گرانی و تورم و سفره خالی مردم

گرانی و تورم افسارگسیخته در سال‌ها و ماه‌های اخیر نان را از سفره مردم ایران ربوده و معیشت مردم را در تنگنا و مضیقه قرار داده است.

خریدهای روزانه خانوار به‌خوبی نشان می‌دهد که قیمت اقلام خوراکی به‌طور مداوم افزایش می‌یابد.

افزایش قیمت‌ها به‌قدری محسوس است که اعتراضاتی مانند «چرا قیمت‌ها دائماً بالا می‌رود؟» به گوش می‌رسد.

از منظر علم اقتصاد، دلایل افزایش قیمت‌ها و گرانی وابسته به زمان، مکان و نوع محصول متفاوت است.

هر کالا تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار می‌گیرد که ممکن است به افزایش یا کاهش قیمت آن منجر شود.

عواملی که قیمت کالاها را تحت تاثیر قرار می‌دهند شامل شرایط عرضه و تقاضا، تحولات جهانی، سیاست‌های دولت و حکومت ایران، شوک‌های اجتماعی، سیاسی، بهداشتی و اقتصادی است.

میزان و جهت اثرگذاری این عوامل بر قیمت کالاها متفاوت است.

«غذا» نیز یکی از این کالاهاست که علاوه بر این عوامل، تحت تاثیر شرایط جغرافیایی، اقلیمی، آفات و بیماری‌ها، سیاست‌های حکومتی، و مدیریت سیستمی قرار دارد.

افزایش قیمت مواد غذایی و گرانی آن نیز بسته به دوره زمانی و شرایط موجود به میزان تاثیرگذاری هر عامل بستگی دارد.

افزایش و گرانی قیمت‌ها نه‌تنها بر زندگی روزمره انسان‌ها، بلکه بر زندگی جانوری و گیاهی نیز تاثیر منفی دارد.

نادیده گرفتن یا ساده‌سازی این مسئله می‌تواند به پیامدهای جبران‌ناپذیر و گاهی غیرقابل بازگشت منجر شود.

در سال‌های اخیر، افزایش قیمت مواد غذایی در حکومت ایران به سطحی بی‌سابقه رسیده است، به‌طوری‌که برخی اقلام غذایی حتی بیشتر از کالاهای غیرخوراکی افزایش قیمت داشته‌اند.

براساس گزارش مرکز آمار، در مردادماه سال ۱۴۰۳ نرخ تورم در دوازده ماه منتهی به این ماه نسبت به دوره مشابه سال گذشته ۳۴.۸ درصد بوده است.

گرانی شدید اقلام خوراکی در یک سال اخیر

این بدان معناست که خانوارهای ایرانی ۳۵ درصد بیشتر از مرداد ۱۴۰۲ برای خرید همان کالاها و خدمات هزینه کرده‌اند.

نرخ تورم مواد خوراکی ۳۰.۱ درصد و کالاهای غیرخوراکی ۳۷.۳ درصد اعلام شده است. بیشترین تورم مربوط به گوشت قرمز و ماکیان با ۵۸.۳ درصد بوده است.

این ارقام نشان از افزایش شدید قیمت مواد غذایی و گرانی مواد غذایی در حکومت ایران دارد.

تورم سالانه میوه و خشکبار ۳۲.۴ درصد و سبزیجات ۲۵ درصد بوده است.

این تورم و گرانی افسارگسیخته، که ناشی از عوامل مختلفی است، باعث شده است که خانوارها روز به روز توان خرید خود را از دست بدهند.

کاهش قدرت خرید به کاهش مصرف و وخیم‌تر شدن امنیت غذایی منجر شده است.

در مرداد ۱۴۰۳ قیمت قارچ ۱.۵ برابر، سیب‌زمینی ۱.۱ برابر، پیاز ۱.۷ برابر، خربزه ۱.۶ برابر و فلفل دلمه‌ای ۱.۳ برابر نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافته است.

این افزایش شدید قیمت‌ها و گرانی همراه با عدم افزایش درآمد به همان میزان، سبب شده است که خانوارها توان خرید خود را از دست داده و مصرف آن‌ها کاهش یابد.

این کاهش مصرف به‌ویژه در بین اقشار با درآمد متوسط و پایین محسوس‌تر است و تاثیرات منفی بر تغذیه و سلامت به‌ویژه کودکان دارد.

در حکومت ایران تاکنون راه‌حل‌هایی نظیر واردات، ممنوعیت صادرات، ذخیره‌سازی و نرخ ارز ترجیحی برای تنظیم بازار مواد غذایی اجرا شده است.

اما این سیاست‌ها نتوانسته‌اند تاثیر قابل توجهی در کاهش قیمت‌ها داشته باشند.

برای مثال، طی یک سال قیمت گوشت گوسفند ۲۴۲ هزار تومان و قیمت عدس ۳۴ هزار تومان افزایش یافته است.

[تورم و گرانی در ایران]

مشکل کار در کجاست؟

واردات به ‌منظور تنظیم بازار در شرایط تورمی تولید نوعی عدم حمایت از تولیدکننده داخلی محسوب می‌شود و انگیزه تولید را کاهش می‌دهد.

از طرفی، ممنوعیت صادرات نیز هزینه‌های زیادی برای صادرکنندگان به همراه دارد و نوعی سیاست ضدتولید به‌شمار می‌رود.

قیمت‌گذاری دستوری نیز به دلیل نبود سیستم حسابداری دقیق همواره مورد اعتراض کشاورزان و تولیدکنندگان بوده و باعث کاهش سرمایه اجتماعی و تغییر کسب‌وکار شده است.

بررسی تجربه کشورهای مختلف مانند ترکیه، چین، آمریکا، مالزی و هند نشان می‌دهد که سیاست تعیین قیمت دستوری برای بخش خصوصی کارایی ندارد.

در این کشورها، تصمیم‌گیری‌ها بر مبنای اطلاعات دقیق و روزآمد در مورد قیمت محصولات، میزان تولید و تقاضا انجام می‌شود.

اما در حکومت ایران، این نوع تصمیم‌گیری‌ها به ندرت صورت می‌گیرد و نتیجه آن وضعیت نابسامان تولید و بازار و گرانی اقلام خوراکی و… است.

سوال اصلی این است که آیا ابزارهای سیاستی مشکل دارند یا مسئله از جای دیگری است؟

پاسخ این است که ابزار سیاستی مشکلی ندارد، بلکه مشکل از حکومت ایران است که به جای تنظیم بازار، تمایل به دخالت در بازار دارد.

این دخالت‌ها بدون در نظر گرفتن پیامدهای آن و بدون طراحی سیستم‌های کارآمد انجام می‌شود.

در نهایت، این نگرش «دخالتی» به جای «تنظیمی» است که باعث شده است نه تنها جان انسان‌ها، بلکه جان تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان نیز به خطر بیفتد.

در پایان می‌توان گفت که تورم و گرانی کالاها و اقلام خوراکی و غیرخوراکی برای حاکمیت ملایان مسئله مهمی تلقی نمی‌شود.

از این روست که مردم ایران در سال‌های اخیر همواره در پی اعتراضات و قیام برای تغییر حاکمیت و حل کردن مشکل اصلی و ریشه تمامی این مشکل‌ها هستند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)