اگر بگذارند حقایق… را بگویم!، جمهوری اسلامی ایران، جمهوری سوسیالیستی ویتنام نیست، با خیانت قوای مسلح حاکمیت دیکتاتوری شبه سکولاری تاج را تحویل به دیکتاتوری تئوکراسی ولایی دادند!، آیا قوای مسلح بجای شبه کودتای سکولاردموکراسی برای حاکمیت حقوق بشری، ج.اها می‌خواهند از سرنوشت قذافی شدن بگریزند؟!، بعیدست!، بخت اندکی دارید، تابستان مهمی را از دست با تکرار شوآف انتخابات نمایشی!، روزی که گفتند اجازه دهید در ثبت نام ریاست جمهوری، آقایانی با کروات یا خانم‌هی بی‌حجاب بیایند ثبت نام کنند، تا سیگنال وقعی انقلاب از بالا داده شود، نکردند این نمادشکنی را!، گفتید، این می‌توانند هم نظام کشور و نه نظام ج.ا را نجات خواهد داد، بلاهت و بزدلی‌شان ادامه دادند!، گفتند به شمایان که نوع گذار مسالمت‌آمیز تنها همین قابل تصور است (شبه کودتای سکولاری… آرمانیه‌ها ارائه دادند دو سال پیش تا کنون)، نگذارید خون‌های بیشتری از طرف‌های مختلف بریزد، جلوی نابودی جان‌ها بگرید، خودتان و مردم عادی به مهلکۀ فروپاشی کامل نکشانید، هی به امثالهم تهمت زدند و ناسزا گفتند و سادیسم سیاسی و اجتماعی و زیستی بر منتقدان مستقل اعمال کردند!، طی بیش از دو دهه انواع راه حل‌ها را امثالهم ارائه دادیم، همه انواع گذار از مسائیل مطرح و بررسی کردیم، گفتیم، در واماندگی سیستمی آچمزگونه هستید، گفتیم امثالهم این راه راه نروید، گفتیم، هر ایده هر چقدر خوب و کارآمد باشد، دارای تاریخ انقضاء است، در دجهان ایده‌ها چند روز تا نهایت شش ماه است، این کرای عراقچی می‌گویند از جانب نظام ج.ا انجام دهد، مربوط به زمان آغاز شروع بایدن بود، روحانی بود گفت قانون راهبردی اشتابه است، گفتیم بله از یک ی اشتابه بود اگر ترامپ برجام پاره نمی‌کرد، بزدلی کرید ۹۰% نکرید غنی‌سازی و جرئت ساخت بمب اتم نداشتید که مدل کره شمالی اجرا کنید، اما اکنون همۀ آن ایده بی‌اثر شده، شما فقط و فقط یک راه حل گریز از مهلکه کامل دارید، که به شبه کودتای سکولاری مطرح می‌شود، حتی برخی جزئیات و موارد نمادین و ساختاری کار گفتند، ولی چه کنیم در اذهان بیمار ایدئلوگ زده و بدنۀ به شدت فاسد و زیستاری انگل‌واری که درست کرید، جزئتش ندارید از این اندک توان_زمان محدود چند هفته ای باقی‌ماند‌تان بکار بندید برای کودتای شبه سکولاری. این شرکت سهامی سرمیه‌داری دزدسالاری‌تان ورشکسته شده است، بجای نشستن پای میز مذاکره با دشمنی که دیگر تصمی گرفته گوآدالوپ ۲ اجرا و دیکتاتوری تئوکراسی ولایی عمامه ای دوباره به دیکتاتوری شبه سکولاری تاج تحویل دهد!، یک بار هم شده کاری بریا شرافت انسانی کیند و در این سرزمین رنج چند هزارسالۀ استبداد سلطانیسمی، حاکمیت را تحویل عموم مردمی بدهید که تا حدی زیادی- نبود و البته نیاز مبرم- به حقوق بشر و دموکراسی واقعی و تمدن جهانی درک کرده اند، با تمام تلیغات مغزشویی که کردند، جنبش ۱۴۰۱ ب تحریف کشاندند از مطالبات حقوق بشری به حداقلی روبنایی چون حجاب تا پان بازی اسلام‌ستیزی افراطی و تندمزاجی، سادیسمی که دو سال بر ایرن تحمیل کردند آرزومندان متوهم اشرافیت سلطانیسمی، کسانی اکثریت فردستان به وعده‌های پوچ و ناشدنی تمدن و مدرنیته و رفاه می‌فریبند، در حالیکه سرانشن حتی یک مورد حاضر نشدند به ابزارهای لازم برای عدالت توزیعی و فقرزُدایی سریع و فوری تن دهند، یک مورد مسئولیت‌پذیری قبول نکردند، تا آنجا کراهت دارند “حقوق بشر” در سخنرانی‌هایشان بگویند، دد اصلی جهان بشریت، حقوق بشر است، با هیاهوی شعارهای پوپولیستی و نمایش کارت‌پستالی، نهای سوءاستفاده از احساسات میهن‌دوستی کردند، به مدت ۴۵ سال است از مدیریت میهن‌پرستی ایران پهلوی و ج.ا می‌گویند و در ظاهر از برساختن مفهوم جدید “دولت‌ملت”و خطر تجزیه بر اثر اختلاف قومی می‌گویند (این در حالی است طولانی‌ترین حکومت تاریخ این فلات متعلق به پارتیان اشکانی است که بیش از ۴۰۰ سال و بنا به برآوردی از بدو ظهور تا سقوطشان نزدیک ۵۰۰ سال بوده که ساختار بر اساس شبه فدرالیسم امروزی بوده و با کودتای مذهبی یا شبه تئوکراسی اردشیر پاپکان رخ داد، زرتشت شبه افسانوی در گاتها است که زبانش فرق دارد با زبان اوستای ساسانی! چا این نکته‌ها را عامدا نادیه می‌گیرند!)، اما مرزها خلیج فارس از ایالت پارس کهن جدا کردند، با وجودی شعار مخالفت با ناسیونالیزم افراطی قومی و مخالفت با فدرالیسم می‌گویند، اما طی حدود سال حکومت‌های پهلوی و ج.ا، استان‌ها را ایجاد کردند اصلا نیازی نبود، این استان‌ها بر مرزهای قومیی و با نام قومیی ایجاد کردند (در همان ترکیۀ آتاتورکی و متهم به پان‌ترکیستی این حماقت‌های سیاسی و ژئوپولتیکی نکردند)، پارس از نام دوگانه ایران حذف کردند، خودشان اسباب اختلاف شدند، استان کردستان درست کردند، خود کردگراها معترض هستند همۀ مناطق کردنشین شامل این استان نشده!، ترک‌گرا و کردگرا و بلوچ‌گرا و عرب‌گرا و… هرگز این استان‌سازی‌ها قبول نکردند و گفتند مناطق قومییت ما را فارس‌ها تجزیه کردند!، اما فارس‌ها، خودشان بزرگترین بازنده پان بازی ایران‌گرایی پهلوی و ج.اها شدند!، مناطقشان تکه تکه شد به بهانه توزیع مدیریت استانی، بدترینش جدایی ایالت باستانی پراس از سواحل خلیج فارس بوده است!، پهلوی و ج.اها با فدرالیسم قومی مخالف کردند، اما عملا کشور را تبدیل به سیستم ارتجاعی خانخانی و ملوک الطوائفی تبدیل کردند!، هم فارس‌ها و و غیر فارس‌ها ناراضی هستند!، با کارهای اشتباهای در فرهنگستان دوم و سوم شد، زبان فارسی دری را ضربات مهلکی زدند و تضعیفش کردند، هویت پارسی اکثریت قاطع مردمان ایران را تا مرز نابودی کامل بردند و از پارسی صرفا یک زبان ضعیف رسمی مانده است (البته گویش رسمی دیوانی زبان پارسی دری- از میان انبوه گویشان پارسی که از میانه دوران پرثوی تیسفون پدیدار گشته- در میان بومیان این فلات همچنان نیمه جان است)!، فارسی‌ستیزی به اسم ایران‌گرایی تا مطالبات قومی، به حدی است که هر مطلب و صدای منتقد و تحلیل‌گری اندکی به ین حقایق بپردازد را سانسور و سرکوب و حتی اقدامات تروریستی- آشکار یا روش‌های غیر آشکار- حذف فیزیکی می‌کنند! احتمال قریب به یقین، بخش اعظم این ها از توطئه‌های محافل شبه مخفی است، کاری کردند زبان فارسی که سرمایه تاریخی و فرهنگی و میراث مشترک همگانی مردمان این فلات است و صرفا متعلق به اتنیک پارسی نیست، را عامل تفرقه و نزاع نمایاندند!…

 

کلیدواژگان دنبال کنید

برچسب‌ها: | | | | | | | | | | | | | | | | | | | |

https://www.tribunezamaneh.com/archives/387545

https://www.tribunezamaneh.com/archives/author/eco2ir

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)