تو را دوست دارم
تو را با همین چشم‌های هراسان
تو را دوست دارم
تو را در زمستانِ بیداد
تو را ای صدایِ صداها
تو را ای خیالِ رهایی
در این شب که یلداست
در این عسرت، این وهم، این بی‌پناهی

تو را با چه نامی بخوانم؟
به نامی که زیباترین است،
نامی که داری؟
بخوانم تو را بختِ بیدار
بنامم تو را روشنی، روشنایی؟
تو را ماه
تو را مهر
تو را مهربان، مهربانی؟
تو را با چه نامی بخوانم؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)