غول هزینه مسکن، همه درآمد را میبلعد
هزینه مسکن در سبد هزینه خانوار از اواخر دهه ۹۰ به غول درآمدخوار خانوارها تبدیل شده است.
این غول در حال حاضر در مناطق شهری با شدت بیشتری بهکار گرفته شده و نزدیک به نیمی از هزینه زندگی شهروندان را میبلعد.
طبق آمار رسمی از وضعیت «هزینه مسکن»، این هزینه در زندگی خانوارهای شهری ۳۱ استان افزایش چشمگیری داشته است.
سهم این هزینه در سال ۱۴۰۲ به ۴۲.۴ درصد رسید، در حالی که در سال ۱۴۰۱، این رقم ۳۸ درصد بود.
در استان تهران این سهم حتی به ۵۶ درصد نیز میرسد.
در کلانشهرها، وضعیت مشابهی وجود دارد و مشکل افزایش هزینه مسکن بسیار ملموس است.
در دهه ۸۰، اجارهنشینها فقط ۲۸ درصد از درآمد خود را به هزینه مسکن اختصاص میدادند.
اما از دهه ۹۰ به بعد، این رقم بهطور مداوم افزایش یافت.
براساس استانداردهای جهانی، سهم هزینه مسکن نباید از ۳۰ درصد درآمد خانوار تجاوز کند.
در غیر اینصورت، کیفیت زندگی خانوارها کاهش مییابد و رفاه آنان تحت تأثیر قرار میگیرد.
این افزایش شدید هزینه مسکن به دلایل مختلفی رخ داده است، اما یکی از دلایل اصلی آن، رشد بیرویه قیمتها و تورم است که فشار بسیاری بر ساکنان شهری وارد کرده است.
بررسیها نشان میدهد که خانوارهای تهرانی در سال ۱۴۰۲، ۵۶ درصد از درآمد خود را به هزینه مسکن اختصاص دادهاند.
این سهم در کل کشور به ۴۲.۵ درصد رسیده است.
این افزایش مداوم هزینه مسکن باعث شده که خانوارهای بسیاری مجبور شوند بخشی از هزینههای دیگر خود را کاهش دهند یا به حاشیه شهرها مهاجرت کنند تا بتوانند هزینههای سرپناه را تأمین کنند.
عدم توان خرید و رو آوردن به اجاره
در این شرایط، کنترل تورم عمومی و تورم مسکن، تنها راهکار کاهش هزینههای مسکن است.
در سال ۱۴۰۲، متوسط سهم هزینه مسکن از درآمد خانوارهای شهری در کل کشور به ۴۲.۴ درصد رسید.
این در حالی است که حداکثر میزان مجاز براساس استاندارد جهانی ۳۰ درصد است.
دادههای مرکز آمار نشان میدهد که ساکنان ۱۵ استان از ۳۱ استان کشور بیش از ۳۰ درصد درآمد خود را به مسکن اختصاص میدهند.
این سهم در دهه ۸۰ کمتر از ۳۰ درصد بود، اما از میانه دهه ۹۰ به بعد، بهطور مستمر افزایش یافت و در سال ۱۳۹۵ به ۳۴ درصد رسید.
از سال ۱۳۹۷ به بعد، این افزایش با شدت بیشتری ادامه یافت.
بازار مسکن از سال ۱۳۹۷ به بعد با جهشهای قیمتی مواجه شد که باعث شد تا سهم هزینه مسکن در سبد خانوار بهطور مستمر افزایش یابد.
همزمان با افزایش قیمت مسکن، تورم عمومی نیز شدت گرفت و تورم اجاره بها تابعی از این تورم شد.
این شرایط باعث شد تا بسیاری از خانوارها که توان خرید مسکن را نداشتند، به بازار اجاره روی آورند.
این موضوع باعث افزایش متقاضیان اجاره مسکن و در نتیجه، افزایش هزینههای اجاره شد.
طبق دادههای مرکز آمار، ساکنان کلانشهرها بیش از ساکنان شهرهای کوچکتر با مشکل تامین هزینه مسکن مواجه هستند.
در حالی که در استان تهران، ۵۵.۸ درصد از درآمد خانوارها به مسکن اختصاص مییابد، این رقم در استانهای فارس ۴۸.۸ درصد و البرز ۴۴.۷ درصد است.
همچنین، در استان اصفهان، ساکنان در سال ۱۴۰۲ حدود ۳۸.۹ درصد از درآمد خود را برای مسکن هزینه کردهاند.
زدن از سبد خوراکی برای تامین هزینه مسکن
در استانهای خراسان رضوی و آذربایجان شرقی، این سهم به ترتیب ۳۶.۵ درصد و ۳۳.۸ درصد بوده است.
برخی استانها مانند خوزستان و کرمانشاه وضعیت بهتری دارند و ساکنان آنها درصد کمتری از درآمد خود را صرف مسکن میکنند.
در استان خوزستان این رقم ۲۵.۸ درصد و در کرمانشاه ۲۲.۸ درصد است. اما میانگین هزینه مسکن برای ساکنان استان تهران ۵۸.۸ درصد است و در شهر تهران این رقم حتی بالاتر است.
اگرچه آمار رسمی وجود ندارد، اما بررسیهای میدانی نشان میدهد که برخی خانوارهای تهرانی تا ۷۰ درصد از درآمد خود را به هزینه مسکن اختصاص میدهند.
با توجه به اینکه تامین مسکن ضرورتی غیرقابل جایگزین است، خانوارهای ساکن کلانشهرها ناچارند شرایط زندگی خود را با افزایش هزینههای اجاره تطبیق دهند.
در این شرایط، بسیاری از خانوارها مجبور میشوند از سایر هزینههای ضروری خود مانند مواد غذایی، تفریح و پوشاک بکاهند تا بتوانند هزینه مسکن را تأمین کنند.
این موضوع بهطور مستقیم کیفیت زندگی آنان را کاهش میدهد و به مرور زمان باعث کاهش تولید و خدمات در کشور خواهد شد.
تورم شدید در بخش مسکن و افزایش سهم هزینه مسکن در سبد خانوارها، رفاه عمومی مردم را به شدت تحتالشعاع قرار داده است.
این شرایط، سلامت جسم و روان مردم را تهدید میکند و نارضایتی از عملکرد دولتها را افزایش میدهد.
برای مقابله با این بحران، کنترل تورم عمومی و کاهش تورم مسکن ضروری است.
با کنترل قیمت مسکن، بخشی از متقاضیان اجارهنشینی میتوانند صاحب خانه شوند و این موضوع به کاهش فشار در بازار اجاره کمک خواهد کرد.
[افزایش هزینه مسکن یعنی افزایش بی سرپناهی!]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.