بنبست حاکمیت ملایان از زبان هاشمیطبا
مصطفی هاشمیطبا از مهرههای جناح مغلوب حاکمیت که در سالهای اخیر، در قالب منتقد برای جناح خامنهای ظاهر شده در مطلبی تحت عنوان «آچمزیم» به تشریح بنبست حاکمیت ملایان پرداخته است.
مطلب هاشمیطبا با این آغاز میشود که همه ظواهر و باطنها نشان میدهد که کشور در یک وضعیت بحرانی قرار گرفته است.
این مشکل نه تنها به دولت فعلی، بلکه به دولتهای گذشته نیز مرتبط است و همه از این وضعیت آگاه هستند اما آن را نادیده میگیرند و وانمود میکنند که مشکلی وجود ندارد.
هاشمیطبا علت اصلی این بحران و وضعیت نابسامان را ناتوانی و بیکفایتی مسئولان حکومت ایران میداند، نه تحریمهای آمریکا و اروپا.
او معتقد است که حتی اگر با آمریکا روابط نزدیکی برقرار شود و افایتیاف پذیرفته شود، باز هم این بحران ادامه خواهد داشت.
در این صورت شاید مشکلات کمی به تأخیر بیافتد، اما به طور کامل حل نخواهد شد.
وی در ادامه تلاش میکند دلایل این بحران را تشریح کند و اشاره میکند که مسئولان شرکت گاز اعلام کردهاند برای حفظ تولید گاز به حداقل صد میلیارد دلار نیاز دارند.
همچنین مسئولان برق هم از نیاز مشابه برای حفظ ظرفیت فعلی برق سخن گفتهاند.
پزشکیان هم اعلام کرده جهت حصول رشد ۸ درصدی، دستکم نیاز به ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری است.
هاشمیطبا میپرسد چرا به جای توجه به واقعیتهای اقتصادی، فقط به اعداد و آمار توجه میشود؟
وی تأکید میکند که ورود این حجم ارز به اقتصاد میتواند به رشد اقتصادی منجر شود، اما همزمان ممکن است همه چیز کشور در مسیر سقوط قرار گیرد.
او معتقد است که تمرکز بر ارقام به تنهایی نمیتواند کیفیت واقعی اقتصاد را نشان دهد و مشکلات بنیادی حل نشده باقی خواهند ماند.
از هم پاشیدگی اقتصادی ایران تحت حاکمیت ملایان
به عنوان مثال، او اشاره میکند که برخی از فعالیتهای اقتصادی که به افزایش تولید ناخالص داخلی (GDP) کمک میکنند، زیانآور هستند؛ مانند فروش ارز در بازار که به اقتصاد کشور آسیب میزند.
یا حملونقل کامیونی که با وجود اینکه به آمار GDP اضافه میشود، اما از نظر کارایی اقتصادی مناسب نیست و اگر از حملونقل ریلی استفاده میشد، تأثیرات منفی کمتری داشت.
هاشمیطبا ادامه میدهد که حتی اگر ۲۰۰ میلیارد دلار ارز وارد کشور شود، باید این سوال مطرح شود که این منابع چگونه استفاده خواهد شد؟
برق و گاز بهتنهایی بخش عمدهای از این منابع را میطلبند. علاوه بر این، سالانه ۲۵ میلیارد دلار کالاهای اساسی وارد میشود. مبالغ زیادی برای خرید ارز و طلا در بازار آزاد برای حمایت از نرخ ارز صرف میشود.
همچنین باید به واردات بنزین و سایر اقلام ضروری مانند دارو و تجهیزات پزشکی توجه شود.
وی به این نکته اشاره میکند که این منابع به هیچ عنوان کافی نیستند و حتی اگر این ۲۰۰ میلیارد دلار به دست آید، بخش عمدهای از آن باید از سرمایهگذاری خارجی تأمین شود.
با این حال، تحقق این امر نیز به دلیل مشکلات ساختاری بعید به نظر میرسد.
هاشمیطبا همچنین به وضعیت نابسامان مدیریت و سیاستگذاری در کشور اشاره میکند و میگوید که حکومت ایران به جای اینکه سیاستهای مناسبی اتخاذ کند، به دنبال جریانهای اقتصادی نادرستی است که از گذشته کشور را به بحران کشانده است.
او با طعنه میگوید که مسئولان به جای اتخاذ سیاستهای متناسب با شرایط موجود، به مردم وعدههای بیپایه میدهند و حقایق را از آنها پنهان میکنند.
او در ادامه به مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور اشاره میکند و از دولت و مسئولان میخواهد که به جای تمرکز بر آمارهای خام، به ماهیت واقعی مشکلات بپردازند.
درخواستهای باطله هاشمیطبا از حاکمیت
وی از مسئولان میخواهد که با مشکلات زیرساختی مانند برق، گاز، نفت، کشاورزی، حملونقل و سایر مسائل اقتصادی روبرو شوند و برای هر یک از این مشکلات برنامهریزی دقیق داشته باشند.
هاشمیطبا همچنین اشاره میکند که حکومت ایران به دلیل سیاستهای نادرست و عدم توجه به واقعیتهای موجود نمیتواند به بهبود وضعیت کشور دست یابد.
او معتقد است که حتی در صورت تغییر سیاستهای کلان و تعامل با قدرتهای جهانی، شرایط فعلی کشور به سادگی قابل تغییر نخواهد بود، مگر اینکه نقطه عطفی در مدیریت و تصمیمگیریها ایجاد شود.
او در نهایت به این نتیجه میرسد که کشور ظرفیت تحمل این حجم از بحرانهای اقتصادی و اجتماعی را ندارد و اگر حکومت ایران به تغییرات اساسی در سیاستهای خود دست نزند، منحنی نزولی اقتصاد با سرعت بیشتری ادامه خواهد یافت و آیندهای نامعلوم در انتظار کشور خواهد بود.
هاشمیطبا در ادامه از دولت و حاکمیت میخواهد که به وضعیت موجود اعتراف کند و با پذیرش مشکلات ساختاری و اقتصادی کشور، به دنبال راهکارهای عملی باشد.
او تأکید میکند که صرفاً نظریهها و پیشبینیها نمیتوانند مشکلات را حل کنند و نیاز به اقدامات عملی و واقعی وجود دارد.
وی در پایان به برخی از پروژههای مهم مانند طرح توسعه مکران اشاره میکند و میگوید که این طرحها به دلیل تشتت در تصمیمگیریها و ناتوانی در مدیریت، به جایی نرسیدهاند.
اینها تنها برخی از معضلات جامعه است که مورد اشاره قرار گرفته است. اما حاکمیت ملایان در آزمایشی ۴۵ ساله مردود شده و دیگر جایی برای امتحاندادن باقی نگذاشته است. چون نتیجه دوباره مردودی است.
راه چاره و کسب نمره قبولی برای حل مشکلات کشور، تغییر حاکمیت و برقراری یک حاکمیت مردمی است و نه اصلاحات موهوم پیشنهادی!
[هاشمیطبا؛ آینده تاریک ایران با ادامه بقای دیکتاتوری]

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.