هزار تومان هزینه می شود. آورده دولت برای درمان هر فرد در این میان ۳۰ هزار تومان یعنی رقمی کمتر از ۱۰ درصد هزینه های درمان است. مابقی این رقم توسط مردم پرداخت می شود. … بیش از ۹۰ درصد درمان توسط مردم انجام می شود.” (آرمان- ۹/۸/۹۲)

از سوی دیگر رشد اعتیاد در جامعه و افزایش چشمگیر آن در میان زنان، رشد نفع اقتصادی اقلیت حاکم را به دنبال دارد. نقش باندهای وارد کننده مواد مخدر و توزیع کنندگان وابسته به ارگان هایی نظیر سپاه قدس و سلاطین حکومتی در این صنعت پرسود، بسیار پُر رنگ و مؤثر است.

حل قاطع این معضل در کنار تمامی عرصه های دیگر پاسخی قاطع و کوبنده می طلبد که از عهده و توان سودپرستان انگلی که از خون و دسترنج توده های محروم فربه تر می گردند، خارج است. رهائی جامعه از شر اعتیاد، مستلزم مبارزه و قطع چنگال های سیاه و خونین اختاپوس جمهوری اسلامی از رگ های حیات جامعه است. تنها کارگران و زحمتکشان قادرند سرزندگی و آسایش را در رگ های خشکیده جامعه جاری سازند، و شکوفایی و اعتلای نسلی توانمند از زنان، مردان و کودکان را مدیریت کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)